X
تبلیغات
اسفراین

اسفراین

بررسی شهرستان اسفراین وبام وصفی اباد ازدیدگاه جغرافیای طبیعی ،سیاسی ،اجتماعی

دستگاه بافندگی : (افقی، عمودی)

دستگاه بافندگی افقی زمینی: چادرنشینان ایرانی از این دستگاه برای بافتن گلیم استفاده می کنند و در بافتن تارها را یکی درمیان بلند کرده و با ماسوره پود را از میان آن می گذرانند و پهنای طرح مورد نظر کمی و زیادی تارهایی که باید بلند شود مشخص می کند و هنگامی که یک خط موازی با تار در طرح مورد نظر بیفتد اشکالی در طرح مشاهده می شود برای جلوگیری از این اشکال گلیم بافان باید از پودهای دم کبوتری روی حاشیه و کنار آن ببافند و یا بجای خطوط موازی با تار از خطوط چپ و راست استفاده کنند و البته بافت گلیم بسیار آهسته صورت می گیرد و برای اینکه پهنای گلیم یکنواخت باشد باید یک گیره آهنی به نام پهن کش را به گلیم تازه بافته قلاب کند که با طناب به میخی که در زمین فرو کرده اند می بندند و زمانیکه 70-50 سانتی متر بافته شده و از گیره دور شد چله تون را از زمین جدا کرده و مقدار بافته شده را پشت نورد پنهان می کند و دوباره چله تون را سفت می کنند و این دستگاه بین دو نورد قرار می گیرد.

دستگاه جاجیمبافی:

برای بافتن جاجیم استفاده می شود و تنها فرقش با دستگاه بالا در این است که بچه گورت گرد نیست بلکه یک چوب تخت که لبه های آن گرد شده است و کار شانه و دستک را نیز انجام می دهد و علت برجسته بودن طرح روی گلیم به دو دلیل است یکی در اثر تار راه راه درست شده و دیگری وجود بعضی از نخهای تار روی جاجیم است و نخستین گام به سوی دستگاههای چند گورنی متداول شدن چوبی که نخهای تار را کنترل می کند است و دستگاههای ساده بافندگی با گورت برای بافت طرح پودی چون گلیم و طرح تاری چون جاجیم به کار می رود.

دستگاه بافندگی افقی چند گورتی:

این دستگاه از تکامل دستگاه یک گورتی بوجود آمده است یونانیان و رومیان بجای نورد تار، روزنه تار به کار می بردند گورتهای رکابی از سده دوم پیش از مسیح به بعد در مصر به کار برده شده و طبق شواهد دستگاه عمودی دارای وزنه تار از دوره نوسنگی در خاورمیانه پیدا شده است و در سده ششم در صومعه ای در نزدیک شهر تب حفاری شده چاله های سنگی پیدا شده و در حالیکه در یونان و روم و اروپای شمالی نورد پارچه بالا بوده و بافنده رو به بالا کار می کرده و تار به پایین آویزان بوده در ایران دستگاههایی از تکامل دستگاه افقی دو نورد پدید آمده که دو اصلاح در آن بوجود آمده که اولاً تار با زاویه ای که به سمت سقف نزدیک می شود به دور تیر چوبی گردانده و سپس آن را عمومی روی قرقره ای که چله از آن آویزان است هدایت می کند و ثانیاً بافنده با استفاده از رکاب ساده می تواند از تعداد بیشتری گورت با توالی منظم استفاده می کند و در ایران و مصر رکاب در چال بوده و هنوز در اصفهان و کرمان و یزد هم همانطور است مرکز صنعت صنعت ابریشمبافی از قرون وسطی یزد است و جنس ماکو در این دستگاه از جنس چوب خرما است که نوک صافی دارد در این دستگاه ابریشم بافی ماتیز قسمت بافته شده پارچه را در پهنای معینی نگه می دارد.

دستگاه چادر شب بافی

این دستگاه از چهار پایه مستطیل با دو ستون کوتاه که نورد پارچه را نگاه می دارد و دو ستون بالا که در قسمت بالایی خود تیر تار برگردان به نام سدگاه و قدری پایین تر نورد پارچه را نگاه می دارد تشکیل شده است و برای بافتن چادر شب یعنی پارچه ای که زنان به دور کمر می بندند به کار می رود و مواد مورد نیاز عبارت است از نخ ابریشم که از پرز کردن پیله ابریشم درست شده و با شانه پشمی شانه شده و روی چرخ ریسیده می شود و سر رشته را به غیبه در شکاف نورد قرار دارد گره می زنند و تار به سدگاه بسته می شود و تعداد گورت ها در طرحهای ظریفتر و پیچیده تر بیشتر است و گورت از سقف روی چرخ آویزان شده و با طناب نازکی به رکاب وصل می شود و با فشار دادن دهنه و ردیف کار ایجاد می شود و ماکو را وارد آن می کنند و با شانه پارچه را شانه می زنند و پهنای پارچه را با آرج دندانه ای به یک اندازه نگاه می داردمجموع این دستگاه های برای بافتن نقشه هایی اشکال هندسی که پیچیدگی آن به تعداد وردی است که به کار برده می شود استفاده می شود

دستگاه نقشه بندی:

برای طرح آزاد استفاده می شود و چله کشی وارسی نخهای تار را آسان می کند و ویژگی های آن عبارت است:

1-دو تار یکی زیری و دیگری رویی دارد 2- ورد آنرا ورد زمینه می نامند که بر روی تار زمینه کار می کند و یک چله کش که فقط بر روی تار نقشه کار می کند دارد و شیلت در این دستگاه سبب می شود چند طرح تکداری در پهنای پارچه را فقط با یک طرح بیاندازد.

3- گوشواره ای دور تمام آن مشته های عمودی می گذراند4- جوانی روی تخته بالای دستگاه درست جلوی دستون نشسته و با فشار دادن رکاب زمینه دهنه ای درست می کند و ماکو از لابه لای آن می گذراند و بود را از میان آن می گذراند و رکاب آزاد می کند گورت را برمی گردانند و با شانه پود را می زنند و با کشیدن گوشواره اولی و تکان دادن آن نخهایی که باید کشیده شود از آنهایی که نباید دست بخورد جدا می کند و آنهایی که کشیده شده با دست می گیرد و یک دسته نخ را روی چنگال انداخته و شانه را پیچ می دهد و استاد وی قلاب زاویه ای دار معلق بنام چلک را زیر تمام زه های روده ای شیلت قرار می دهند و بدین ترتیب دهنه تار نقشه را باز نگاه می دارد و بافنده نخ رنگی را درون دهنه می زند و قلاب را بیرون می آورد و گوشواره کش مشته ها را رها می کند و نخستین حلقه نقش را در سر دیگر میله چوبی می اندازد و استاد کار با رکاب خود و رد زمینه دیگری باز می کند و پود استاندارد دوم را می اندازد و کارگر نخها را با گوشواره دوم به هم وصل می کند تا گوشواره ها تمام و نقشه کامل شود اگر تکدار طرح مورد نظر باشد گوشواره ها در جای خود قرار گیرند و اگر عکس طرح اصلی بافته شود باید گوشواره به حالت عکس دفعه قبل قرار گیرد و از آخرین شروع شود این شیوه از زمان ساسانیان جزء کار زریبافی بوده است و البته دستگاه زریبافی برای بافت پارچه ابریشمی به کار برده می شود و از زمان جنگهای صلیبی آنرا دستگاه دمشقی نامیدند.

دستگاه مخمل باف

ویژگی های آن اولاً کاربرد تار دوگانه و ثانیاً کاربرد نقشه و ستون که مخمل برجسته درست می کند می باشد این دستگاه برای بافتن مخمل دو تار به کار می رود که تار اصلی آن نخ ابریشم است برای بافتن متن پارچه و بین نورد پیش و سوم به شکل افقی کشیده شده و تار خواب یا چله دوم که از نورد پیش آغاز شده و از روی تیر چوبی به نام سمک خواب که از سقف آویزان است می گذرد

دستگاه تارکش در آن 6 ورد دارد که 4 تای آن تار اصلی و 2 تای آن تار خواب را حرکت می دهند و تمام این شش ورد به رکاب وصل شده و خریداران معمولاً مخمل آرایش شده را ترجیح می دهند یک راه برای تنوع رویه آن موجدار کردن است که مخمل بافته شده را روی تخته موج دهی قرار می دهند و توسط ابزار موج که از چوب است و cm50 طول دارد روی مخمل فشار می دهند و بعضی گره ها در پهنای مخمل خم و بعضی دیگر را دست می زنند که این کار توسط موجکار انجام می شود و راه دیگر ایجاد مخمل برجسته است که زمینه آن پارچه ساده اس و نقشهای تزیینی در تار خواب آن دیده شده ورد تار زمینه، زمینه پارچه را تولید می کند و ورد تار خواب کرک را ایجاد می کند و گوشواره کش از روش مفتولی نقشه را طبق توالی دستون روی مخمل ایجاد می کند

دستگاه زیلوبافی

برای بافت کف پوش استفاده می شود و این دستگاه ایستاده و دو ستون دارد و نورد بالا روی آن و نورد پایین ، پایین آن قرار دارد و بجای ماکو از یک توپ دراز پنبه ای که دور قالب پیچیده شده استفاده می کند اندازه کوچک زیلو برای کف خانه استفاده می شود و اندازه های بزرگ برای مساجد استفاده می شود و چون گاهی اوقات زیلو دارای آیات قرآن و طرح هندسی است به همین علت از دستگاه نقشه بندی استفاده می شود و تا قرن گذشته از پشم و پنبه بافته می شده ولی امروز از نخ پنبه ای کلفت برنگ آبی و سفید و یا قرمز و سفید بافته می شود و طرح زیلو را با عوض کردن دو رنگ تار دوگانه بدست آورد و زیلو بافها معمولاً طرحهای ساده تر به نام مثلثی و نقشه گره، گچکنه، پیله، پته توره و زنجلو که در بازارهای اصفهان و کاشان معروف است می بافند.

قالیبافی:

وقتی در مورد فرش صحبت می کنیم منظور نوع جنس بافته شده آن است که علاوه بر تار و پود بعد سومی به شکل پرز گره زده شده داشته باشد و کهنترین فرش بافته شده متعلق به سکاها قدم آریایی است و متعلق به سده پنجم پیش از میلاد است در پزیرک در کوهستانهای آلتایی در آسیای مرکزی بدست آمده و ون برف و یخ بوده رنگ و نسج قالی حفظ شده و نسج بسیار ظریفی دارد و درصد اینچ مربع 520گره خورده است در حالیکه قالی خرسک امروزی 80 گره و قالی ابریشمی 800 گره دارد.

شواهد مربوط به قالیبافی پرزی تکه های فرش در شهر اولا و لولان است که هر دو در خاور ایران و مغولستان امروزی پیدا شده تکه شهر اولا به سال سوم پس از میلاد که درون جعبه لاک شده تار یخدار و تکه شهر لولان متعلق به پیش از چهارم میلادی است هر دو دارای پرز زیاد و با نوار پودی به هم متصل شده اند و قالبهای پشمی توسط هیئت آلمانی تو رفان و سراورل استاین در واحدهای مسکونی ترکستان پیدا شده است که پناهندگان نسطوری و مانوی از سوریه و ایران به این نواحی مهاجرت کرده و سده های سوم تا ششم میلادی در آنجا زیسته اند لوفر می گوید واژه قالیباف در لهجه یونانی روم شرقی ریشه ایرانی دارد و صنعت قالیبافی از ایران به روم شرقی رفته است نمونه قالی سلجوقی را در قرن 11 به بعد داریم و از قرن 12 به بعد صنعت قالیبافی در ایران پایه گذاری شد مسعودی بیان می کند که قالیهای ایرانی در قصر المستنصر زیاد بوده و شاید مرکز اولیه قالیها طبرستان بوده چون سالانه 60 قالی به خلیفه بغداد خراج می دادند.

مواد که در قالیبافی به کار می رود عبارت است:

تار: تار قالی عشایری از پشم است و چون باید محکم باشد تار پشمی ضخیم است در نتیجه قالی آنها زبر است البته عشایر تار و چله را سرد و از پشم درست می کنند چون پشم مورد نیاز خود را از گله بدست می آورند در کارگاه قالیبافی شهر تار از نخ پنبه ای دو لا و یا نخ ابریشم دو لای تابیده بدست می آید و ظرافت قالی به تعداد گره آن بستگی دارد که قالی عشایر 20 وج معادل با 61 گره در هر اینچ مربع. قالی متوسط 35 رج معادل 162 گره در هر اینچ و بهترین و ظریفترین قالی 75 رج معادل 800 گره در هر اینچ مربع دارد و قالی معروف اردبیل در موزه بریتانیا 52 رج معادل 360 گره در هر اینچ مربع دارد.

پرز: معمولترین ماده برای گره قالی از پشم است که کیفیت آن در نواحی مختلف ایران متفاوت است نرمترین پشم سفید که در رنگ روشن به کار می رود و در شمال باختری ایران بویژه ناحیه نزدیک دریاچه رضائیه ، خوی، ماکو، سلمان و ساوجبلاغ و پشم تیره لاشه گوسفند کشتارگاهها هم در تبریز که در مرکز این ناحیه است بدست می آید و پشم فارس هم درخشان و هم زبر است و فرشهایی که رویه آن پر جلا و درخشان است پرز ابریشمی به تار ابریشم گره می زنند و اصطلاح شتری منظو رنگ شتری است و فرش کرمان به لحاظ پشم آن معروف است و کرک اسم موی زیر شکم گوسفند و زیر مو بز است .

دستگاه قالیبافی: دو نوع دیواری و افقی است که طرز کارشان یکی است و در دیواری معمولترین تار است که دو نورد بالا و پایین بین دو پایه عمودی ( پهلو) قرار دارند و در مرکز این پایه ها رو دیوار است.

آماده کردن تار: این کار را هم قالیباف و هم چله تون انجام می دهد طول چله برابر با طول یک قالی یا دو قالیچه است که جفت بافته می شود و مقداری نخ چله بین آن دو فاصله می گذارند تا سر و ته قالیچه ریشه داشته باشد.

بافتن قالی: دو نوع گره وجود دارد یکی خفت سهنا است که آن را فارسیباف ( یک گره) می نامند این گره سبب می شود قالی نرم و پشت خفت خیلی ریز است و برای طرح دقیق و ریزه کاری به کار برده می شود و اما نوع دوم که مخصوص خراسان و چادر نشینان ترک زبان است دو گره ای یا ترکباف است که پشت قالی زبر است بعد از بافتن چند سانتی متر بوتانه پوپیله دو نخ تار کنار هم با سر قلاب به طرف خود می آید پرز را پشت این دو تار و در جلوی آنها به هم گره می زنند و پس گره را سفت و با دم تیغ به طول 5 سانتی متر می برد طرح نقشه را عشایر از نسلی به نسل بعد منتقل می کنند و بدون نقشه می بافند و برای بازرگانان شهری نمونه ای از قالی به نام واگیره تکه از گل و حاشیه را گرفته و فقط با یک نگاه آن را می بافند و در کارگاه شهری نقشه را روی کاغذ رسم و هر مربع یک گره است و خطوط اصلی توسط استاد و وسط آن توسط افراد جوانتر پر می شود و یک قالیباف 1400 گره معادل 3 گره در 4 ثانیه در هر روز می بافد.

پرداخت قالی: زمانیکه حاشیه پرز می برند تا تصویر بهتر دیده شود در پایان یک قسمت از بافت را می چیند و با کاردک پهن و تیز عمل پرداخت را انجام می دهد و در انتها هر 15-10 تای آنرا با هم گره می دهد و ریشه درست می کند.

سکمه دوزی: آرایشی که در جامعه نگهبانان و نجیب زادگان و نقوش برجسته کاخ شوش و تخت جمشید است سکمه دوزی است همچنین تندیس سنگی و ظروف نقره ای دیگر اشخاصی را نشان می دهد که روی لباسشون شبیه به گلابتون دوزی است نخستین نمونه مربوط به دوره سلجوقی است که پارچه ابریشم ساده به کار برده و روی آن بخیه و دوخت اطلس به کار می برند و نفوذ چینی در طرح و بافت آن می تواند دید و سبک گلابتون دوزی در دوره صفویه احیاء گردید و سکمه دوزی در اطراف اردبیل توسعه یافت و موزه ویکتوریا آلبرت لندن مجموعه ای از گلابتون دوزیها را در اختیار دارد یک نوع سکمه دوزی به ملیله دوزی معروف است در قرن 16 و 17 در سراسر ایران گسترش یافت و نخ فلزی و ابریشم رنگی روی پرچه های رنگین ابریشمی به کار می برند که آنرا روی ایوان و روی تخت می اندازند و حاشیه آنرا گلابتون دوزی می کنند و در سده 12 کار گلابتون دوزی و زیبافی به سیسیل رسید و یکی از زیباترین نمونه ها شنل تاجگذاری امپراتور آلمان است و در یزد ، کاشان، اصفهان و شیراز بیشتر گلابتون دوزی برای رو تختی ، سوزنی حمام، جانمازی و روتختی بود که به صورت زنجیری بافته می شد و شلوار گلابتون دوزی ایران در سده 19 بنام زیله پرسان یا به نام نقشه معروف بود و اصفهان مرکز اصلی تهیه این شلوار بود که در فاصله بین دو جنگ این صنعت دوباره در اصفهان احیاء شد و پارچه آن در اصفهان متقال است و در شهر رشت رومیزی، رولحافی، روبالش و جامه درست می کنند و پارچه آن کتان و کرباس است و نقشه گلابتون را با گچ روی پارچه کشیده و با قلاب نخ گلابتون را که در پشت پارچه است به شکل حلقه به طرف روی پارچه می آورند و به همین ترتیب ادامه می دهند معروفترین سکمه دوزی نقش بنفش زله( گلاب، نقشه، پیچ) نوع زنجیری که آنرا قلابدوزی می نامند و نخ اندازی( تزیین جامه های سفید سنتی) گلدوز ( در تور به کار می رود)می باشد و نقشهایی که بیشتر مورد استفاده می شود عبارت است از بته، ستاره، دالبر، دالبر و بری و چشم بلبل ، حصیر بافی، زنبیلبافی، طنابسازی:

حصیربافی عبارت است از بافت نی نازک در میان تارهای نخ پنبه و از زمان مصر باستان تاکنون تغییر نکرده است این بافت برای کف پوش خانه مستمندان به کار می رود و همچنین زیر فرش که گچ خاک کف اتاق فرش را خراب نکند در مازندران تار حصیر از کنف ساخته شده و نی ها را به شکل یک طناب نازک روی کتلام می پیچند حصیر بدست آمده ضخیم و با دوام می باشد هم چنین یک نوع حصیر برای پرده استفاده می شود که از نی سبک ( تجیر) ساخته می شود و پس از بافت پرده باف حاشیه آن را با کرباس می گیرد که نشکند و آنرا با دست می دوزند کار سبد باف و حصیرباف مشابه یکدیگر است با این تفاوت که ابزار سبدبافی کنده چوبی و چاقو برای شکافتن نی بوریا و تجیر است و زنبیل بافی با دست انجام می شود و زنبیل باف جارو هم درست م یکند کسی که فقط جارو درست کند جاروباف می نامند.

بین زنبیل باف وطناب باف شباهت زیادی است طنابهای کنفی طناب باف راه می رود و با چرخ ریسندگی آنرا می بافد ولی سایر طناب ها را با موی زبر بز گیس باف می کنند. به طور کلی زنبیل و بوریا از نی و علف تهیه می شود که بوریا در ساختن سقف خانه های گلی به کار می رود دو نمونه پیدا شده متعلق ب5000 سال پیش از مسیح است که بوریا باف نی را بقچه ای می خرد و بریدن و بسته بندی نی منبع درآمد اکثر روستائیان اطراف رودخانه پلدار است و مرکز صنعت بوریا بافی زرقان نزدیک شیراز، بروجرد، نهاوند و روستاهای پیرامون همدان است که نی خودن از دشت خوزستان بدست می آورند.

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 10:34 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

 

1- مهمترين محصولات كشاورزي ايران گندم و جو است

2- شكر در ايران از چغندر و خوز ( نيشكر) به دست مي آيد

3- عامل موثر در كار كشاورز ايراني آب و هواست

4- دو ناحيه در ايران كه به گفته همه مورخين نيشكر در آن مي روييده است: 1- ( مكران ) كه جزو سيستان وبلوچستان است 2- ( خوزستان ) كه معني آن سرزمين شكر خيز است

5- فندق ، انجير و انار از ايران به ديگر نقاط جهان رفته است

6- شبكه آبياري ايران در گذشته به دو روش بند آب ( سد ) و قنات دو لبه چاه ها بوده است

7- ساختن بند آب و شادروان براي ذخيره آب در همه جا شناخته شده است

8- روش آبياري با قنات از ويژگيهاي ايران است

9- روش قنات در فلات ايران در ( بلوچستان ) و ( افغانستان ) رايج است

10- روش قنات را در بلوچستان و افغانستان ( كاريز ) يا ( كهريز ) مي نامند

11- روميها در توسعه قنات به باختر عامل موثري بوده اند

12- محققان،( روميها ) را مخترع قنات مي دانند

13- به گفته كارشناسان معروف آب: شبكه قنات بي ترديد شگفت انگيز ترين روش توسعه آبهاي روي زمين است

14- نام ديگر مقني ( چاهخو) است

15- نام ديگر دولچه ( دلو ) است

16- آب چاه را با دولچه ( دلو ) بيرون مي كشند

17- آب اصلي درتشخيص رسيدن به قنات را ( آب خوري ) گويند

18- براي اينكه دهانه قنات در اثر فشار آب خراب نشود سنگچين ( سنگانه ) ميشود

19- براي تعيين مسير آب، شيب و مظهر قنات به سراغ (سرمقني) مي روند

20- دركند نام ديگر ( مظهر) قنات است

21- شيب راه آب معمولا 1 به 1000 تا 1 به 1500 است

22- آبگذر تا 5/1 متر قطر دارد

23- با خاك خيلي سفت ( دم ) و يا قلوه سنگي كارحفر چاه سريعتر انجام مي شود

24- وقتي مقني به خاك نرم ( شورت ) مي رسد مجبور است قنات را با ( تنبوشه ) آستربندي كرده و بچيند

25- تنبوشه از ( ني- نار- گوم- كول- كوول ) بدست مي آيد

26- تنبوشه ها تخم مرغي است و اندازه هاي آن 60 در 120 سانتيمتر و ارتفاعشان 20 سانتيمتر است

27- سقفهاي فرو ريختني خطرناكترين مرحله كار مقني هاست

28- به راه انحرافي يا بغل بر، در مسير قنات ( كنگورت ) مي گويند

29- بهترين شاخص نبودن اكسيژن و وجود دم ( بخار )،در داخل چاه (چراغ روغني) است

30- وقتي چاه هميشه آب داشته باشد آن را ( قنات قهري ) مي نامند

31- اگر آب قنات فقط در مدت كوتاهي در بهار جريان داشته باشد آنرا ( بهار آب ) واگر متكي به بارانهاي سنگين باشد آنرا (آسمان نگاه) مي نامند

32- حلقه اي شبيه لوله بخاري كه نمي گذارد آب وارد شود ولي هوا داخل شود را ( كليله بند ) گويند

33- تعداد سهم تقسيم شده بين مستاجرين آب را ( شبانه روز ) مي نامند

34- نام ديگر گوشيه ( مقسم يا حوض ) است

35- به يك دهم از مقدار اصلي آب كه به صورت مساوي از مخرجها خارج ميشود ( سنگ آب ) گويند

36- به سنگهاي بريده شده صاف كه براي تقسيم عرض مقسم بكار مي روند ( لات ) مي گويند

37- روش استفاده از سنگ براي تقسيم آب را روش ( آبياري پاشوره ) مي نامند

38- به آبي كه از سوراخهاي ساخته شده در حوض مي گذرد ( بست ) مي گويند

39- واحد بزرگتر از سنگ آب در تقسيم آب ( فيكنال ) است كه هر فيكنال 10 بست است

40- چوب متصل به كوزه كه با آن آب را ازچاه بيرون مي كشند ( گردخاله ) گويند

41- گنجايش دلو آبكشي 56 ليتر است

42- در جنوب استان فارس براي آب آشاميدني و مصرفي خانواده از چرخهاي دستي استفاده مي كنند

43- ميله آهني چرخ چاه ( ماسون ) ناميده مي شود

44- براي شخم زدن زمين كشاورزي از ( شيخي ) كه حيوانات آن را مي كشند استفاده مي شود

45- تقريبا همه خيشهاي ايران از نوع ( سوزني ) يا ( قلمي ) است

46- براي شخم زذن با يك جفت گاو، دو ( يوغ ) به كار مي رود

47- براي شخم زدن با حيوانات ديگر چون اسب، قاطر، الاغ، يا شتر از ( خاموت ) به جاي يوغ استفاده مي شود

48- خيش كرانه درياي مازندران كه مخصوص كشت برنج است ( گاجمه ) نام دارد

49- خيش شمال غربي را ( امراز يا گاب امراز ) مي نامند

50- درجاهايي كه براي شخم زدن از بيل استفاده ميكنند كلوخها را با كلوخ كوب ( كلن كوب ) چوبي خورد ميكنند وپس از آن پنجه ( شن كش ) مي اندازند

51- مرز دور مزرعه را با كتر ( كره ،پنجه )، دسته بلند آهني كه به شكل خاك انداز است، مي بندند

52- محصولات ايران به تابستاني ( صيفي ) و زمستاني ( شتوي ) تقسيم مي شود

53- بيشتر غلات را با ( داس ) درو مي كنند مگر جو كه آن را از ريشه بيرون مي آورند

54- براي دروي غلات دو نوع داس ( داره، داسغاله ) به كار مي برند

55- در خرمن كوبي به روش كوبيدن ( تاله كوبيدن ) از خرمنكوب چوبي يا چوب گزل كوبي ويا از گرز خرما استفاده مي شود

56- تخته خرمنكوبي ( وال ) ناميده مي شود

57- براي خرمنكوبي ،وال و خرمنكوب را دايره وار روي ( بافه ) مي كشند.

اوقات خوش آن بود كه با دوست سپر شد

باقي همه بي حاصلي و بي خبري بود

با تشکر از سرکار خانم جعفرزاده

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 10:32 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

قفل ساز:قفل کردن خزانه ها و انبار های گندم و پرستشگاهها در هزاره دوم پیش از میلاد در مصر و بین النهرین متداول بوده است. قفلی که قفل ساز ایرانی می سازد نشانه نبوغ فنی او در جهات مختلف است قفل های ایران از دیدگاه فنی:

1. قفل ثابت در(کلیدون خانه ):کلون دان (قفل رومی) - کلون - قفل فنر پخش شو

2.قفل آهن : قفل فنر با کلید پیچی – قفل فنری با کلید فشاری – قفل لوله با کلید پیچی – قفل رمز حرفی بی کلید

1.قفل کلون دان یا رومی : اگر ساختن مجدد قفل هومری امروز درست باشد نزدیکترین چیز شبیه به قفل هومری قفل کلونی (دندانه ای) است یعنی قفل رومی با بیزانسی این قفل از سه نظر قابل اطمینان است

1. زبانه کلید باید دارای طول معین باشد و در ازای آن از مرکز بدنه کلید اندازه گیری می شود تا بتواند به دندانه ها گیر کرده و کشو را از یک دندانه به دندانه دیگر حرکت دهد 2

. بدنه قفل تعدادی پره های ثابت و یک ورقه فولادی مرکزی دارد که هر دوی آن ها مدنگ (دندانه ها و بریدگیهای قفل) می گویند

3. برای اینکه نتوانند با یک سو زدن کلون مثلا از داخل در را باز کنند یک شیطانک چوبی در داخل قفل کار گذاشته شده است این شیطانک معمولا در انتهای کلون به درون چاک افتاده و همانجا آن را قفل می کند قفل کلون دار : در تمام ایران پیدا می شود از لحاظ ساخت کهنترین آن هاست قدمت کلید این نوع قفل ها به 2000سال پیش از مسیح می رسد.قفل فنر پخش شو : این قفل عبارت است از جعبه آهنی با دو فنر قوی که سر آنها از جعبه بیرون آمده است و در آذربایجان به کار برده می شود اصول آن در طرح و ساخت کاملا متفاوت است .قفل های ثابت روی در برای درهای اصلی دروازه های باغ و... به کار برده می شود درهای کوچکتر و جعبه ها و گاو صندوق ها و گنجه ها با انواع اقسام قفلهای آهنی بسته می شود. 2.قفل فنری با کلید پیچی :این نوع قفل بسیارعمومیت دارد این قفل در قرون وسطی در انگلستان و فرانسه و آلمان وتا سال 1875 در این کشورها رواج داشت. قفل فنری با کلید فشاری :این قفل بسیار قابل اطمینان است و هنوز هم زیاد به کار برده می شود و سابقه تاریخی آن از زمان روم آغاز می شود و تا قبل از انقلاب صنعتی در اروپا به کار برده می شود .قفل فنری از دو قسمت تشکیل شده است یکی تنه قفل و دیگری زبانه آن که مجموعه ای از دو فنر است.قفل نورمبرگ در مجموعه ای از قفلهای قرون وسطای آلمان نگهداری می شود قفل لوله با کلید پیچی :مشخصه اصلی این قفل استوانه کوچک قفل است که در داخل لوله قرار گرفته است قفل های لوله ای در هند و اروپا ی مرکزی پیدا شده است .قفل حروفی و رمزی :تا سال 1750شبیه قفل های ایرانی در فرانسه به کار برده می شد و اخیرا برای محا فظت دوچرخه و اتومبیل زیاد به کار برده می شود. شبکه های پولادی:آهنگری که محصولات او بیشتر جنبه تزیینی دارد شبکه کار است وی صفحه های فولادی تزیینی به نام شبکه اسلیمی می سازد و این شبکه اهمیت مذهبی دارد. صنایع چوب سازی : ابزار اره کشها با درود گر برای بریدن چوب شامله : خرک چوببری (خرک اره کشی) -یک اره دو سر-تیشه-وسایل نشانه گذاری-تیر حمالهای سنگین سقف(اردی) تنها به وسیله تیشه صاف می شود .برای تیر حمالهای سبکتر (بورم)تنه درخت را از طول به دو نیمه اره می کنند (لپه و آله)پس از آن که بدنه درخت پاک شد اره کش ریسمان نشانه گذاری را با گل اخرا (گل ماشی )یعنی اکسید آهن جزیره قشم در خلیج فارس و یا با گل ارمنی که لیمونیت ارمنستان است رنگ می کند.به منظور جلوگیری از گیر کردن اره" گوه چوبی را در شکا فها فرو می برند برای بریدن تخته های نا زکتر(پشته)یک کمان بزرگتر یا اره قواره (اره ماشو)به کار برده می شود که می تواند تیغه های نازکتر اره را در چهار چوب کمان محکم نگه دارد .تفاوت بارزی میان درودگر" درساز"فرنگیساز وجود ندارد همه آنها را نجار می نامند و تمایز بین آنها درودگر ساختمان را نجار سفتکار کارشناس چوبسازی زیر شیروانی را خرپا کوب و مبلسازرا فرنگیساز می گویند. چوب بر در مدارس حرفه ای درود گر یا درود کار خوانده می شود که نامی بس کهن برای این پیشه است کارشناسان در و پنجره ساز را اغلب درساز یا آلتساز و قابساز یا قابکوب یعنی کسی که متخصص در سقفهای چوبی است می نامند.به سبب نفوذ اروپاییان میز درود گری استعمال عام یافته است. میز درود گری انواع و اقسام دارد قسمتهای خر پشت دستگاه رنده و نجاری تا میز معمولی کار جز آن است. ابزار معمولی درودگر عبارت اند از :براستی -گونیا- گونیای بازشو(واشو)-گونیای فارسی- درفش-خط کش(تیغه دار) که شامل(تیرک-تنه-نوک یا میخ علامت گذاریست)به جز اره دستی دو سر بزرگ اره کش که درودگر نیز آن را به کار میبرد اره دیگری به نام اره قطع کن برای بریدن الوار به اندازه های مختلف و یک نوع اره کمانی به نام اره قواره (اره ماشو) برای شکافتن کار جز ابزار اواست درصورتی که درود گری با نهال نرم بید کار می کند به یک اره کلافی(کمانی)بسنده می کند . کارهای معمولی روی میز با اره دستی (اره دم روباه) یا با اره ظریف (لطیف) انجام می شود.برای کار های ظریفتر مبلسازی و کام و زبانه در آوردن از اره برش (اره طرح فرنگ) که دارای پشت آهنین سنگینی است استفاده می کنند و اره مویی هم برای کار های ظریفتر به کار میرود. برای تیز کردن اره درود گر سوهان دودم یا سوهان گرده ماهی به کار می برد.رنده اصلی ایرانی به نام رنده فارسی که هنوز هم در همه جا به کار برده می شود با رنده فرنگی که از اروپا وارد می شود بسیار فرق دارد به جای شاخ یا دسته ای که رنده فرنگی دارد رنده ایرانی دو دسته دارد از این رو اغلب آن را رنده دو دست می خوانند.تیغ رنده را آهنگر محلی می سازد که این روزها اکثرا از فنرهای اتومبیل که به دور انداخته اند ساخته می شوند و تیغه رنده با یک گوه چوبی در جای خودش محکم نگه داشته می شود.رنده قاچی یک تیغه دارد و از این رو رنده یک تیغ نامیده می شود در صورتی که رنده پرداخت به غیر از تیغه یک پشت تیغ هم دارد از این رو آن را رنده دو تیغ می نامند.اگر رنده های قابل تنظیم نوین اروپایی به کار برده شود آن را رنده درجه دار یا رنده متحرک می نا مند. برای آماده کردن نبشی های تخته ها جهت چسباندن رنده بزرگی به کار برده می شود به نام رنده دستگاه یا رنده طولانی(رنده بلند در مشهد رنده فوغان نامیده می شود. حاشیه در و پنجره با رنده بغل (بغل دو راهه)رنده می شود.برای رنده کردن ته سطحی که توگود است رنده ته رند (رنده کف رند)به کار برده می شود شیارهای صاف برای قابسازی با رنده کنشکاو درست می شود.قلم های معمولی به نام شفره (شیفر یا مغار)برای کار های معمولی به کار برده می شود.برای کام (کوم )کنی قلم سنگینتری به نام اسکنه (اشگنه-اسکینه) به کار می رود. قلم توخالی یا مغار گلویی (گلویی یا مغار لوله)رویه های گرد را می برد و مغار کبریتی عبارت است از قلمی بسیار باریک.چکش معمومی درودگر برای کوبیدن میخ چکش مطبقه (مطوکه)نامیده می شود.کارهای پرداخت را با سوهان چوب یا سوهان چوبسا (چوبسایی)انجام می دهند. قطر تیغه های مته ای که به کار برده می شود معمولا بیش از 1 سانتیمتر نیست.تیغه های مته ها عبارت اند از : مته پیچ (مته مارپیچ)-مته قاشقی (مته گلویی) –مته سه نیش(مته برقی)و مته سوزنی-مته خزینه-مته توپی که به درد تفنگسازها میخورند.معروفترین اتصالهایی که در کار های ساختمانی توسط درودگران انجام می شود اتصال نیم ونیم و کام و زبانه(فاق وزبانه) می باشد. برای بریدن چوب به زاویه صحیح درودگر از تنگ فارسی روی میز استفاده می کند.برای گرفتن گوشه های تخته سه لایی یا روکش اغلب پشت بند یا فرنگ به کار برده می شود.سریشم از استخوان و تکه های چرم ساخته شده است برای کار های ظریف تر سریشم ماهی ترجیح دارد در شهرستانهای شمال ایران تهیه می شود و کیسه هوایی ماهی خاویار ماده اولیه آن است .برای نگه داشتن در و پنجره لولای لوله ای به کار می رود که در با خته مصرف می شود و تازگیها در ایران مرسوم شده است.لولا های قدیمی که از زمان هخامنشیان به کار برده می شود سوراخی به نام سفت پایین در درگاهی داشت و سوراخ دیگری در سردر به نام سفت بالا.قابساز همان ابزارهای معمول درود گران را دارد به اضافه چرخ آلتساز (خراطی) نیز است این چرخ شامل تنه ایست که در یک چهار چوب (چهار انجله)سوار شده است تنه چرخ با کمان حرکت کرده و انتهای آن قوس برنده ای دارد.در آستانه و در گاهی بعضی خا نه های اعیانی طرح هایی روی تخته نقاشی می گردید که آن را تکیول می نامیدند.یکی از کارهای دستی به نام دیگر جعبه جواهر (مجری) است که در سال 1963 فقط یک مجری ساز در اصفهان باقی مانده بود مجری ساز جعبه ها را از چوب ساخته و چرم روی آن می کشد سپس آن را طلا کاری می کند.یکی از کارهای درودگری در گیلان ساختن کفشهای چوبی صندل (کتل)می باشد که پنجه آن با تسمه های چرمی درست می شود.در اواسط سده 19 روش باربری یعنی کاربرد چرخ در مرکز و جنوب ایران متداول گردیددر انگلستان برای ساختن چرخ گاری یا درشکه مهارت درود گر و آهنگر در یک نفر جمع است و تمام کارهای چوبی و فلزی ساختن ارابه را یک نفر انجام می دهد در ایران چرخ ساز معمولا درودگریست که ساختن ارابه یا درشکه را هم به عهده می گیرد کارهای فلزی مورد لزوم را نعل بند یا آهنگر طبق دستور چرخساز انجام می دهد.خراط:در بازار ایران خراط از جمله صنعت گرانی است که با مهارت و دقت خود حتی نظر اعجاب ناباورترین جهانگرد غربی را جلب می کند و شگفت آورتراینکه با چرخی که به کار می برد با اینکه ساده و تقریبا ابتدایی است کار های بسیار ظریف انجام می دهد .از جمله کسانی که تحت تاثیر مهارت خراطان ایرانی واقع شد ابن هیثم (آلهازن)است که بین سالهای 965و1039 در بصره زندگی می کرد.وی در کتابهای خود درباره نور نوشته دوبار چرخ خراطی را شرح می دهد.شاردن یکی از جهانگردان غربی که پایتخت ایران اصفهان را در سال 1665دیده است به ویژه راجع به هنر خراطی سخن می گوید شاردن طرز سوراخ کردن اشیاءرا روی چرخ و سپس پرداخت اشیای خراطی شده را شرح می دهد.یکی از معمولی ترین ابزارهایی که برای کارهای مستقیم به کار برده میشود پولاد کج (مغارکج) است قلم مربع شکل اسکنه یا اسکنک و قلم بسیار باریک را ناخن گیر می نامند.برای کارهای شکیل خراط از ناخنی یا تعدادی لون گاز یا نون گاز (گلویی) که اندازه های آن متفاوت است استفاده می کند. اولین کار خراط اندام کردن یا شکل دادن قسمت بیرونی است پس از آن پرداخت را شروع می کنند.پاره ای از فراورده های خراط عبارت اند از پایه های مبل و میز و صندلی و تختخواب وچهار پایه و فلکه دارو چرخهای ریسندگی و بدنه قلیان که از چوب کویچ (ازگیل)یا ساج است مهره های شطرنج و تخته نرد از مهمترین و ظریف ترین محصولات این گروه است. در روستا ها کار خراط ها تهیه دوک دستی است نام خراط دوک ساز است از جمله خراطانی که امروز وجود ندارند عاجتراش است که از استخوان دندان فیل مهره های شطرنج و زیور آلات دیگری می تراشد.

تنها عاجتراشی که در سال 1963در شیراز وجود داشت کسی بود که استخوان های کوچکی برای خاتمکار یا خاتمبند نیز تهیه می دید. در هر اینچ مربع یک خاتمکاری معمولی بیش از ششصد تکه کوچک به کار برده شده است.در کار خاتمکاری عملیات ریز صورت می گیرد : بریدن و آماده کردن مواد خام چوب و استخوان و فلز مرحله اول استفاده از چوبهایی با رنگهای مختلف (رنگ قرمز چوب عناب رنگ زرد روشن چوب نارنج و رنگ سرخ تیره چوب فوفل برای کارهای گرانتر آبنوس اصیل و چوب قهوه ای ساج به کار میرود اغلب به جای چوب ساج با چوب ارزان تر بقم کار می کنند.لاهای نازک چوب را لای مثلث یا لای بغل شش یا لای یک لایی می نامند علت اختلاف اسم آنها طرز بریدن آنهاست. مرحله دوم استفاده از استخوان شتر است و برای کارهای خاتمکاری گرانتر به جای استخوان عاج فیل به کار می برند عاج فیل را عاجتراش در اختیار آنها قرار می دهند پس از آماده کردن ششها ی چوبی و استخوانی خاتمکار به سراغ شش های فلزی می آید که اغلب از برنج و در موارد استثنایی از نقره ساخته می شود.پس اینکه کار های مقدماتی تمام شد به شکل دراوردن شش ها آغاز می شود شش های کوچک متساوی الاضلاع را مثلث و شش های بزرگتر با قا عده بزرگ را بغل شش (سه گوش)و شش های الماس گون را جو می نامند.خاتمکار در مرحله سوار کردن ششهای مرکب و میله ها طرحی که مورد توجه اوست انتخاب می کند طرح عمومی آن به شرح زیر است:1.شش پیچیدن:سه مثلث تیره و سه مثلث روشن به صورت شش گوشی به هم می چسبانند 2.روی شش های مرکب سریش مالیده شش مثلث برنج و شش جو در داخل شش گوشی چسبانده می شود 3.وقتی این شش ها خشک می شوند شش های مرکب دیگری به همان طریق به آن می چسبا نند که آن ها را ششهای بغلی یا پره می نامند.4.پس از اینکه شش های بزرگتر و پره ها خشک شد ودر شش مساوی (پره مساوی) سوهانکاری شد شش تا از شش های پره ای به شش ضلع شش گوشی چسبانده می شود و بدین ترتیب ستاره ای تشکیل می شود فواصل بین نوک ستاره ها با بغل شش ها پر می شود و به این ترتیب گل ساخته می شود.5.با به کار بردن روش فنی که در مورد گلها اعمال شد نوع دیگری از میله که به شکل مثلث است توگولو نامیده می شود بدست می آید. آصر عبارت از: تخته های پشت بند به ضخامت 6میلیمتر می باشد برشهای خاتم را یکی در میان در جعبه ای به نام توره که معمولا 12 برش خاتمکاری گنجایش دارد چسبانده و این بسته را میان منگنه (تنگ) چوبی و گوه قرار می دهند.حاشیه که دارای طرح های شطرنجی است مدخر نامیده می شود. خاتم های زبرتر و درشت تر از شیشهای ضخیمتر که متنی نامیده می شود ساخته می شود کارهای ظریفتر را (پره وروع)می نامند.از جمله اشیای کنده کاری شده کشکول درویشها قاشق شربتخوری (قاشق شاهی)صندوق تخته شطرنج یا تخت نرد می باشد.منبتکار انواع مختلف چوبهایی که دارای سطح صاف و مناسب می باشند مانند چوب گردو فوفل انار سرخ و زرد و افرار را به کار می برند . اما برای کارهای ظریفتر چوب گلابی از همه بهتر است . ایجاد نقش های برجسته از جمله فنون معمولی است و آن را منبت می نامند.منبتکار به جز ابزار معمولی فرنگیساز و درودگر که برای آماده کردن اشیای چوبی و کنده کاری نیاز دارد تعدادی ابزار ویژه در اختیار دارد که مهمترین آن ها تیغه منبتکاری می باشد . قلم مخصوص یعنی قلم کنده کاری شکل دهنده را مغار می نامند. این قلم ها عبارت اند از :مغار نیم راز یا نیم باز(گلویی)-مغار لوله کوچک و مغار کبریتی قلم هایی که دارای لبه صاف برش هستند چاقو نامیده می شوند .در کارهای ظریفتر قلم را با دست فشار می دهند وآن را زوری می خوانند و برای کارهای بزرگتر قلم را تخماق می زنند. بین ابزار منبتکاری عجیبترین آن ابزاری است که برای کارهای مشبک کاری به کار برده می شود و آن ترکیبی است از سوهان و اره به نام مارپا.

یکی از فعالیتهای منبت کاران در زمانهای گذشته ساختن قابهای مشبک(گره ها) در و پنجره بود. گاهی اوقات فضای بین گره ها با شیشه ها ی رنگی پر می شد این گره ها را قامه می نامند. اگر تزیین از چوبهای چند رنگ بوده یا ترکیبی از چوب و استخوان باشد آن را قاتلی می نامند. یکی از هنر هایی که پیوند نزدیکی با منبتکاری دارد قالب تراشی است.چوبی که برای قالب رنگ به کار برده می شود چوب گلابی مخصوصی است که خوب خشک شده باشد. بیشتر کنده کاری با قلم شتر گلو و یک قلم تخت و نازک به نام اسکنه (اشکنه) و یک قلم پهلوبر به نام نقش بر انجام می شود در صورتی که زمینه آن را با قلم گود بر مخصوصی به نام طاس کن می برند. قالبهای جدید را به عمق 6میلیمتر می برند.

شانه ساز یکی از متواضع ترین و افتاده ترین پیشه وران بازار است مثل این است که وی محکوم به نیستی است زیرا نمی تواند با شانه پلاستیکی ارزانی که امروز بازار ایران را پر کرده رقابت کند. برای ساختن شانه های بهتر از چوب شمشاد استفاده می کنند و چو ب گلابی را برای شانه های ارزانتر به کار می برد.

دمساز: باید طرز کار کردن با چوب -چرم –فلز و حتی پوست را به خوبی بداند دم بوری و دم فانوسی و همچنین دم دودم از تخته های چوبی درست می شود که با چرم به یکدیگر وصل شده اند. تمام دمهای تخته ای دارای در وارجه (شیر)می باشند که عبارت از پستانکی است چوبی با لولای چرمی.

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 10:31 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

1. حلبی ساز و بخاری ساز:

- فرآورده های حلبی ساز: ناودان، لوله ناودان، شیروانی، طره ی شیروانی، کارهای فلزی خانه ها مثل آبپاش، سطل، ظرف های بزرگ آب برای سقاخانه ها، ظرف نفت یا نفتدان، قیف، و اجاق و بخاری اغلب تقلید ساده از محصولات صنعتی غرب است.

- ابزار ویژه حلبی ساز: سندان های بزرگ شاخی و حلبی خم کن برای خم کردن حلبی به شکل استوانه یا مخروط. این ابزار دارای توپی یا قالب تعویض هستند برای گرد بریدن و لبه گرفتن و مهره سازی.

- حلبی ساز لحیم کاری را با لحیم قلع انجام می دهد.

- هویه ی حلبی ساز: از آهن چکش خوار است نه مس. هویه در بوته ی کوچکی با دم پوستی دمیده می شود و حرارت می بیند و لحیم، که آمیخته از قلع و سرب است توی طبقی در بالای کوره نگهداری می شود.

2. سفیدگر:

- ظرف های برنجی و مسی که در خوردن غذا هستند از داخل با قلع خالص سفید می شوند.

- سفیدگر= صفار = سفید کار = قلعکار

- کوره ی سفید گر دوره گرد: یک گودال کوچک به قطر 37 و گودی 30 سانتی متر در زمین برای ظرف لبه دار و دیواره ی پهن از انبر دهانه باز به ویژه به نام حلق انبر استفاده
می کنند.

- قلع به صورت ورق یا شمس از بازار خریداری می شود.

3. جواهر ساز، زرگر، نقره کار:

- همه ی 3 گروه با فلزات قیمیتی سر و کار دارند.

زرگر: تنها پیشه وری که با همه ی فلزات قیمتی سر و کار دارد در شهر های کوچک.

کار جواهرسازها: ساختن زیور آلات معمولی، دستبند، گلوبند، بازو بند، انگشتر، سنجاق، زنجیر و ...

- سنگ های نیمه قیمتی: عقیق جگری و فیروزه

- ملیله کاری: فن مشهور جواهر ساز ایرانی

- ملیله: نخ گلابتون یا نقره ای که در بافندگی استفاده می شود.

- برای پالایش زر بعد از قالگری به آن نمک اضافه می کنند.

- سیم هزار= نقره ی قرص

- فلز پست= فلز بار

- ابزار زرگر و سیمکار: یک سنگدان نک دار(سیخ نصفه ای)، انبر دست دم پهن، انبردست دم باریک، انبر دست دم مفتول و یک دماغه چوبی سوهانکاری.

- قلم و یا اره ی زرگری: برای سوراخ کردن فلز

- وقتی که با فلز قیمتی سر و کار دارند یک یک سفره چرمی (نخ) و یا طبق بزرگی زیر آن می گیرند که براده ها (سوآله) را برای پالایش بعدی در آن جمع می کنند.

- فلز را در اسید سولفوریک رقیق (جوهر گوگرد) و یا در محلول زاج فرو برده به اصطلاح جوشیده می کنند.

- برس زدن با گرد سنگ پا، ماسه ی تریپولی (خاک مکه) و یا خاک رس انجام می شود.

- صابون: برای روغنکاری

- صیقلگر: کسی که در صیقل مالیدن و روغنکاری مهارت داشته باشد.

- در وجود تقسیم کار کالاهای نیمه ساخته را به قلمزنو یا حکاک می فرستند.

- صُبی ها که در خوزستان به ویژه در اهواز زندگی می کنند در پیشینه ی زرگری و جواهرسازی استادند.

- صبی ها در ساختن ادوات موسیقی به ویژه ساختن یک نوع ویولن مخصوص به نام زَببه و قایق مهارت دارند.

4. قلمزنی فلزات، کنده کاری، گوهر تراشی، مهر تراشی:

- قلمزنی: تزیین روی اشیاء فلزی به ویژه با طلا، نقره، برنج و گاهی مس و آلیاژ نیکل سفید به روش های گوناگون و در جنوب شیراز مقصود آن روش کنده کاریست.

- منبت کاری: یک نوع تغییر شکل نرم فلز که با قلمه های نوک گرد و تیز انجام می شود و از زیر و رو آن را چکش کاری می کنند.

- قلم های منبت کاری را از فولاد آبداده (خشکه) می سازند.

- تعقیب خطوط اصلی نقشه = کار قلم گیری = نیم بر: نخستین کار منبت کاری

- قلم پرداز: قلم منبت دارای لبه ی خطی کوتاه برای تعقیب خطوط

- قلم قرسوم: قلم منبت دارای لبه ی خطی بلند برای تعقیب خطوط

- قلم ناخنی: قلم منبت نیم کمانی دارای خم های گوناگون

- قلم بوم = قلم کف تخت: یک قلم مربعی بزرگ برای فرو بردن زمینه منبت کاری شده.

- قلم خوشه: قلم تخت بیضوی برای کارهای مدور.

- قلم نیم وار: قلم مربع شکل با گوشه های گرد.

- قیر: برای روسازی دوم به کار می رود.

- قلم یک تو: قلمی که ته گرد کوچکی دارد برای چکش کاری دوباره زمینه تا دانه های یکنواخت داشته باشد به کار می رود.

- قلم های روسازی یا کار قرسوم: قلم دو تو، قلم بادامی، قلم مویی، قلم درختی، قلم گُرسواد و قلم نوک تیز یا قلم نیم بر.

- قلم دوتو: دارای دو دایره هم مرکز (متحدالمرکز)

- قلم درختی: دارای انهنای بیضی.

- قلم بادامی: ته آن شکل بادام است.

- قلم مویی: خطوط موازی مویی را علامت می زند.

- قلم گُر سواد: خصوص متقاطع را علامت می زند.

- قلم نک تیز = نیم بر: برای مشبک کردن و اندازه های مختلفی دارد به شکل خطوط راست و منحنی.

- سوهانکاری = ناهمواری ها (پیلیس) را صاف می کند.

- مشبک = شبکه سازی = تور سازی عربی: نوع دیگر از کارهای تزیینی سوراخدار کردن از مصدر شبک عربی گرفته شده و اغلب این کار را حکاک انجام می دهد.

- عود سوز = مشبک قلعه.

- یک نوع گوهر تراشی ویزه در خراسان متداول است که جزو صنایع مهم آن است، مواد خام آن فیروزه است که از معدن نیشابور در باختر مشهد یا از قوچان و کاشمر در شمال خاوری مشهد به دست می آید.

- سنگ فیرزوه روشن = چغاله

- سنگ فیروزه تیره = عجمی

- سنگ فیروزه کامل = طفول

- سنگ فیروزه لکه دار = شجری

- چسب کنده = از شلاک، موم و سفیدآب ساخته می شود و روی منقل زغال آن را گرم نگه می دارند. برای چسبیدن سنگ خام تراش شده سر چوب کوتاه.

- گرد پرداخت = دوبا

- چرخ چرمی: صفحه ی چوبی چرم پوشیده ای که دارای خمیری از سفیدآب و اب است برای صیقل و جلای آخر سنگ ها.

- فیروزه تخت = کف.

- اریب = فارسی.

- لته: پارچه ای که به دور انگشت حکاک که نزدیک به چرخ است بسته می شود بای محافظت .

5. زرکوب، زرکش و گلابتون ساز:

- زرکش و ریسندگی نخ گلابتون معمولا باهم یک شغل است.

- یک انس زر = 28 گرم زر= 750 برگ = هر کدام 4 انگشت پهنا و همان اندازه درازا.

- کاچ: مجموع کیسه های پوسی که شامل 175 تا 200 کاغذهای چهارگوش که طلا در میان آن ها قرار دارد و سر آن را محکم می بندند.

- پوست زر کوجی: ورقه هایی حدود 27 سانتی متر مربع می باشند.

- ورقه های پوستی از قسمت لطیف روده ی کور گاو درست شده اند.

- روده ی کور گاو حدود 80 در 12 سانتی متر است برای تهیه یک بسته که شامل 900 تا 1000 پوست است به 140 گاو نیاز است.

- شودر = یک بسته ورقه های پوستی.

- کارهای فرعی زرکوبان : مطلا کاری روی چوب، گوهر نشانی یا موج دار کردن فولاد با طلا است.

- کارد طلاکوبی: ابزار عمده ی زرکوب

- مصقول: پرداخت زر با عقیق، طلا و نقره را بسیار درخشان می کند.

- رویه ی فولاد: برای بهتر جفت کردن و از بین بردن شکاف و بریدگی و دندانه.

- سیم کش = زرکش: کسی که نخ ها زر و نقره ساخته و آن را منحصرا به زرگو یا کسی که زرکوبی می کند و زر را در فلزات دیگر برمی نشاند و یا به نخ گلابتون باف می فروشد.

- نخ ها وسیم های زرین در آرامگاه پادشاهان سلسله ی نخستین مصر حدود 3500 سال پیش از میلاد پیدا شده است.

- میتوس یا استموس: سیم های زرین به زبان یونانیان = نخ.

- فیلوم: سیم های زرین به زبان رومی ها = نخ.

- مراحل ریسندگی نخ: 1. مفتول کشیدن. 2. سیم کشیدن. 3. نخ کوبیدن.

- حدیده = فولاد.

- مشغاز: دو میله ی آهنی که حدیده را نگه می دارد.

- منجه: چرخ نخ پیچی.

- چرخ دنده هرزی = سبک چرخ.

- میل منجه = محورهای فولادی.

- حیدیده ی سیم کشی از فولاد پر کربن که در عین حال خشکه نیست ساخته شده.

- جر = قرقره ی باز کننده.

- بند = طناب نقاله

- بقاره: چند ماسوره ی کوچکتر که سیم را بعد از باز کردن از جر روی آن ها می گذارند.

- کفگیرک: میله ای که ماسوره ای که سیم گرد را می کشد روی آن قرار دارد.

- قلاعی = گوشواره

- چرخ نخکوبی: دو نورد فولادین پرداخت شده ی درخشان.

- کفگیرک لنگر: میله آهنی درازی به اسن لنگر که سر آن شبیه قاشق است.

- راه گاس: قرقره ی راهنمایی

- گلابتونن پیچی: آخرین و ظریف ترین مرحله تولید گلابتون یا ملیله، پیچیدن فلز تخت شده دور نخ.

- مهم ترین قسمت چرخ زری سر چرخ ریسندگی یا دوک است.

- ادوچک: بالشتکی که دوک در آن می چرخد.

- عقربک: چنگالی که یک جفت بال یا پروانک جلوی دوک که سرهای آن از هر طرف به آن وصل می شود.

- مغازه: قرقره ی سیم طلایی گردان وصل به دوک است.

- کنده: قرقره ی شیار داری روی دوک.

- قرقره پله ای: تنظیم کننده سرعت حرکت نخ از میان دوک.

- لنگر: یک کیسه سنگین که به قرقره آویزان شده برای این که نخ همیش ه در حالت کشید باشد.

6. صنایع آهنگری:

- ساکنان شمال باختری ایران نخستین فلز کاران تاریخ بودند.

- کو ره ی آهنگری: قلب کارگاه آهنگر.

- کور ه ی دیواری: نوعی کور ه ی در پوشیده.

- سندان خشتی: سنگدان نوک تیزی که در زمین فرو رفته برای کارهای سبک تر.

- سندان نوک دار = شاخ: سنگدانی برای ساختن محصولات گرد.

- انبر قلم گیر: انبری برای نگه داشتن قلم یا میله های چهار سو.

- انبر کوره = انبر آتشکاری.

- انبر جول = انبر لوله.

- فولاد خشک = فولاد آبدار: فولاد آب داده شده.

- روهینا = روهان: نوعی فولاد هندی که ویژه کارد و قاشق و قیچی

- سم ساب ازفولاد نرم ساخته شده و رویه ی آن رابا فرو بردن درمحلول شاخ یاسیانور سخت می کنند.

- ابزار آهنگری: گاو آهن = لپک، بیل، کج بیل، مرز کش = کرو، زنجیر برای کشیدن ابزار های آهنی برای کشاورزان، علف کنی = پاشگون، داس، قسمت های آهنی خرمنکوب = چوم، میله چوم، پره ی چوم، طوقه ی چوم، میل آسیاب، تور و اسیده برای اتصال سنگ آسیاب به میله ...

- کوبه در آهنی = یراق در

- آهنجه: شانه آهنی سنگینی که توسط قالبافان به کار برده می شود و عبارت است از 12-15 برگ آهنی که یک بسته درآمده و انتهای آن را پرچ می کنند و به اندازه پهنای دار قالی باز می شود.

7. میخ ساز:

- ابزار میخ ساز = ابزار آهنگر

- سندان می خ سازی: شبیه قارچ بوده و سوراخی در مرکز دار.

- سندان میخ سازی = سندان قارچی

8. نعل ساز:

- نعلساز = نعلبند = نعلگر = نعلچی

- چکش نعل چین: برای چیدن و جا زدن قسمت های اضافی نعل تا لبه ی محکمی داشته باشد.

- پرچ بر: برای بیرون کشیدن میخ نعل کهنه

- سم تراش بزرگ = ناخن گیر: سم را با آن صاف می کنند.

- چکش نعلبندی: نعل را با آن میخ می کنند.

- سم ساب: سم را از قسمت بیرونی با آن ها صاف می کنند.

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 10:29 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

زرکوبی

محصول عمده طلاکوب امروز تزیین آلات فولادی است ( بویژه مجسمه حیوانات )

ابزار عمده زرکوب کارد طلاکوبی است .

سیم کش یا زرکش کسی است که نخهای زر و نقره ساخته آن را منحصراً به زرگر یا کسی که زرکوبی می کند و زر را در ظرف دیگر بر می نشاند و یا به مفع گلابتون باف می فروشد .

نخها و سیم های زرین در آرامگاه پادشاهان سلسله نخستین مصر در حدود 3500 پیش از میلاد ) پیدا شده که مقاطع یکنواخت آنها این فکر را بوجود می آورد که در آن زمان چنین سیم کشی وجود داشته یونانیان این سیم ها ( میتوس یا استموس ) ورودی ها آزاد فیلوم ) می نامند که معنی هر دو نخ است .

سوزن دوزی زمان ساسانیان ( سده های سوم تا ششم پس از مسیح ) در زمان ما هم پیدا شد .

آخرین و ظریفترین مرحله تولید گلابتون یا میله ،پیچیدن فلز تخت شده دور نخ است که آن را گلابتون پیچی می گویند .

مهم ترین قسمت چرخ زری سر چرخ ریسندگی یا دوک است .

تاریخ آهنگری به عنوان پیشه و حرفه یک فرد با سازمانهای قبیله ای ارتباط دارد تا جایی که سبب جلوگیری از ورود بعضی از مردم به این حرفه شده است

ثابت شده است که در هزاره دوم پیش از مسیح ، خالو پس ها ،استادکاران آهنی و فولاد حیتها بودند .

گروه دیگری که در کارآهنگری سرآمد لودند تورانیان راههای سکاها می دانند که طبق نظر هرودت به حد و فور آهن می داشتند .

بنا بر گرفته هر تسفلد ساکنان شکال باختری ایران نخستیم فلزکاران تاریخ بودند زنان کولی در ساختن الک و تابیدن طناب استادی دارند .

هنوز هم کولی های آهنگر در قسمت بیشتر اروپا سرگردانند .

زبان کولیها ریشه مهندسی دارد سنت تکنولوژی به وسیله این قبایل به هر سو کشیده شده است

شهرهای ایران که در قرون وسطی در کار آهنگری نام دارد بوده اند شیراز ، کرمان و جرجانیه می باشند که در ساختن شمشیر و کارد و چنگال و سرنیزه ، قفل برای ابزار فولادی ظریفتر مشهور بود .

دم های تلمبه ای و پیستونی که در خاورد دور به کار برده می شوند در ایران ناشناخته اند .

آهنگر سندان نوک تیزی دارد که در زمین فرورفته و برای کارهای سبکتر است و آن سندان خشتی می نامند .

آهنگرهای کوچکتر از دم پوستی بزری و دم دولی دارند که برای کوره های زمینی ساخته شده آهنگرهای بزرگتر از دم های بزرگ فانوسی که یا دو لوله ای یا یک لوله ایست دوم دودم یا دو ستی )

وقتی که فولاد را آب می دهند آن را فولاد خشم یا فولادی آبدار می نامند و یک نوع فولاد هندی که بویژه برای کارد و قاشق و قیچی است روهان یا ( روهینا ) خوانده می شود .

اسامی کارآهنگر ایرانی همانند کار آهنگران در اروپاست یعنی کشیدن ، جازدن ، پهن کردن ، گرد کردن ، قطع کردن و سوراخ کردن .

پاره ای از ابزار مثل سم ساب از فولاد نرم ساخته شده و رویه آن را با ضرو بردن در محلول شاخ و یا اخیراً سیانور که از خارج وارد می شود سخت می کنند .

چند نمونه از کار آهنگران که در مناطق روستایی به کار می رود چون گاو آهن ، لوپک ، بیل ، کج بیل ، مرزکشی ،( کرو ) زنجیر برای کشیدن آنها ، علف کشی به نام ، پانگون ،داسی و ... در استان گرگان خیشی آهنی امروز به تدریج جانشین فیش چوبی گردیده است . ظاهراً گاوآهن دو دسته آهنی که در گرگان به کار برده می شود در اثر نفوذ روسی است .

میخ ساز : برای وصل کردن لوله ها به در و میخ کردن آنه در روی چوبهای ستونی درو غیره یک نوع میخ بزرگ مخصوص که سرآن چتری است به کار برده می شود .

ابزار میخ ساز همانند ابزار آهنگر است و از اداوتی که بیشتر لازم است بندان میخ سازی است فعل ساز :

تاریخ استعمال نعل مسی برای نگهداری سم چهار پایان در ایران بسیار طولانی است .پارتها پسر عموهای شرقی ایرانیان که در سواری شهره بودند متداول کردن نعل آهنی را آغاز کردند .

در روزگار باستان فولاد کمربندار سمانتیتی را به دقت برای ساختن کارد آماده می کردند .الکنی برای رده بندی شمشیرها و فولاد مورد مصرف آنها ، فولاد را از نظر خواص و کشور خواستگاه آن به چند رده تقسیم می کند :

الف) فولادی که در کارگاههای آهنگری تولید می شود ( معدنی )

ب ) فولادی که در کارگاه های آهنگری ساخته نمی شود ( دی لیست معدنی )

پ ) فولادی که نه عتیق است و نه امروزی ( لاعقیق و لا معدث )

تیغه های شمیشر ساخت داخلی پنج نوع مختلف دارد :

1- خراسانی از فولاد خراسان و در همانجا ساخته می شود

2- بصری از فولاد بهره و در همانجا ساخته می شود

3- دمشقی که همانجا ساخته می شود

4- مصری که در همانجا ساخته می شود

5- شمشیرهایی که متعلق به سایر کشورهاست

از گزارشی الکندی دو چیز به روشنی دیده می شود :

1 – آنکه ایرانیان و اعراب در زمان جنگ های صلیبی خواص فولادیهایی که از منابع گوناگون می آمد می دانستند .

فولاد هند و عربستان و ایران در فلزکاری آن زمان نقشی ارزنده داشته است .

کاردساز : چاقوساز امروزی بیشتر توجهش معطوف به تولید ابزار برش معمولاً برای خانه های می باشد دسته چاقو ها معمولاً از شاخ بز ساخته می شود شاگرد شاخ را در کوره به ملایمت گرما می دهد . قیچی ساز : قیچی ساز مانند چاقو ساز برای سساختن تیغه مقراص ، فولاد قراضه ای را که از خارج وارد شده است به کار می برد .

قالی بافان به قیچی ویژه ای که دسته آن با تیغه ها زاویه می سازد و مقراض شتر نامیده می شود . نیازمندند .

یکی از پیشه های آهنگری قدیمی که با ورود نوع خارجی آن از میان رفته است موزون سازیست

سوهان ساز : سوهان سازان ( آج کن ) بازار شهرهای بزرگ صنعتگران پر کار و مشغله ای هستند .زیرا وارد کردن سوهان از خارج گردان تمام می شود و محصولات داخلی مرغوب و رفع نیاز می کند .

ماده خام برای سوهانهای کوچک فولاد نرم است که پس از آج کردن رویه آن را آب می دهند .

برای سوهان های بزرگ از فولاد خوب کاسه ساچمه اسقاط استفاده می کنند قسمت ساچمه رو آنها را با دم فانوسی در کوره آهنگری کرم و شکل می دهند و برای آبدادن بعدی آن کوره گلی با دم پوست بزی بکار برده می شود .

نامهایی که برای مقاطع سوهان های معمولی به کار برده می شود عبارتند از :

1- سوهان تسمه ،سوهان تخت

2- سوهان چهار گوش

3- سوهان سه گوش

4- سوهان گرد

5- سوهان دم موشی

6- سوهان نیم گرد

7- سوهان کاردی ( چاقو )

8- سوهان اره ( دودم )

9- سوهان گاو دنبل

پس از اینکه سوهان ها درست شد آن را به قلمزنی بسیار ماهر می دهند تا روی آن آج درست کند چهار نوع آج بکار برده می شود :

1- آج زبر ( آج درشت و خشن )

2- آج نوک ( متوسط )

3- آج پرداخت یا ظریف ( آج ریز )

4- آج صیقل

5- قلم آج کنی را با سنگ سای تیز می کنند .

6- تفنگ ساز : بین سالهای 1925 و 1941 وقتی که شاه پهلوی برای نیرومند کردن دولت مرکزی تمام قبایل و مردم شهر و دهات را خلع سلاح کرد ، پیشه تفنگ سازی متوقف شد .

تفنگ ساز ، قفل ساز و ترازو و ساز همه جزو گروه پیشه وروانی هستند که ما آنها را آهنگر عمومی یا کمک مکانیک می نامیم .

ترازو ساز :

به کاربردن سنگ ها دوزنهای استاندارد شده ، سابقه طولانی در ایران دارد در زمان شاهنشاهی داریوش 521 – 485 ( پیش از مسیح ) دستکاه کامل وزنه های استاندار شده در ایران وجود داشت .

ابوجعفر خازنی یکی از ایرانیان درباره ترازوها در پایان سده 11 میلادی نوشته کتاب او بر اساس اصول مکانیکی و هندسی است .

نخستین گام برای یکسان کردن اوزان شهرستانها به روش دستگاه متریک است .

دستگاه متریک در سال 1935 قانونی شد .

فن تبریز از همه بیشتر مصرف دارد .

ترازوها به دو نوع تقسیم می شوند .

الف) ترازو کپه ای که دارای محور مرکزی است .

1- آنهایی که از محل ثابتی آویزانند. ( میزان )

2- آنهایی که به هنگام کار با دست نگاهداشته می شوند ( ترازو )

ب ) ترازوهایی که دارای اهرم نابرابر و روزنه متحرک هستند ( قپان )

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 10:28 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

دستگاه بافندگی : (افقی، عمودی)

دستگاه بافندگی افقی زمینی: چادرنشینان ایرانی از این دستگاه برای بافتن گلیم استفاده می کنند و در بافتن تارها را یکی درمیان بلند کرده و با ماسوره پود را از میان آن می گذرانند و پهنای طرح مورد نظر کمی و زیادی تارهایی که باید بلند شود مشخص می کند و هنگامی که یک خط موازی با تار در طرح مورد نظر بیفتد اشکالی در طرح مشاهده می شود برای جلوگیری از این اشکال گلیم بافان باید از پودهای دم کبوتری روی حاشیه و کنار آن ببافند و یا بجای خطوط موازی با تار از خطوط چپ و راست استفاده کنند و البته بافت گلیم بسیار آهسته صورت می گیرد و برای اینکه پهنای گلیم یکنواخت باشد باید یک گیره آهنی به نام پهن کش را به گلیم تازه بافته قلاب کند که با طناب به میخی که در زمین فرو کرده اند می بندند و زمانیکه 70-50 سانتی متر بافته شده و از گیره دور شد چله تون را از زمین جدا کرده و مقدار بافته شده را پشت نورد پنهان می کند و دوباره چله تون را سفت می کنند و این دستگاه بین دو نورد قرار می گیرد.

دستگاه جاجیمبافی:

برای بافتن جاجیم استفاده می شود و تنها فرقش با دستگاه بالا در این است که بچه گورت گرد نیست بلکه یک چوب تخت که لبه های آن گرد شده است و کار شانه و دستک را نیز انجام می دهد و علت برجسته بودن طرح روی گلیم به دو دلیل است یکی در اثر تار راه راه درست شده و دیگری وجود بعضی از نخهای تار روی جاجیم است و نخستین گام به سوی دستگاههای چند گورنی متداول شدن چوبی که نخهای تار را کنترل می کند است و دستگاههای ساده بافندگی با گورت برای بافت طرح پودی چون گلیم و طرح تاری چون جاجیم به کار می رود.

دستگاه بافندگی افقی چند گورتی:

این دستگاه از تکامل دستگاه یک گورتی بوجود آمده است یونانیان و رومیان بجای نورد تار، روزنه تار به کار می بردند گورتهای رکابی از سده دوم پیش از مسیح به بعد در مصر به کار برده شده و طبق شواهد دستگاه عمودی دارای وزنه تار از دوره نوسنگی در خاورمیانه پیدا شده است و در سده ششم در صومعه ای در نزدیک شهر تب حفاری شده چاله های سنگی پیدا شده و در حالیکه در یونان و روم و اروپای شمالی نورد پارچه بالا بوده و بافنده رو به بالا کار می کرده و تار به پایین آویزان بوده در ایران دستگاههایی از تکامل دستگاه افقی دو نورد پدید آمده که دو اصلاح در آن بوجود آمده که اولاً تار با زاویه ای که به سمت سقف نزدیک می شود به دور تیر چوبی گردانده و سپس آن را عمومی روی قرقره ای که چله از آن آویزان است هدایت می کند و ثانیاً بافنده با استفاده از رکاب ساده می تواند از تعداد بیشتری گورت با توالی منظم استفاده می کند و در ایران و مصر رکاب در چال بوده و هنوز در اصفهان و کرمان و یزد هم همانطور است مرکز صنعت صنعت ابریشمبافی از قرون وسطی یزد است و جنس ماکو در این دستگاه از جنس چوب خرما است که نوک صافی دارد در این دستگاه ابریشم بافی ماتیز قسمت بافته شده پارچه را در پهنای معینی نگه می دارد.

دستگاه چادر شب بافی

این دستگاه از چهار پایه مستطیل با دو ستون کوتاه که نورد پارچه را نگاه می دارد و دو ستون بالا که در قسمت بالایی خود تیر تار برگردان به نام سدگاه و قدری پایین تر نورد پارچه را نگاه می دارد تشکیل شده است و برای بافتن چادر شب یعنی پارچه ای که زنان به دور کمر می بندند به کار می رود و مواد مورد نیاز عبارت است از نخ ابریشم که از پرز کردن پیله ابریشم درست شده و با شانه پشمی شانه شده و روی چرخ ریسیده می شود و سر رشته را به غیبه در شکاف نورد قرار دارد گره می زنند و تار به سدگاه بسته می شود و تعداد گورت ها در طرحهای ظریفتر و پیچیده تر بیشتر است و گورت از سقف روی چرخ آویزان شده و با طناب نازکی به رکاب وصل می شود و با فشار دادن دهنه و ردیف کار ایجاد می شود و ماکو را وارد آن می کنند و با شانه پارچه را شانه می زنند و پهنای پارچه را با آرج دندانه ای به یک اندازه نگاه می داردمجموع این دستگاه های برای بافتن نقشه هایی اشکال هندسی که پیچیدگی آن به تعداد وردی است که به کار برده می شود استفاده می شود

دستگاه نقشه بندی:

برای طرح آزاد استفاده می شود و چله کشی وارسی نخهای تار را آسان می کند و ویژگی های آن عبارت است:

1-دو تار یکی زیری و دیگری رویی دارد 2- ورد آنرا ورد زمینه می نامند که بر روی تار زمینه کار می کند و یک چله کش که فقط بر روی تار نقشه کار می کند دارد و شیلت در این دستگاه سبب می شود چند طرح تکداری در پهنای پارچه را فقط با یک طرح بیاندازد.

3- گوشواره ای دور تمام آن مشته های عمودی می گذراند4- جوانی روی تخته بالای دستگاه درست جلوی دستون نشسته و با فشار دادن رکاب زمینه دهنه ای درست می کند و ماکو از لابه لای آن می گذراند و بود را از میان آن می گذراند و رکاب آزاد می کند گورت را برمی گردانند و با شانه پود را می زنند و با کشیدن گوشواره اولی و تکان دادن آن نخهایی که باید کشیده شود از آنهایی که نباید دست بخورد جدا می کند و آنهایی که کشیده شده با دست می گیرد و یک دسته نخ را روی چنگال انداخته و شانه را پیچ می دهد و استاد وی قلاب زاویه ای دار معلق بنام چلک را زیر تمام زه های روده ای شیلت قرار می دهند و بدین ترتیب دهنه تار نقشه را باز نگاه می دارد و بافنده نخ رنگی را درون دهنه می زند و قلاب را بیرون می آورد و گوشواره کش مشته ها را رها می کند و نخستین حلقه نقش را در سر دیگر میله چوبی می اندازد و استاد کار با رکاب خود و رد زمینه دیگری باز می کند و پود استاندارد دوم را می اندازد و کارگر نخها را با گوشواره دوم به هم وصل می کند تا گوشواره ها تمام و نقشه کامل شود اگر تکدار طرح مورد نظر باشد گوشواره ها در جای خود قرار گیرند و اگر عکس طرح اصلی بافته شود باید گوشواره به حالت عکس دفعه قبل قرار گیرد و از آخرین شروع شود این شیوه از زمان ساسانیان جزء کار زریبافی بوده است و البته دستگاه زریبافی برای بافت پارچه ابریشمی به کار برده می شود و از زمان جنگهای صلیبی آنرا دستگاه دمشقی نامیدند.

دستگاه مخمل باف

ویژگی های آن اولاً کاربرد تار دوگانه و ثانیاً کاربرد نقشه و ستون که مخمل برجسته درست می کند می باشد این دستگاه برای بافتن مخمل دو تار به کار می رود که تار اصلی آن نخ ابریشم است برای بافتن متن پارچه و بین نورد پیش و سوم به شکل افقی کشیده شده و تار خواب یا چله دوم که از نورد پیش آغاز شده و از روی تیر چوبی به نام سمک خواب که از سقف آویزان است می گذرد

دستگاه تارکش در آن 6 ورد دارد که 4 تای آن تار اصلی و 2 تای آن تار خواب را حرکت می دهند و تمام این شش ورد به رکاب وصل شده و خریداران معمولاً مخمل آرایش شده را ترجیح می دهند یک راه برای تنوع رویه آن موجدار کردن است که مخمل بافته شده را روی تخته موج دهی قرار می دهند و توسط ابزار موج که از چوب است و cm50 طول دارد روی مخمل فشار می دهند و بعضی گره ها در پهنای مخمل خم و بعضی دیگر را دست می زنند که این کار توسط موجکار انجام می شود و راه دیگر ایجاد مخمل برجسته است که زمینه آن پارچه ساده اس و نقشهای تزیینی در تار خواب آن دیده شده ورد تار زمینه، زمینه پارچه را تولید می کند و ورد تار خواب کرک را ایجاد می کند و گوشواره کش از روش مفتولی نقشه را طبق توالی دستون روی مخمل ایجاد می کند

دستگاه زیلوبافی

برای بافت کف پوش استفاده می شود و این دستگاه ایستاده و دو ستون دارد و نورد بالا روی آن و نورد پایین ، پایین آن قرار دارد و بجای ماکو از یک توپ دراز پنبه ای که دور قالب پیچیده شده استفاده می کند اندازه کوچک زیلو برای کف خانه استفاده می شود و اندازه های بزرگ برای مساجد استفاده می شود و چون گاهی اوقات زیلو دارای آیات قرآن و طرح هندسی است به همین علت از دستگاه نقشه بندی استفاده می شود و تا قرن گذشته از پشم و پنبه بافته می شده ولی امروز از نخ پنبه ای کلفت برنگ آبی و سفید و یا قرمز و سفید بافته می شود و طرح زیلو را با عوض کردن دو رنگ تار دوگانه بدست آورد و زیلو بافها معمولاً طرحهای ساده تر به نام مثلثی و نقشه گره، گچکنه، پیله، پته توره و زنجلو که در بازارهای اصفهان و کاشان معروف است می بافند.

قالیبافی:

وقتی در مورد فرش صحبت می کنیم منظور نوع جنس بافته شده آن است که علاوه بر تار و پود بعد سومی به شکل پرز گره زده شده داشته باشد و کهنترین فرش بافته شده متعلق به سکاها قدم آریایی است و متعلق به سده پنجم پیش از میلاد است در پزیرک در کوهستانهای آلتایی در آسیای مرکزی بدست آمده و ون برف و یخ بوده رنگ و نسج قالی حفظ شده و نسج بسیار ظریفی دارد و درصد اینچ مربع 520گره خورده است در حالیکه قالی خرسک امروزی 80 گره و قالی ابریشمی 800 گره دارد.

شواهد مربوط به قالیبافی پرزی تکه های فرش در شهر اولا و لولان است که هر دو در خاور ایران و مغولستان امروزی پیدا شده تکه شهر اولا به سال سوم پس از میلاد که درون جعبه لاک شده تار یخدار و تکه شهر لولان متعلق به پیش از چهارم میلادی است هر دو دارای پرز زیاد و با نوار پودی به هم متصل شده اند و قالبهای پشمی توسط هیئت آلمانی تو رفان و سراورل استاین در واحدهای مسکونی ترکستان پیدا شده است که پناهندگان نسطوری و مانوی از سوریه و ایران به این نواحی مهاجرت کرده و سده های سوم تا ششم میلادی در آنجا زیسته اند لوفر می گوید واژه قالیباف در لهجه یونانی روم شرقی ریشه ایرانی دارد و صنعت قالیبافی از ایران به روم شرقی رفته است نمونه قالی سلجوقی را در قرن 11 به بعد داریم و از قرن 12 به بعد صنعت قالیبافی در ایران پایه گذاری شد مسعودی بیان می کند که قالیهای ایرانی در قصر المستنصر زیاد بوده و شاید مرکز اولیه قالیها طبرستان بوده چون سالانه 60 قالی به خلیفه بغداد خراج می دادند.

مواد که در قالیبافی به کار می رود عبارت است:

تار: تار قالی عشایری از پشم است و چون باید محکم باشد تار پشمی ضخیم است در نتیجه قالی آنها زبر است البته عشایر تار و چله را سرد و از پشم درست می کنند چون پشم مورد نیاز خود را از گله بدست می آورند در کارگاه قالیبافی شهر تار از نخ پنبه ای دو لا و یا نخ ابریشم دو لای تابیده بدست می آید و ظرافت قالی به تعداد گره آن بستگی دارد که قالی عشایر 20 وج معادل با 61 گره در هر اینچ مربع. قالی متوسط 35 رج معادل 162 گره در هر اینچ و بهترین و ظریفترین قالی 75 رج معادل 800 گره در هر اینچ مربع دارد و قالی معروف اردبیل در موزه بریتانیا 52 رج معادل 360 گره در هر اینچ مربع دارد.

پرز: معمولترین ماده برای گره قالی از پشم است که کیفیت آن در نواحی مختلف ایران متفاوت است نرمترین پشم سفید که در رنگ روشن به کار می رود و در شمال باختری ایران بویژه ناحیه نزدیک دریاچه رضائیه ، خوی، ماکو، سلمان و ساوجبلاغ و پشم تیره لاشه گوسفند کشتارگاهها هم در تبریز که در مرکز این ناحیه است بدست می آید و پشم فارس هم درخشان و هم زبر است و فرشهایی که رویه آن پر جلا و درخشان است پرز ابریشمی به تار ابریشم گره می زنند و اصطلاح شتری منظو رنگ شتری است و فرش کرمان به لحاظ پشم آن معروف است و کرک اسم موی زیر شکم گوسفند و زیر مو بز است .

دستگاه قالیبافی: دو نوع دیواری و افقی است که طرز کارشان یکی است و در دیواری معمولترین تار است که دو نورد بالا و پایین بین دو پایه عمودی ( پهلو) قرار دارند و در مرکز این پایه ها رو دیوار است.

آماده کردن تار: این کار را هم قالیباف و هم چله تون انجام می دهد طول چله برابر با طول یک قالی یا دو قالیچه است که جفت بافته می شود و مقداری نخ چله بین آن دو فاصله می گذارند تا سر و ته قالیچه ریشه داشته باشد.

بافتن قالی: دو نوع گره وجود دارد یکی خفت سهنا است که آن را فارسیباف ( یک گره) می نامند این گره سبب می شود قالی نرم و پشت خفت خیلی ریز است و برای طرح دقیق و ریزه کاری به کار برده می شود و اما نوع دوم که مخصوص خراسان و چادر نشینان ترک زبان است دو گره ای یا ترکباف است که پشت قالی زبر است بعد از بافتن چند سانتی متر بوتانه پوپیله دو نخ تار کنار هم با سر قلاب به طرف خود می آید پرز را پشت این دو تار و در جلوی آنها به هم گره می زنند و پس گره را سفت و با دم تیغ به طول 5 سانتی متر می برد طرح نقشه را عشایر از نسلی به نسل بعد منتقل می کنند و بدون نقشه می بافند و برای بازرگانان شهری نمونه ای از قالی به نام واگیره تکه از گل و حاشیه را گرفته و فقط با یک نگاه آن را می بافند و در کارگاه شهری نقشه را روی کاغذ رسم و هر مربع یک گره است و خطوط اصلی توسط استاد و وسط آن توسط افراد جوانتر پر می شود و یک قالیباف 1400 گره معادل 3 گره در 4 ثانیه در هر روز می بافد.

پرداخت قالی: زمانیکه حاشیه پرز می برند تا تصویر بهتر دیده شود در پایان یک قسمت از بافت را می چیند و با کاردک پهن و تیز عمل پرداخت را انجام می دهد و در انتها هر 15-10 تای آنرا با هم گره می دهد و ریشه درست می کند.

سکمه دوزی: آرایشی که در جامعه نگهبانان و نجیب زادگان و نقوش برجسته کاخ شوش و تخت جمشید است سکمه دوزی است همچنین تندیس سنگی و ظروف نقره ای دیگر اشخاصی را نشان می دهد که روی لباسشون شبیه به گلابتون دوزی است نخستین نمونه مربوط به دوره سلجوقی است که پارچه ابریشم ساده به کار برده و روی آن بخیه و دوخت اطلس به کار می برند و نفوذ چینی در طرح و بافت آن می تواند دید و سبک گلابتون دوزی در دوره صفویه احیاء گردید و سکمه دوزی در اطراف اردبیل توسعه یافت و موزه ویکتوریا آلبرت لندن مجموعه ای از گلابتون دوزیها را در اختیار دارد یک نوع سکمه دوزی به ملیله دوزی معروف است در قرن 16 و 17 در سراسر ایران گسترش یافت و نخ فلزی و ابریشم رنگی روی پرچه های رنگین ابریشمی به کار می برند که آنرا روی ایوان و روی تخت می اندازند و حاشیه آنرا گلابتون دوزی می کنند و در سده 12 کار گلابتون دوزی و زیبافی به سیسیل رسید و یکی از زیباترین نمونه ها شنل تاجگذاری امپراتور آلمان است و در یزد ، کاشان، اصفهان و شیراز بیشتر گلابتون دوزی برای رو تختی ، سوزنی حمام، جانمازی و روتختی بود که به صورت زنجیری بافته می شد و شلوار گلابتون دوزی ایران در سده 19 بنام زیله پرسان یا به نام نقشه معروف بود و اصفهان مرکز اصلی تهیه این شلوار بود که در فاصله بین دو جنگ این صنعت دوباره در اصفهان احیاء شد و پارچه آن در اصفهان متقال است و در شهر رشت رومیزی، رولحافی، روبالش و جامه درست می کنند و پارچه آن کتان و کرباس است و نقشه گلابتون را با گچ روی پارچه کشیده و با قلاب نخ گلابتون را که در پشت پارچه است به شکل حلقه به طرف روی پارچه می آورند و به همین ترتیب ادامه می دهند معروفترین سکمه دوزی نقش بنفش زله( گلاب، نقشه، پیچ) نوع زنجیری که آنرا قلابدوزی می نامند و نخ اندازی( تزیین جامه های سفید سنتی) گلدوز ( در تور به کار می رود)می باشد و نقشهایی که بیشتر مورد استفاده می شود عبارت است از بته، ستاره، دالبر، دالبر و بری و چشم بلبل ، حصیر بافی، زنبیلبافی، طنابسازی:

حصیربافی عبارت است از بافت نی نازک در میان تارهای نخ پنبه و از زمان مصر باستان تاکنون تغییر نکرده است این بافت برای کف پوش خانه مستمندان به کار می رود و همچنین زیر فرش که گچ خاک کف اتاق فرش را خراب نکند در مازندران تار حصیر از کنف ساخته شده و نی ها را به شکل یک طناب نازک روی کتلام می پیچند حصیر بدست آمده ضخیم و با دوام می باشد هم چنین یک نوع حصیر برای پرده استفاده می شود که از نی سبک ( تجیر) ساخته می شود و پس از بافت پرده باف حاشیه آن را با کرباس می گیرد که نشکند و آنرا با دست می دوزند کار سبد باف و حصیرباف مشابه یکدیگر است با این تفاوت که ابزار سبدبافی کنده چوبی و چاقو برای شکافتن نی بوریا و تجیر است و زنبیل بافی با دست انجام می شود و زنبیل باف جارو هم درست م یکند کسی که فقط جارو درست کند جاروباف می نامند.

بین زنبیل باف وطناب باف شباهت زیادی است طنابهای کنفی طناب باف راه می رود و با چرخ ریسندگی آنرا می بافد ولی سایر طناب ها را با موی زبر بز گیس باف می کنند. به طور کلی زنبیل و بوریا از نی و علف تهیه می شود که بوریا در ساختن سقف خانه های گلی به کار می رود دو نمونه پیدا شده متعلق ب5000 سال پیش از مسیح است که بوریا باف نی را بقچه ای می خرد و بریدن و بسته بندی نی منبع درآمد اکثر روستائیان اطراف رودخانه پلدار است و مرکز صنعت بوریا بافی زرقان نزدیک شیراز، بروجرد، نهاوند و روستاهای پیرامون همدان است که نی خودن از دشت خوزستان بدست می آورند.

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 10:26 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

 

قدیم ترین مراکز صنایع فلز کاری جهان شمال و مراکز ایران در آن کافی ها فراوان بود. فلزکاری از کوه هایی که توروس در ترکیه تا دریای مازندران بود به مراکز آسیا، آفریقا و اروپا گسترش یافت.

دوره هزاره پنجم حفاری هایی که توسط براوان، گیرشمن، اشمیت و هرتسفلد در مناطق ایران به عمل آرودند دره ها در پایان نوسنگی شکل گرفت. مهمترین نقطه مسکونی( سیلک نزدیک کاشان)

کوزه های سیاه دودزده( با دست می ساختند) گل پخته و دوکهای سنگی بافندگی( پارچه بافی) ابزارها همه از سنگ هستند.

اواخر دوره پنجم ابزار فلزی( مس، چکش خورده) از هنر ریخته گری آگاه نبودند کهنترین لایه فرهنگ این دوره عصر سنگ به فلز است نبود کوره در این دوره نمایانگر استفاده فلز خالص مس در اشیا است.

مس طبیعی انارک موارد استفاده: ساخت پیکان، درفش، سنجاق جامهنیمه دوم هزاره پنجم ــــ جدا کردن مس ازکانی، ذخایر کانی مس ــــــ عهد باستان، کرمان هیون تسنگ( مورخ چینی) کانسارهای غنی مس در افغانستان وجود داشته است.

معادن مس ، کاشان، انارک، اصفهان و بخارا، برای خلفای قرن 9 مهم بوده زیرا اخراج بدست می آوردند.

سنگ مس ابزار مسی هزاره چهارم، زر، سیم، ارسنیک، آنتیفوان، آهن، نیکل، قلع.

چگونگی تولید مفرع، معادن مس و قلع در نزدیکی هم بوده که فلز کاران به آلیاژ مس و قلع دست یافتند.

آغاز هزاره سوم،اولین کشور عیلام و مرکز آن شوش، زمان پیشرفت تاریخی که با توسعه پادشاهی های بین النهرین نیاز، مواد خام افزایش یافت.

نیمه دوم هزاره سوم ــ افزایش استعمال فلز، اولین اشیا آهنی دراین دوره زینتی بود فراوانی نیکل نمایانگر نوع آسمانی آن بود، دو گورستان پیدا شد. 1- کشفیات گورستان اول:1200 تا 1000 پ-م اشیای مفرغی(سلاح- ابزار- زیور- دهنه اسب زیور نقره ای و شمشیر)2- گورستان دوم:1000پ.م.جز مفرغ اشیای آهنی یافت شد.

1400 تا 1200 پ-م ارمنستان در این دوره تهیه کننده و فروشنده عمده آهن بود.

تمدن آهن طبق نظریه فوربزــ 1900 تا 1400( ارمنستان)1400تا 1200(میتها)1200تا 1000( ایران) 1200تا 700( مصر) 900(آسور) 600( هال استات یا اروپای سعتی)

فولاد چینی از حبشه می گرفتند( سریک) پلینی فولاد هندی(حیدرآباد) از قبیله جرس فوربز دمشق محل خرید و فروش فولاد و تبدیل آن به اسلحه بود، کارخانه اسلحه سازی دیوکسین که در سال 1399 توسط تیمورلنگ به سمرقند و خراسان انتقال یافت.

نتایج نیدهام از از پیشرفت آهن و فولاد--- 1- آهن ورزیده از سده 6 در کوره های چین 2- چدن ریخته گری از قرن چهارم به صورت ابزار و اسلحه3- چدنی که کربن زیاد داشت در کوه هوایی گذاشته وکربن آن را می سوزاندند4- از سده پنجم روش همگذاری مقداری فولاد در چین ساخته شد.

5- در سده سوم آهن ورق موجداری شاختند و فولاد را جوش داده و اسلحه می ساختند

چین در زمان ساسانیان فولاد را از ایران وارد می کرد.

کوره های گداز آهن در ایران ــــ کوههای قره داغ نزدیک تبریز- کوهساران البرز نزدیک رشت و ماسوله در غرب تهران و نزدیک قزوین سنگ هماتیت- کوه آهن مغناطیسی جنوب شرقی بافق در مرکز ایران( عباسیان)

کلمات آهن ورزیده و فولاد آبپزیر که ایرانیان قدیم بکار می بردند: آهن ورزیده را آهن سانسکریت و فولاد آبپذیر را پولاد( فولاد) مغول ها بولوت می گفتند.

صابورقانی که آهن نرینه باشد آهنی است که می توان آن را آب داد- فولاد موجدار ورقه ای – بوته ای، فولاد موجدار بوته ای در هندوستان بنام ووتز شناخته شد.

استفاده از چدن در فولاد مشابه به روش چینی است که نیرهام آن را همگذار نامید.

بلایف این نتایج را از شمشیر های کهن ایرانی از روش عکسبرداری میکروسکپی بدست آرود:

1- از آنچه در قرون وسطی به نام فولاد موجدار در اروپا رایج شد در روسیه به نام ایرانی آن بولات یا پولاد معروف بود. 2- این نوع فولاد موجدار دارای سطح آبگونه ی شکیبی است که بیشتر فولادهای ورقه ای مواج فرق دارد3- ورسها معتقدند که فولاد در هند اختراع شد و بعد از آن به ایران آمد اما در این تحقیقات برای تهیه فولاد موجدار نرم خالص باید فولاد نرم خالص را در بوته انداخت تا کربن آن به 1 تا 7/1٪ افزایش یابد.

قسمت عمده روش تهیه فولاد موجدار و شدت گداختن بار در بوته ها و سپس خنک کردن آنهاست* عکسهای میکروسکپی نشان می دهد که نوارهای سمانتیت شکسته شده و به شکل گویچه های ظریفی از سمانتیت در آمده است و این فولاد شکستگی فولاد معمولی هیپراتکتوئیدی که دارای ساختمانی از سمانتیت نوک تیز و سوزنی شکل است ندارد.

مفزغ های لرستان در نواحی کوهستانی باختری ایران دارای حروف آشوری است که تاریخ و ساختشان را مشخص می کند.

هنرمندان و صنعتگران لرستان در مفرغ ریزی استادی تام یافته و همچنین فن آهن کاری را آغاز کردند و بسیاری از اشیاء مفرغی به شیوه ریخته گری با قالبگیری مومی ریخته شده است.

چهار سبک متفاوت در گنجینه ای که اخیراً در سقز جنوب دریاچه ارومیه پیدا شده خودنمایی می کند- آشوری، سکایی، آشوری، سکایی،مادی، ایرانی.

سده هفتم ــ مادها در شمال ایران به پادشاهی رسیدند- از نفوذ سکاها کاسته شد و سبک مادها جایگزین شد. سلطنت ماد و پاریس یکی شد(کوروش کبیر) و نخستین شاهنشاهی بزرگ در زمان داریوش اول به اوج رسید.

لوح یادبود فرمان بنیاد شوش در مورد فلزات حاکی است که زراراز ساردیس و بلخ آورده و ساخته شدو سیم و مس از مصر- زرگرانی- که روی طلا کار می کنند مادها و مصریها بودند.

حفاری های دوره هخامنشی، اشکانی و ساسانی که توسط باستان شناسان فرانسوی آمریکایی و آلمانی به عمل آورده است.

برای اولین بار فلز روی پدید آمد البته نه به طور خالص بلکه آلیاژی از مس مثل برنج سنگ های روی در جنوب ایران و رگه های بزرگ آن در اصفهان، انارک، در کوه بنان در شمال یزد است.

توتیاـــ از کوبیدن و نرم کردن کالامین و آمیختن آن با زغال چوب و حبه های مس بدست می آید.

روی فلزی ـــــ در اثر احیای کالامین با زغال بدست می آید و در گرما بخار می شود. از برنج برای نخستین بار در زمان سارگن موم یاد شده است.

زوسیوس توتیا را آلیاژی زرد می نامد و یک ایرانی افسانه ای به نام پایایندوس پسر سیتوس مخترع آن است.

کتاب کوکویائولون در مورد تکنولوژی دنیای کهن است درباره برنج تقلبی اشاره دارد که برنج اصلی( توئوشی) از مس طبیعی و بلوم روی تهیه می گردد.

ادومشی، نخستین جغرافیدان که معتقد است فلز روی از چین می آید.

توتیا همان کالامین است.

دوره شاهنشاهی هخامنشی -ــــــ گسترش بازرگانی- استفاده از حیوانات بارکش برای عبور از جاده های کوهستانی و نعل مسی بکار می بردند. وحدت اداری شاهنشاهی و وصول منظم مالیاتها استقرار کلی دستگاه پولی را ایجاب می کرد.

نخستین بار سکه های دو فلزی(طلا و نقره) توسط کروزوس شاه لیدی بود.

استرابون جغرافیدان یونان خاطرنشان می سازد که طلای آبرفتی در رودخانه هیکیتانیس فراوان است.

روش پالایش طلا بوسیله غالگذاری ـــ سربی که به گدازه افزوده می شود فلزات قیمتی را از فلزات پست جدا می کند سپس سرب و فلزات پست را جدا اکسید می کنند.

سده دوم روش پیشرفته تر کلردهی در ایران شناخته شد( کلر با نقره ترکیب و آن را از آلیاژ طلا و نقره ای که به دنبال غا لگذاری با سرب پدید آمده است جدا می کند) زرگران نیز از این روش استفاده می کنند.

سیم و سرب هر دو از گالن و کانی سرب بدست می آیند.

هردوت ــ داریوش نقره خود را از پادوکیه وکارمانیا( کرمان) بدست می آورد.

خلفای عباسی مالک معادن سیم و سرب در فارس و خراسان و کرمان بودند.

در زمان پادشاهی پارت ها روم در تجارت فلزات عامل اقتصادی مهمی بود.

هنر اسلامی در اصل بر پایه سنت و مهارت و استادی صنعتگران ساسانی است.

کار اصلی استخراج فلزات –دنیال رگه رفتن بود.

قطر گاز کوهکن تقریباً cm43 و طول آن تقریباً m2 است.

معدنچیان به درون کوه که می رفتند به روشنایی مصنوعی نیاز داشتند. ایرانیان از چراغ نفتی استفاده می کردند زیرا خود چراغ نشان دهنده خطر است وقتی هوا کثیف شود خاموش می شود. با دو- هواکش کوچک برای تأمین هوای تازه و در گوشه چاه معدن از تنبوشه های کلی به نام سفالین یاگنگ تهیه می شود.

یکی دیگر از راه های تهیه هوای تازه ساختن بادگیر در معادن است مثل کوخ مس انارک سنگ های معدنی در ناحیه انارک – مس، سیم، رسب، روی، آنتیوان وارسنیک اکثر مس طبیعی دارای نیکل است و در بعضی موراد 50 درصد است. سنگ های مس اغلب کربناتی، اکسیدی، سولفوری و پریت های مس و سرب است.

رومین فلز مهم در انارک سرب است.

امروزه که آب وجود دارد از طریق سنگ شویی سرب را جدا می کنند سایر سنگ های سولفوری را برای این تبدیل که تبدیل به فلز شوند در کوره های تشویه مخصوص( کوره فلکه) تشویه(فلکه) می کنند.

خاک مس را هم با سنگ مس معدنی در کوره های نسبتاً بزرگ مس می گذارند.

مالکان معادن خصوصی برای گرفتن پروانه استخراج سالانه مبلغی به نام عشربه اداره کل معادن پرداخت می کنند.

ریخته گران کمی از فراورده های خود را مستقیماً به مصرف کننده می فروشد و اکثرا قطعاتی که می ریزند مورد نیاز مشاغل دیگر است.(پیچ و مهره، دسته و شیر برای سماور سازان و .........)

بدلیل محدودیت ریخته گری فقط در شهرهای بزرگ که سفارشات زیاد و از لحاظ اقتصادی به صرفه بشاد فعال هستند.

فلزهای اصلی که کار برد دارند- مس، مفرغ( سفیداری)، برنج، ورشو و ترکیب معروف سیم و مفرغ به نام هفت جوش کرمان( مس، سیم، قلع، کمی آنتیوان، سرب، زر، آهن)چدن و چدن چکشخوار(چدن قیچی) با احیای صنایع اختری بوجود آمد و هر دو برای لوازم یدکی خودرو استفاده می شود.

روشهای قالبگیری امروزه- در شیراز ریخته گر ماسه نسبتاً خالص را با پنبه می آمیزد.

در اصفهان ماسه کلوخه ای( شن و ریگ) با دو درصد نمک، ماسه قالبگیری را در جعبه شن بزرگ به نام ریگدان نگه می دارند.

قالبها در جعبه های قالبگیری به نام درجه ساخته می شوند نیمی از آن که غالب رویانیز نامیده می شود دارای یک گل میخ است و نیم دیگر آن را قالب زیر یا قالب ماده می نامند. مدلها از برنج است زیرا چند بار اسفاده می کنند.

بوته ها معمولاً به شکل کندوی عسل بوده و سر کوره در جلوی آن می باشد.

امروزه علاوه بر زغال چوب برای سوخت از کک و نفت نیز استفاده می شود.

آرایش و تزئین اشیاء فلزی--- حکاکی، قلفرفی، موجدارسازی، خاتم کایر، قلم کاری، میناکایر، لعاب کایر، و طلا کاری وگوهر نشانی.

شیوع خاتم کاری و گوهر نشانی در آغاز سده سیزدهم همزمان با ورود مغول ها بود. یکی از زیباترین و ظریفتیرن نمونه های هنر ایران در این فن طاق نعمید سن لوبی است. ترصیع و گوهر نشانی که به زبان عربی- العجم از کلمه عجمی یعنی ایران مأخوذ است بیشتر ابزار و ادوات دانشمندان از برنج بود نامدارترین آن استرلاب است که ستاره شناسان، دریانوردان و مهندسان از آن استفاده می کردند..

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 10:20 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

کاشي کاري

از کارهاي مهم دوره صفوي ←گنبد مرمر که متاثر از گنبد شيخ لطف ا... است را نام برد.يا سردر کاخ مرمر سابق .سردر وزارت اموزش و پرورش .سردر شهرباني کشور را ميتوان نام برد.

مقرنسکاري

يکي از عناصر مهم تزيين بناهاي ايراني.مساجد و مقبره ها مقرنسکاري است.اين عنصر در دوران اسلام به دليل:1)کثرت استعمال. 2)تعدد و مواد. 3)وسعت عالم اسلام. حائز اهميت است.

کاربرد مقرنس←روي هم ساخته ميشود.براي آرايش بنا به کار ميرود .از وسايل مهم در ساخت گنبد است.معماران از آن به صورتي در بنا استفاده ميکنند که موجب سنگيني ساختمان نشود بر اصل و پايه فشار نيايد.بيشتر کاربرد آن در طاق گنبد هاست.

وجه تسميه ي مقرنس←کلمه مقرنس با ←قر .قرناس.قرنس.قرنيس هم خانواده است.

اين معني به علت اين است که از تعدادي کم و بيش سطوح برامده و فرورفته تشکيل شده.ا. قنديل هاي يخي و اهکي درون غارها گرفته شده. در داخل و خارج بنا به صورت تزييني با اجر و گچ و سيمان به کار گرفته شده.

استلاکتيت←کلمه اي است فرانسوي عبارت از :ترکيبات اهکي اويزان در سقف غارها.در معماري نوعي موتيف است که شبيه ان در مقرنس است.به معني جفت و جور کردن و روي هم قرار گرفتن.

مقرنس را مي توان در←بالاي ديوارها.سقف ها.گوشه ها.سردرها.قطاربندي هاي اطراف گنبد ها.کاربنديها..زواياي محرابها.سرستونها.قوسها.حاشيه ها .کتيبه ها و.... مشاهده کرد.

مقرنسها از نظر عمق.طول.عرض متغيرند و به اشکال مختلف به کار ميروند.در بناهاي اسلامي به صورت ←مثلثهاي مقعر.طاقنماهاي کوچک.قوسهاي شکسته ... در چند رديف روي هم شکل گرفته اند.

از لحاظ شکل به چهار دسته

1)مقرنسهاي جلو امده← از مصالح خود ساختمان است .به صورت اجر يا گچ.انتهاي سطوح خارجي نماي بيرون ساختمان را ارايش ميدهد.داراي استحکام زياد است.

2)مقرنسهاي روي هم قرار گرفته←از مصالح ساختمان است .در سطوح خارج و داخل بنا به کار مي رود.در چند رديف دو تا پنج يا بيشتر هستند.داراي ثبات متوسطي است.

3)مقرنسهاي معلق←شبيه به منشورهاي اهکي اويزان است.اصطا حا استلاکتيت ناميده ميشود.از چسباندن موادي چون:گچ.سفال.کاشي به سطوح مقعر داخل بنا صورت مي گيرد که اويزان به نظر ميرسد.داراي ثبات کمتري است.

4)مقرنسهاي لانه زنبوري←شبيه به لانه زنبور است.از مجموع کندوهاي کوچک روي هم قرار گرفته تشکيل شده .شبيه به مقرنسهاي معلق است.در ايران کاربرد کمتري دارد.

چهار قرن اول ه.ق اغازي ديگر در هنر مقرسکاري است.ااز نمونه هاي بارز اين مقرنسها در چهار قرن اول اسلام در ايران مي توان از مقبره اسماعيل ساماني در بخارا نام برد که مقرنسها بيشتر در گوشواره هاي زير گنبد بکار رفته اند

از استوارترين بناهاي اسلامي مي توان ← مقبره قابوس بن وشمگير را نام برد .

مسجد نايين ← اوايل سده چهارم ه ق بالاي آن مقرنس گچي است داراي گچبري و خطوط کوفي زيباست

اوج تحول مقرنس کاري ← دو قرن 5 و 6 ه ق در دوره سلجوقي است آشکارترين نمونه معماري در عهد سلجوقي: مسجد جامع اصفهان است که از شاهکارهاي معماري اسلامي است در دوره سلجوقي بناهايي که با مقرنس تشکيل شده عبارتند از ← مساجد اردستان – گاپايگان- زواره – قزوين و بناي حيدريه قزوين

لازمه تکميل بنا در دوره مغول و تيموري بود .

مهمترين اثر بازمانده از دوران مغول و تيموري ← گنبد سلطانيه در نزديکي زنجان است از آثار ديگر عهد مغول : مسجد جامع ورامين – گنبد غفاريه مراغه را مي توان نام برد

مقباره امير تيمور در سمرقند

از آخرين بناهاي تيمور براي نوه اش محمد سلطان ساخته قسمت داخلي مقبره خيلي مرتفع است پنجره هاي آن مشبک سفالي است مقرنسهاي آن با کاشي مقرنسهاي سطح خارجي پايه گنبد به شکل بسيار زيبايي زير شيارهاي سطح بيروني گنبد نمايان است . داراي دو رديف فرورفتگي و برجستگي متناوب است که روي نواري از مربع هاي گلدار واقع شده اين مقرنسها مانند کمربندي است که دور ساقه گنبد پيچيده شده و ايجاد سايه روشن مي کند

مسجد جامع گوهرشاد

از جمله مساجد 4 ايواني است براي گوهرشاد زوجه شاهرخ تيموري ساخته شده از شاهکارهاي معماري و تزييني است در اين مسجد در خارج گنبد قرار گرفته مقرنس کاري اين مسجد مانند مقبره امير تيمور در سمرقند است ولي در مسجد گوهرشاد به طور ظريف تر و غني تر در پايه شيارهاي گنبد بکار گرفته شده.

مسجد خرجرد خواف

از جمله بناهاي 4 ايواني است مقرنسهاي مفصل آن نسبتا کم عمق است.

لینک تصاویر : 1 - ایوان شرقی مسجد جامع اصفهان - ایوان قبله مسجد جامع اصفهان - ماکت مقرنس - مسجد جامع اصفهان - مسجد گوهرشاد - مسجد مدرسه آقابزرگ کاشان

خلاصه سازی :سرکار خانم دروازه بان زاده

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 10:19 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

گچبري

گچ نخستين ماده چسباننده ساختماني است. كه در كارهاي ساختماني به صورت ملات، روكش و گچكاري از آن استفاده مي‌شود. از ويژگي‌هاي ملات گچ زودگيري آن است و براي جلوگيري از اين زودگيري براي مدتي مخلوط را هم مي‌زنند تا به اصطلاح گچ كشته بدست آيد. گچ كشته زودگير نيست و مي‌توان براي زمان نسبتاً طولاني از آن استفاده كرد. سازندگان و بنايان ايران دريافته‌اند كه سريشم و شير در زمان گيرش و در كيفيت روكش گچي تأثير دارد. و با افزودن اين مواد گچ به رنگهاي سفيد، زرد كمرنگ و خاكستري ديده مي‌شود.

درباره‌ اينكه چگونه گچبريها را مي‌ساخته‌اند. معمولاً گچ را روي محل مي‌ماليدند و تا زماني كه سفت و خشك نشده بود به آن نقش مي‌داده‌اند و براي مشخص شدن نقش ماده‌اي لعابدار و چسبنده مثل كتيرا يا نشاسته و حتي شير روي آن مي‌پاشند و پس از اينكه شكلها پرداخت شد و طرح‌ها جلوه كرد. روي آن‌ها را با رنگ و طلاي واقعي نقاشي مي‌كردند.

گچبري، خواه كنده كاري يا قالب زني يا نقاشي گچ، يكي از عناصر اصلي آرايش معماري ايران بوده، كه به فراواني به كار رفته و رشد زيادي كرده است.

نقش پردازي گچ، به دليل زود خشك شدن و سخت شدنش بسيار دشوار است. و بايد در يك زمان كاملاً تمام شود. تجربه‌هايي كه از تزيين ظرفهاي سفالي حاصل شده بود. به استادان گچبري بسيار كمك كرد و آنان براي پيشرفت گچبري در معماري استفاده كردند.

در شروع معماري ايران، از گذشته دور به ويژه دوره‌ي اشكانيان و ساسانيان به مسئله گچ توجه و از آن به عنوان ماده‌اي سازنده و استوار استفاده شده است. گچ بيشتر براي ملات و تزيينات كاربرد داشته است. از گچ پلاك‌هاي متعدد قالبي و كنده كاري شده همراه با اشكال حيواني و انساني تهيه مي‌كردند. در دوره‌ي ساسانيان به شكل‌هاي انسان گچبري شده برمي‌خوريم كه از سابقه‌ي سنگتراشي در آنها استفاده شده است گچبري و گچكاري در دوران اسلامي توسعه فراوان يافت و در مسجدها، كاخ‌ها، مدرسه‌ها و ساير بناها به عنوان عنصر تزييني مورد توجه بوده و دقت و ريزه‌كاريهاي بيشتري در آنها به كار رفته است.

معماري اسلامي در ايران در تمام ادوار سه نوع تزيين بر روي بنا را نشان مي‌دهد كه عبارتند از آجر كاري، گچكاري و كاشيكاري. ولي گچ مدت درازتري از مصالح ديگر به كار برده شده است. فايده عملي تزيين گچي آن است كه مي‌توان آن را به سرعت پخش و روي آن كار كرد. و به همين جهت ارزان تمام مي‌شود.

معماران ايراني در دوره اسلامي در گچكاري مهارت بي‌نظير داشته‌اند. يكي از بهترين نمونه‌هاي گچبري اوليه ايران را مي‌توان در مسجد جامع نايين مشاهده كرد. گچبري‌ها از اشكال هندسي و نباتي تشكيل يافته و شباهتي زياد به گچبري‌هاي شهر سامره از دوره عباسيان دارد. اما گچبري‌هاي نايين خيلي برتر از آثار بدست آمده در سامره است. گچبري مسجد جامع نايين با سنتهاي دوره ساساني ارتباط بسيار نزديكي دارد و نشان دهنده گسترش اين هنر است. ايجاد سايه روشن با برشهاي نسبتاً عميق و طرح‌هاي ريز و جزيي از ويژگي‌هاي اين مسجد به شمار مي‌آيند در اين مسجد ستون‌هاي آجري را با گچ پوشانده و گچبري كرده‌اند. محراب مسجد داراي گچبري‌هاي زيبايي است كه از سه طاق نما تشكيل مي‌شود.

اشكال تزييني جديدي در گچبري اين دوره ظهور مي‌كند. حروف كوفي كه به تزيينات گل و بوته منتهي مي‌شود در زمينه اشكال نباتات قرار داده شده هنر گچبري كه در دوره آل بويه و در بناهاي مسجد جامع نايين و غيره كار شده جاي خود را در دوره‌ي سلجوقي به آجر كاري و گچبري مي‌دهد و تلفيقي از اين دو را به كار مي‌گيرند. در دوره سلجوقي نقش از گچ در بندهاي آجري متدوال مي‌گردد كه در بيشتر بناهاي اين دوره كه تزيينات گچي دارند ديده مي‌شود. اين آرايش كه به نام توپي‌ها و يا نقوش مهري مشهورند به اين ترتيب بوجود مي‌آمد كه بندهاي عمودي ديوار آجري را عريض‌تر مي‌گرفتند و يا قسمتي از آجر در امتداد بند عمودي بريده مي‌شد. اين سوراخها را با گچ پر مي‌كردند و موقعي كه هنوز خود را نگرفته بود، با طرحهاي مختلف روي آن را زينت مي‌دادند و در بعضي موارد طرحها را با قالب چوبي روي آن نقش مي‌نمودند.

گچبري در دوره سلجوقي داراي ارزش فني بسيار مهمي است. و امتيازي كه اين گچبري‌ها بر دوره قبل خود دارد اين است كه از اشكال آدمي و حيوانات در كار تزيين استفاده شده است. اما عناصر عمده طرحهاي تزييني اين دوره عبارتند از اشكال و نقوش گل و بوته بعضي از طرحهاي هندسي از قبيل سه گوش، هشت گوش، ستاره، دايره و نقوش اسليمي كه از تزيينات اصلي اسلامي است و كتيبه‌هاي عظيم به خط كوفي كه حروف آنها به تزيينات گل و بوته منتهي مي‌شود. و در زمينه اشكال نباتات قرار داده شده است بعد از تبديل خط كوفي به خط نسخ، تراشيدن آجر و اشكال حروف كلمات اين خط با دشواري‌هايي مواجه شده است، لذا محرابها و كتيبه‌ها را با گچبري‌ها آراستند. گچبري دوره سلجوقي تكامل خود را به نحو احسن پيموده و محراب‌هاي زيادي از اين دوره با مهارت زياد كار شده است.

نشانه كمال زيبايي گچبري را در ساختن محراب‌هاي مسجدهاي اين دوره (سلجوقيان) به ويژه محراب زيباي گنبد علويان همدان و محراب مدرسه‌ي حيدريه‌ي قزوين مي‌توان ديد.

نقش گچبري اين مقبره با عالي‌ترين نقشه‌ي قالي برابري مي‌كند تزيينات نشان دهنده‌ي هنر عالي گچبري اين بناي دوره‌ي سلجوقيان است مدرسه‌ي حيدريه‌ي قزوين تسلط استادان گچبر را كه به طور روز افزوني پيشرفت نموده نشان مي‌دهد. استاد طراح گچبري بزرگترين موفقيت خود را در كتيبه‌ي حواشي محراب آن به دست آورده اگر به كار بردن رنگ در برجسته كاري بلند مرسوم بوده ترديدي نيست كه رنگ برسطوح صاف اين شيوه‌ تأثير بيشتري دارد و در واقع اين اثر بسيار قوي‌تر شده است زيرا تمايل بر آن است كه نقش عامل واسط يعني گچ را بپوشاند بسط اين نوع طرح به روي سطوح مستطيلي شخص را به ياد تركيبات و طرح‌هاي صفحات مصور كتب خطي و جلد كتاب مي‌اندازد در حالي كه بعضي از قسمت‌هاي پر كار به طرح پارچه نيز شباهت دارد تكامل كتيبه‌هاي خطي به رنگ آبي روشن يا آبي سير بر زمينه‌ي گچ سفيد به طور كلي در دوره‌ي ايلخانيان صورت گرفته است. اما استفاده از گچ در ساختمان برجسته كاري بلند و كنده كاري يكي از فرآورده هاي مخصوص دوره‌ي سلجوقيان است كه در دوره‌ي ايلخانيان ادامه پيدا مي‌كند علاقه به اين قسم نقوش برجسته كاري گچي در اوسط سده‌ي هشتم هجري قمري از بين مي‌رود نقوش گچبري شده‌ي دوره‌ي ايلخانيان مفصل‌تر و پيچيده‌تر و پركارتر شده و طرح‌هاي اسليمي و پالمت‌ها، كاجي شكل‌ها و گل بوته‌هاي كوچك و بزرگ مورد استفاده‌تر مي‌گيرد. بهترين گچبري در محراب شبستان غربي مسجد جمعه‌ي اصفهان مربوط به زمان سلطان محمداولجايتو به تاريخ 710 هـ. ق مقبره‌ي بسطام در شاهرورد، مقبره‌ي سلطانيه‌ي زنجان و مسجد جامع ورامين مربوط به همين دوران عالي‌ترين نوع گچبري در معماري اسلامي ايران‌اند. محراب مسجد جامع اصفهان داراي كتيبه‌اي است به خط كوفي و نسخ كه با اشكال توريقي مزين شده است. در سده‌ي هشتم هجري قمري گچ كاران در كنار خوشنويسان حاشيه‌هاي كتيبه نويسي زيبايي پديد آورند كه در آنها آهنگ و حركت كوفي و نسخ به صورت زيبايي با گل و بوته‌هاي متن در هم آميخته است در اين دوره هم كمال هنر گچبري در ساختن محراب‌ها جلوه كرده است تا قرن10 هجري قمري گچبري‌هاي رنگين زيبا در ابنيه‌ي ايران ديده مي‌شود. سبك‌هاي گچبري طي قرون تغيير يافت و به جاي طرح‌هاي زنجيري و قيطاني به تدريج ظريف و ريز رنگيني معمول شد كه گاهي ظرافت آنها به نقاشي شبيه است. اين طور هنري در گچبري دوره‌ي تيموريان و سپس در دوران صفويه ادامه پيدا مي‌كند در دوران صفويه اين هنر در منازل اعيان به همراه آينه كاري‌هايي جالب انجام مي‌شده است شاردن سياح معروف فرانسوي كه در دوران شاه عباس دوم و شاه سليمان چندين سال در اصفهان به سر برده هنري گچبري در اين عصر مانند هنر كاشيكاري تجلي مخصوصي داشته است. يكي از كارهاي پر ارزش آن دوره در عمارت عالي قاپو در ضلع غربي ميدان نقش جهان است اين كاخ سرشار از تزئينات گچبري و مينياتور است اين عمارت با آرايشي گچبري به شكل انواع جام و صراحي تزئين شده است اين نوع تزئينات را در اين دوره در اكثر بناهاي شهر اصفهان و شهر اردبيل در بقعه‌ي شيخ صفي مي‌بينيم.

لینک تصاویر : محراب امازاده قاسم قم - نقاشی محراب مسجد جامع نایین - شاهکار گچبری (محراب الجایتو) - جزئیات محراب الجایتو۱ - محراب الجایتو - محراب الجایتو2 - محراب مسجد جامع اردستان - جامع اردستان - خانه عباسیان کاشان - گچبری در خانه بروجردی های کاشان - مسجد جامع نایین - گنبد سلطانیه - باغ فردوس تهران

لینک مطلب در مورد گچبری

خلاصه سازی : سرکار خانم حجازی

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 10:18 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

مسجد كردوبا

اين مسجد توسط عبدالرحمان در سال 169 هـ. ق/ 880 م درقرطبه اسپانيا بنا نهاده شد مورخان اسلام اين مسجد را كعبه‌ي غرب معرفي كرده‌اند.

عبدالرحمان خود مهندس و معمار مسجد بوده و قصد داشته بناي مسجد را به طرح و نقشه‌ي مسجد و دمشق ليكن وسيع‌تر و عظيم‌تر و به آراستگي قبه‌الصخره در بيت‌المقدس درست كند.

اين مسجد در چند مرحله ساخته شده و در زمان هشام و خلفاي بعدي و به دوران منصور در سال 366 هـ. ق داراي ابعاد كنوني متر است.

اين مسجد از حيث عظمت و آراستگي سرآمد همه‌ي معابد و ابينه‌ي مذهبي مشرق زمين بوده است.

ويژگي‌هاي كردوبا

1- داراي ديوارهاي بلند آجري و سنگي با برجهايي به ابعاد مختلف

2- مناره بزرگ مسجد كه از سطح زمين چهل برابر قامت انسان متوسط القامه است.

3- جبهه‌ي اصلي آن رو به جنوب و داراي 19 درگاه با طاق نماي هلالي بود.

4- درون مسجد جنگلي از 1290 ستون از سنگ يشم يا سماق يا مرمر سفيد و سياه تا محراب پشت سر هم قرار گرفته‌اند اين ستونها مرمرين و صيقلي از ساختمان‌هاي روميان آورده شده‌اند.

5- به دليل كوتاهي ارتفاع ستونها معماران دو طاق كماني بر بالاي هم ساخته‌اند، بربلندي ستون‌ها افزوده شود. و وجود اين طاق‌هاي كماني آجر سرخ و زرد كمرنگ در كنار هم طاقها را خط دار جلوه‌گر مي‌كند.

6- ارتفاع سقف شبستان از كف بنا تقريباً 10 متر است كه اين ارتفاع سبب شده منظره‌ي داخل بنا تيرگي كليساهاي عظيم قديم مانند كليساهاي قرون وسطي را نداشته باشند.

7- اطراف محراب را با طلا و موزاييك مينا كاري تزئين كرده‌اند زمينه را قرمز و كبود با نقش‌هاي طلايي زده‌اند.

8- محراب و فرورفتگي آن و طاق‌هاي كماني را با روپوشي از گچ و مرمر سفيد و نقش‌هاي گل و بوته به شيوه‌ي اسليمي آراسته‌اند. طرح‌هاي زيباي اسليمي روي اين موزاييك‌ها كار هنرمندان قسطنطنيه است كه به فرمان امپراطور بيزانس و به خواهش «حكم» به قرطبه فرستاده شده‌اند.

9- منبر مسجد زيباترين هنر جهان است و از 37 هزار قطعه‌ي عاج و چوب‌هاي گران قيمت چون آبنوس و عود معطر ساخته شده و موصع به جواهر است.

10- زمين و ديوارها را با موزاييك معرق فرش و تزئين كرده‌اند و قسمتي از آنها را آبگينه‌ي مينا كاري با رنگ‌هاي درخشان

11- شبستان مسجد آن چنان پهناور است كه جايي براي سرود خوانان و پرستشگاه بزرگي در ميان ساختمان را در خود جاي داده كه مربوط به سده 16 ميلادي است.

12- دليل تاريكي مسجد به خاطر مسدود كردن رواق‌ها و درهاي است كه رو به حياط باز مي‌شده‌اند و قنديل‌هايي بلورين بسيار آن را نيز بوده‌اند.

لینک تصاویر : 1 - 2 - 3 - 4 - 5

مدينه‌الزهرا

شهر مدينه‌الزهرا در سال 324 هـ. ق / 936 م توسط عبدالرحمان سوم در نزديكي شهرقرطبه ساخته شده كه نه تنها محل اقامت عبدالرحمان بوده بلكه سازمان اداريش نيز در آنجا واقع بوده است.

ويژگي‌هاي شهر مدينه‌الزهرا

1- در اين شهر بناهاي سترك با سنگ‌هاي تراشيده و مرمر به سبك كامل بناهاي سوريه

2- شهر مزبور در سال 401 هـ. ق / 1010 م در آتش سوخت و از بين رفت

3- خرابه‌هاي شهر به شكل مستطيلي است كه حدود يك كيلومتر و نيم طول و 750 متر عرض دارد.

قصرالحمرا

اين بنا در قرن 13 ميلادي ساخته شده و نهايت درجه سليقه‌ي فن معماري اعراب در اندلس به كار رفته

ويژگي‌هاي قصرالحمرا

1- ديوارهاي قصرالحمرا از سنگ‌هاي حجاري شده نيست بلكه از ستون‌هاي ساخته شده كه مخلوطي از گچ و ماسه، خاك سرخ و شن است و داراي تزئينات گچ بري كه با وجود اينكه با قالب درست شده اما به مدت 5 قرن در برابر حوادث مقاوم است.

2- مهمترين خصوصياتي كه قصر الحمرا را از قصر اشبيليه ممتاز مي‌كند:

1. ديوارهايي كه با قالب‌هاي گچبري شده و نگين پوشيده شده‌اند.

2. ستون‌هاي كوچك و سرستون‌هاي آن به شكل شاخ و برگ درهم حجاري شده‌اند.

3. هلال‌هاي تمام تركيب يافته و با اشكال گل و بوته نقاشي شده.

4. سقف‌هايي كه بوسيله‌ي آويزها و خوشه‌هاي معلق پوشيده شده.

3- داراي تالار پذيرايي براي عموم، ديوان با تالار تخت و تاج كه مختص پذيرايي‌هاي رسمي است و حرم با اطاق‌هاي خصوصي

4- دو كوشك ظريف از جوانب باريك صحن به آن راه داشتند و تالارهاي گنبد دار و تالارهاي مستطيل شكل آن را از چهار سو احاطه كرده‌اند.

5- در قسمت شمالي بنا حمام‌ها و باغچه‌ها. در قسمت شرقي كاخ‌هاي كوچك و ساكن مجزا براي اعضاي خاندان. و در طرف جنوب مدفن امرا و مسجد قلعه كه امروز به جاي آن كليساي مسيحي بنا شده است.

6- وجود ديوارهاي دور تا دور به صورت برج‌هايي كه حالت جدي به قلعه دارد مانع از ديدن زيبايي دروني آن مي‌شود.

لینک تصاویر : 1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8

شهر بغداد

منصور خليفه‌ي دوم عباسي در سال 137 هـ. ق به خلافت رسيد و پايتخت خود را كنار رودخانه‌ي دجله بنا نهاد شهر بغداد به صورت دايره شكلي است كه بوسيله‌ي ديوار اصلي با برجهاي مدور و خندق احاطه شده چهار دروازه‌ي تنگ و طويل به نام‌هاي: كوفه، بصره، خراسان و دمشق كه بوسيله‌ي خيابان مدور خارجي و داخلي به هم وصل گرديده‌اند سطحي كه در آن زندگي مي‌كنند به چهار قسمت و هر قسمت 8 تا 12 كوچه شعاعر شكل است.

مهم‌ترين بناهاي مركز شهر: كاخ و مسجد كه بر اساس بناهاي ساساني ساخته شده بودند قصر خليفه براساس قسمت‌هاي اصلي تشكيل دهنده‌ي آن به نام گنبد سبز و دروازه‌ي طلايي ناميده شد. بغداد در زمان قهرمان كتاب هزار و يك شب يعني هارون الرشيد و همچنين در زمان پسرش مأمون به آخرين درجه‌ي ترقي و تمدن رسيد. و از مهمترين شهرهاي مشرق زمين محسوب مي‌شد.

شهر سامره

در قسمت بالاي شهر بغداد و در نزديكي دجله ايجاد شد. و مدت نيم قرن مقر حكومت عباسيان بود. اين شهر با وسعت 33 كيلومتر در كنار رودخانه احداث شده.

يكي از دلايل عمده‌ي نقل مكان مردم از شهر قديمي بغداد به سامره:

برخوردهاي شديدي بود كه بين قواي عرب و ترك بوجود آمد.

قسمت اعظم خرابه‌هاي اين شهر بوسيله‌ي حفاري‌هاي هرتسفلد كشف گرديد.

مسجدالمتوكل

اين مسجد در چند صد متري شمال سامراي جديد واقع است كه توسط متوكل خليفه‌ي عباسي نباشد.

ابعاد: ضلع بزرگ 260 متر و ضلع كوچكش 180 متر به طوري كه بيش از صد هزار نفر نماز خوان در آن جاي مي‌گرفت. 1- حصار مسجد بوسيله‌ي نيم برجهاي تقويتي مشخص است 2- تعدادي پنجره داخل ديوار ضلع جنوبي موجود است 3- مسجد داراي يك حياط مركزي و يك تالار ستوندار در سمت قبله است و محراب در اين تالار واقع است. 4- اطراف حياط‌ها را رواق‌ها احاطه كرده‌اند 5- طبق گفته‌ي يكي از مورخين به نام مقدسي تزئينات مسجد موزائيك بوده 6- خارج از ديوار مسجد در 30 متري شمال، مناره و يا برجي حلزوني شكل قرار دارد كه بلندي آن حدود 50 متر و طول هر ضلع قاعده‌ي آن كه برج بر روي آن برپاست 33 متر است 7- پنج گردش كامل مارپيچي يا حلزوني به قله مي‌رسد 8- طبقه ششم مناره به صورت اطاقكي با پايه‌ي شش ضلعي و مزين به طاقچه ساخته شده 9- به احتمال زياد سر مشق اين مناره و مناره مسجد ابودلف در سامره، زيگوراتهاي بين‌النهرين و آتشكده و برج فيروز آباد ساساني بوده 10- بعضي دانشمندان به مسجد المتوكل و مسجد ابودلف به عنوان كاخ نگاه مي‌كنند زيرا ستونها، جرزها و برجهاي تقويتي عناصري‌اند كه بيشتر در بناي كاخ‌هاي ساساني به كار رفته‌اند.

خلاصه سازی مطلب : سرکارخانم دلیری


برچسب‌ها: صنایع دستی و هنر اسلامی

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 10:17 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

اسلام و هنر

هنر اسلامی یکی از غنی ترین مجموعه های هنری جهان است.در حقیقت بر پایه وادامه هنرکشورهایی است که قرون متمادی دارای هنر و تمدن کهنسال بوده اند.

درباره ی رابطه اسلام و هنر باید دو مسئله را از یکدیگر تفکیک کرد:

الف- آنچه در عمل به وقوع پیوست: مسلمانان با هر ملتی که روبرو شدند و هر سرزمینی را که فتح کردند به اخذ عناصری از فرهنگ و هنر آن ملت و سرزمین پرداختند و اختلافات مذهب و نژاد و اقوام را نادیده گرفتند. به تدریج که گستره جغرافیایی اسلام رو به فزونی نهادء عناصر تشکیل دهنده مجموعه هنر اسلامی نیز بیشتر شد و با ابداع شیوه های برجسته و گوناگون که با ظرافت کامل احساسات انسانی را تعبیر می کرد هنر اسلامی پدید آمد.

ب- آنچه در این باره در قران و کتاب های اساسی فقه اسلامی آمده است: قران سند و ملاک صحت و سقم و درست و غلط بودن است. پس آنچه که در کتاب قران آمده ملاکی است قاطع درباره ی قضاوت برخورد اسلام با هنر. با آیاتی که در کتاب قران بر می­خوریم می­بینیم که انسان را به تامل و تفکر به خلقت اشیای مختلف انسان و کرات و ستارگان و....تاکید کرده است. اسلام نخستین دین آسمانی است که انسان را به زیبایی و زینت در آفریده ها جلب می کند و به او می فهماند که پدیده ها دارای دو جنبه اند:

1- جنبه سود بخشی:که گذراندن زندگی را برای ما آسان می کند .

2- جنبه زیبایی: که غذای روح ما را فراهم می کند.

اسلام با هنر نقاشی صورت انسان و حیوان و هنر پیکره تراشی مخالفت کرده به این دلیل هم درآن زمان این هنرها رایج نبود علت مخالفت دین با این امر بت پرستی افراد بود.

بناها و هنرهای تزیینی:

به طور کلی دو بخش اساسی بناها و هنر های تزیینی داریم: بناهای مذهبی _ هنر های تزیینی

دوران اول هنر اسلامی به معماری و سفالگری انحصار داشت و به زودی هنرهایی مانند خطاطی،تذهیب،قالی بافی و ...رونق فراوان یافت.

بررسی ما درباره هنر اسلامی شامل کشورهایی همچون مصر، ایران، ترکیه و اسپانیا است. که درباره تاریخ سازی از هنر اسلامی و چگونگی شکل گیری آن در مناطقی که اسلام در آنها نفوذ پیدا کرده بحث می کنیم.

مساجد:

مسجد محلی است برای عبادت مسلمین و حل احکام مذهبی و مسائل سیاسی. مساجد را معمولا نزدیک بازار می ساختند که دسترسی مردم به آن مکان راحت تر باشد.

مسجد قبا: که در زمان قدیم خارج شهر بوده و امروزه داخل شهر است رسول خدا پس از هجرت از مکه نرسیده به مدینه بنا نهاد بنای مسجد ویران شد و شخصی بنام سلطان عبدالحمید آنجا را تجدید بنا کرد.

مسجد النبی: این مسجد در شهر مدینه واقع شده. مردم احکام اسلامی خود را از پیغمبر در این مسجد می گرفتند.

مسجدالحرام: بزرگترین مسجدی است که از دیر زمان تجلی خاصی داشته کعبه مکرمه است که از اطراف محصور به مسجدی به نام مسجدالحرام می باشد.این مسجد به شکل مختلف الاضلاع است و متمایل به زاویه ی جنوبی در وسط شهر مکه است. طول این مسجد از خارج 192 متر و عرض آن 136 متر است.این مسجد دارای چهار رواق است که به حرم محیط گردیده. که در آن 311 پایه است که ما بین هر پایه 224 ستون است روی هم رفته 39 مدخل دارد. در هر زاویه مسجدالحرام مناره ای بنا شده و در شمال و شرق آن دو مناره دیگر بنا گردیده که مجموع آنها شش مناره می باشد.

کعبه: قبله گاه مسلمانان در وسط مسجدالحرام است و از بنای مرتفع سنگی به شکل مکعب مستطیل تشکیل شده بلندی این بنا 15 متر و طول آن 12 متر و عرض آن 10/5 متر است.

در ضلع جنوب شرقی حجرالاسود قرار دارد که سیاه بیضی شکل است روی هم رفته این سنگ از زمان حضرت ابراهیم بوده است.داخل کعبه از سنگهای مرمر است ومربع شکل و دارای سه ستون است.

هدف از بکار بردن مصالح بناهای قدیمی این بوده که به این وسیله معماران وسعت عمل بیشتری جهت فعالیتهای ساختمانی داده شود.

محراب: برای ساختمان محراب در جهت دیوار کعبه شاید طرح کلیسا به عنوان سرمشق قرار گرفته باشد این عنصر معماری در مساجد جهت قبله را تعیین می کند و معمولا به صورت طاق نماها ونصف استوانه یا نصف منشور است که سقف آن را گنبد تشکیل می دهد.

مهراب گنبد مهر و پیشگاه مهر و پرستشگاه آنان بوده و بعدها به صورت محراب درآمده است.

مناره: به عنوان برج دیده بانی موذن و بیشتر تحت تاثیر برج های قدیمی زیگورات ها بوده است . منا ربه معنای جای نار و نور و به طور واضح تر آتشدان و آتشگاه و روشنی جای و چراغ پایه بوده است. اولین مأذنه ای که به شکل مناره های کنونی ساخته شده مأذنه مسجد جامع بصره بود که آن را زیادبن ابیه در سال 44 یا 45 ه.ق بنا کرد.

منبر: محل جلوس وعاظ برای بیان مسائل مذهبی است که در فرهنگ اسلام از آن به نام تختی که دارای یک یا چند پله باشد وخطیب و واعظ آن جا می نشیند یاد شده است.منبرها بیشتر از جنس چوب بوده وآراستن آن عاج و آبنوس وسنگهای قدیمی فراوان به کار برده اند.

گنبد: گنبد سقفی است نیم کروی یا مقعر که در بالای پلانهای مدور یا مربع به کمک گوشوار تعبیه می شود. این عنصر معماری بیشتر در مساجد بکار برده می شود همچنین کلمه گنبد که نوعی پوشش بنا است گاهی به مجموع بنا نیز اطلاق می شود مانند گنبد قابوس.

تزیینات: در ابتدا تزیینات زیبا ومتنوع به داخل مسجد اختصاص داشت. موزاییک و کاشی برای کف مسجد وتزیین محراب وشیشه های رنگارنگ برای پنجره ها وقندیلها به کار می رفت. همچنین طرح های زیبا از معرق وگچ و مرمر وسفال وکاشی محراب ها را مزین می­کردند. طاق نماهای محراب وکتیبه­ها را به نوشته های عربی و کوفی می آراستند.

مساجد امویان:

پس از آخرین خلیفه راشیدین، معاویه پسر ابوسفیان حاکم سوریه خلیفه شد وسلسله ای تاسیس کرد که از سال 40تا 132ه.ق ادامه داشت.

هنگامی که اسلام در حال پیشروی به سوی شرق بود لازم بود که پایتخت ه مرکز ولایت تصرف شده نزدیکتر باشد.به همین علت در زمان خلفای بنی امیه شهر دمشق به جای مدینه مرکز خلافت گردید.این تغییر مستقیما مسلمانان را با دنیای هنر روم که تازه به تصرف آمده بود آشنا کرد.با این آشنایی راه تازه ای در هنر اسلامی گشوده شد و بنای مسجد آغاز گردید. مساجدی که از لحاظ زیبایی چیزی از کلیساها کم نداشت. کلیساها کم کم جای خود را به مساجد دادند و با گردآوری صنعتگران و هنرمندان مساجد و قصور متعددی ساخته شد.

مسجد جامع دمشق: این مسجد را میان سالهای 88و96 ه.ق ولیدبن عبدالملک خلیفه اموی در محل معبد ژوپیتر که کلیسای یحیی درآن درست شده بود بنا نهاد. این مسجد با حیاطی مستطیل شکل به اضلاع 160در100 متر و رواق­های دو طبقه است.شبستان مسجد با ستون های مرمر و سه ردیف تالار موازی و سقف گنبدی شکل و چهار محراب آن در ظلع جنوبی قرار دارند. نقشه کلی این مسجد الگویی برای مساجد اسلامی شده است. معماری این مسجد به نظر قریب به اتفاق مورخان هنر ملهم از کلیساهای مسیحی است و اصطلاحا بازیلیکی نامیده می شود.

مسجد الاقصی: این مسجد در بیت المقدس ساخته شده است. پیغمبر اسلام (ص) از اینجا به معراج رسید بنای مسجد الاقصی را سال 1007 ق.م حضرت سلیمان بنا نهاد و در سال 586 ق.م بخت النصر پادشاه بابل آن را ویران کرد. مسجد شامل دهانه های میانی از آنهایی که در قبل ساخته شده است وسیعتر است سقف آن نیز فاقد نورگیر است و در بالای آن محراب گنبدی چوبی قرار داشته است.

قبه الصخره  و مسجد الاقصی

قبه الصخره: ساختمان این بنا درمحل حرم شریف عبدالملک میان سالهای 69و73 ه.ق حدود 692 م ساخت. این بنا بیشتر در مقابل بنای مسیحیان و به نیت برتری بر آنان ایجاد شده است.از نظر معماری پدیده ای است یگانه و مستقیما با سبک بناهای مقدس بیزانسی که دارای گنبدی مرکزی است.

 با فضایی راهرو وار یا غلام گردشی هشت ضلعی پیوند دارد. قبه 35 متر ارتفاع دارد محیط بنا 60 متر است. ستون ها از آثار قدیم رومی است ستون های مرمر سبز وقرمز با دیوارهایی از سنگ مرمر رنگی تمام فضای داخل مسجد را فرا گرفته است. چهار دروازه ی آن ساختمان به سوی جهات اصلی باز می شود گویی ساختمان در مرکز قرار دارد.

امویان در غرب: عبدالرحمان آخرین باز مانده امویان به اسپانیا گریخت و در سال 138 ه.ق 755 م خلافت غربی اسلام را در اسپانیا تاسیس کرد. با بنیاد گرفتن اسپانیا این کشور از لحاظ ثروت و قدرت چیزی از بغداد کم نداشت و برای مدت سه قرن یکی از بزرگترین مراکز هنرهای اسلامی شد. حکومت امویان در اسپانیا مدت ها طول کشید و انقراض آن بیش از آنکه نتیجه حملات خارجی باشد به سبب جنگهای داخلی بود.

بنای این مسجد بسی حیرت انگیز بود و اسپانیا با داشتن شهرهای اسلامی زیبا و درخشش گنبد ها و مناره ها در قرن دهم میلادی متمدن ترین نقطه ی اروپا و معتبرترین دیار متمدن جهان بود.

حلاصه سازی : سرکار خانم عبدی - دانشجوی صنایع دستی

 

http://mazhari.ir/post/4/%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%88%d8%aa%d9%85%d8%af%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-1

 

 

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 10:15 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

مسجد تاریخانه دامغان

-از دوران اوایل اوایل اسلام درایران است

-از سبک معماری متعلق به اواسط دوم ه ق دانست

-طاقها شبیه طاقهای ساسانی است

-مناره آن متعلق به دوره سلجوقی است –کتیبه که بر روی آن نصب شده با خط کوفی است

-اهمیت آن تنها به دلیل سبک اولیه آن (سبک عربی) نیست بلکه از اسلوب دوره ساسانی نیزبرخوردار است

تصاویر 1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8

مسجد جامع نایین

- احداث مسجد در زمان آل بویه

-ساخت آن (اواخر قرن 3وآغاز قرن 4ه ق)

-مسجد شامل 11طاق نما با سقف هلالی

-صحن مسجد طوری است که معمار به طرح بناهای 4 ایوانی نظر داشته است

-دیوار؛ طاقها؛جرزها و محراب با گچ بری تزیین شده که با نقوش متنوع و گودی خاصی نشان داده شده و متعلق به دوران اولیه هنر گچبری است

-اهمیت مسجد نایین وجود منبر و درب چوبی منبت گرانبها و تاریخی است

-شبیه مسجد تاریخانه دامغان است

-گچبری آن شبیه منبت های ساسانی است.

جامع نایین

-روی منبر کتیبه ای به خط نسخ و در متن شاخ و برگ حک شده تاریخ711 ه ق

-در کتیبه قاب درب چوبی مسجد تاریخ 874 ه ق کنده شده

لینک تصاویر : 1 - 2 - 3 - 4 - 5 - پایاب و وضوخانه - زیرزمین (زمستانی) - منار ایلخانی مسجد

مقبره های اوایل اسلام

-تا سده 4 ه ق به مقبره یا برج های مقبره ای کم برخورد میکنیم اما از ان به بعد رواج یافت که در خراسان و ترکستان دیده می شود

قدیمی ترین مقبره از دوران اسلامی ___ آرامگاه (قبهَ الصلبیه) که خلیفه المنتصر ر سال 248 هجری قمری در شهر سامره برای مادرش بنا کرد و همچنین مقبره اسماعیل سامانی در سال 300 هجری قمری در بخارا

- اولین برج مقبره ای برج قابوس سال 397 هجری قمری در نواحی شمالی ایران شهر کنونی گنبد قابوس بنا شد .

- در مورد این گونه مقبره ها دو نظریه هست :1- راهنمای مسافران در بیابان ها بوده 2- اگر کسی هنگام سفر فوت می کرد در این مکان ها دفن می شدند.

مقبره اسماعیل سامانی

- مقبره شاه اسماعیل در بخارا است که برگرفته از آثار ساسانی است.

مقبره سامانی

- در این مقبره طریقه جدید قرار دادن گنبد روی بنای مربع شکل دیده می شود در گوشه ها ستون های مدوری به دیوار چسبیده قرار گرفته اندازه هر ضلع 10*10 و مصالح درجه اول آن آجر است که در ساخت و تزئین نقش موثری دارد .

- آجر کاری مقبره شاه اسماعیل قدیمی ترین در معماری اسلام است که بعد ها در دوره غزنوی و سلجوقی تکامل یافت.

- تاریخ ساخت بنا اواخر قرن 3 و اوایل قرن 4 هجری قمری.

تصاویر : 1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 -

گنبد قابوس

- نبای عظیم آجری گنبد قابوس از شاهکارهای معماری اوایل اسلام در ایران و در شهر قدیم جرجان، گنبد قابوس کنونی است.

- نقشه برج از داخل مدور از خارج شبیه ستاره ده پراست؛این آرامگاه یا برج روی تپه خاکی مشرف به شهر قرار دارد.

- از دو قسمت است : 1- قاعده و بدنه میل و 2- گنبد مخروطی شکل و آجری

- دور برج دو ردیف کتیبه کوفی رو بدنه میل و قاعده گنبد قرار دارد. نوشته از آجر و معرف احداث در سال 397 هجری قمری بوسیله قابوس ابن وشمگیر است.

- ارتفاع برج و تپه زیر آن70 متر که 15 متر تپه ؛ 18 متر گنبد ؛ 37 متر میل آجری.

- دیگر برج های دوره معماری اسلامی ایران برج رسکت در قائم شهر 400 هجری قمری – برج لاجیم در سواد کوه مازندران 413 هجری قمری – برج رادکان در کردکوی مازندران317 – برج علمدار در دامغان 417 هجری قمری

- هنر معماری در قرن اولیه ایران اسلامی همزمان با حکومت سامانی ؛ آل بویه ، دوره سلجوقی است.

تحول سبک معماری در ایران

- ایرانیان از روش اعراب در ساخت مساجد پیروی کرده اند اما از نسق و ذوق صنعتی در سبک های ساختمانی خود نیز بکار می برد.

- نقشه مساجد در ایران منسوخ ومسجد اصیل ایرانی ، مسجد چهار ایوانی جانشین شد.

- در سده 5 هجری قمری ( عهد سلجوقی ) ساختمان مساجد به بناهای بزرگ مربع آجری با پوشش گنبدی و ایوانی در جلو در آمد – حیاط مرکزی و چهار ایوان در اطراف آن اساس معماری بناهای مذهبی و کاروان سرا و مدرسه ها در ایران بود .

- آزامگاه های دوره سلجوقی دنباله رو معماری آل بویه و آل زیار است و دو طبقه بوده که بالا مسجد و پایین دخمه و محل دفن

- سطوح خارجی دیوار با نمای آجر و طرح های.... فرم خفته و راسته؛ بادبزنی؛ بافت حصیری؛اشکال هندسی؛برآمدگی و فرو رفتگی و ایجا کتیبه از آجر تراشیده مشخصه معماری دوره سلجوقی است

- هنر آجر تراشی و تزئین انبیه با آن از سده 5 هجری قمری در ایران معمول شده و تبدیل خط کوفی به نسخ

- تراشیدن آجرو تشکیل حروف دشوار بوده لذا کتیبه ها و تزئیناتئ آجری کمتر و گچبری جایگزین شد

- در اواخر دوره سلجوقی –تزئین مرکبیس از آجر و کاشی و گجبری به چشم میخورد

- در زمان صفویه معماری تزئینی جایگزین معماری ساختمانی می شود

- کاخ سازی دوره زندیه ادامه دوره صفویه به شیوه دو ستونی با شاه نشین ؛اطاقهای دو طرف آن

- میدان نقش جهان اصفهان –قیصریه از زمان شاه عباس اول صفوی است

- آثار زندیه :خیابان چهار باغ؛سی وسه پل-پل خواجو-مجموعه ابنیه گنجعلی خان عام اصنفعه کریم خان زند-مسجد وکیل حمام و آب انبارو مدرسه وکیل

مسجد جامع اصفهان

14 ایوانی بوده:از دوره سلجوقی و تزئینات دوران اسلامی دارد و به دستور ملکشاه ساخته شد

قسمت های مسجد جامع

-گنبد خواجه نظام الملک-جنوب حیاط مرکزی-از کتیبه کوفی حاشیه قبه است توسط خواجه نظام بنا شده و نقشه آن مربعی است جهت نشاندن گنبد بر تالار 4 ضلعی-یک منشور 8ضلعی و بعد16 ضلعی روی آن و بعد قرار دادن گنبد بوده

-گنبد تاج الملک- شمال حیاط مرکزی- به دستور تاج الملک رقیب نظام الملک ساخته شده برای ایجاد قبه در بالا از قوسها و تربته ها استفاده شده-تزئینات کتیبه کوفی –گچبری و آجرکاری است

ایوان مسجد ایوان 4 گونه بعد از ساخت گنبد اواخر سده 5 ه . ق ساخته شده عبازتند از:

1 - ایوان جنوبی صفه صاحب

2- ایوان شمالی صفه درویش

3- ایوان شرقی صفه عمر بن عبدالعزیز

4- ایوان غربی صفه استاد

شبستان ها شبستان شرقی و غربی با ستونها مدور با آجر و با تزئین گچبری

شبستان غربی جنب مسجد اولجایتو با تزئین گچبری و کتیبه کوفی

ساختمان وسط حیاط مرکزی از ابنیه ی زمان صفوی در آتش سوزی سوخت فقط آبنای شمالی و جنوبی سالم ماند و دوباره 4 ایوانی ساخته شد و 2 مناره ی ایوان جنوبی از عهد اوزون حسن است.

- در این مسجد از انواع خطوط کوفی – ثلث – نستعلیق استفاده

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 10:15 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

تزیینات در معماری

کاشیکاری از ویژگی های خاص هنر معماری ایرانیان در عصر اسلام است . این هنر دارای پشتوانه ی قوی نظیر ایلامیان و هخامنشیان است . آجرهای لعابدار و کاشیهای رنگین باقی مانده از این زمان تأکیدی است بر پیشرفت فن کاشیکاری در ایران . کاشیکاری بهترین و عالیترین شیوه ای است که ایرانیان برای تزیین و آرایش ساختمانها ابداع کرده اند. استفاده از کاشی به عنوان عنصری تزیینی اولین بار بعد از سده های اولیه و از دوره سلجوقیان در بناها معمول شد. در اوایل استعمال این نوع کاشی ساده منحصر به ابنیه ی بزرگ و مهم بوده ولی در اواخر سده ی ششم هجری قمری به کارگیری کاشی در معماری تعمیم یافت. زیباترین کاشیهایی که در این دوره در ایران تهیه شده آجر کوچکی است که با لعاب آبی رنگ پوشیده شده و نمونه های آنها را در گنبد سرخ مراغه و دیگر مقبره های این شهر ، مسجد جامع قزوین ، مناره ی تاریخانه ی دامغان و ... می توانیم ببینیم. نکته ی مهم در کاشیکاری اواخر این دوره استفاده از کاشی به شکل متنوع در ابنیه است. در گذشته برج ها و مقبره ها و مساجد با طرح های آجری آرایش می شدند و برای تأثیر بیشتر از خطوط و نقوش آرایش یافته استفاده می شد اما در دوره ی سلجوقیان با ایجاد حواشی ، سطوح به شکل صفحه ی منبت کاری شده در آمده و طرح با لوحه میانی و چهار گوش پوشانده شده و به صورت فرشی که از کاشی ساخته باشند در می آید . در کاشی های این دوره از طرح های چند وجهی و ستاره ای یک رنگ و یا دو رنگ ، چلیپا هایی که غالباٌ فیروزه ای فام و یا لاجوردی پر رنگ اند استفاده شده است. پس از حمله ی مغول صنایع ایران بخصوص کاشیکاری وارد مرحله ی جدیدی شد استفاده از کاشیهای صدفدار یا مینایی در ابنیه دوران ایلخانیان معمول شد . ساختن محرابهایی از کاشی مینایی از خصوصیات این دوره است از جمله محراب کاشان به تاریخ 623 هجری قمری را می توان نام برد که هم اکنون در یکی از موزه های برلن است. هنرمندان این زمان موفق شدند اجزایی که اشکال معرق از آنها تشکیل می شوند کوچکتر کنند و زیبا ترین اشکال نباتی و هندسی را در مجموعه از رنگ های زیبا و براق نمایش دهند ، ارزانی معرق بیشتر موجب رشد ورواج این هنر شده است زیرا هزینه ی ساختن لعاب صدفی دار به مراتب کمتر از هزینه ی آجرهای کاشی مینایی بوده و علت این امر واضح است زیرا در کاشی لازم بود پس از کشیدن رنگ ونقش یک بار دیگر آن را در کوره بگذارند . همچنین در این دوره برجسته کاری در کاشی مقام مهمتری احراز می کند. تحول کاشیکاری این دوره را در بنا های معروف گنبد سلطانیه در زنجان ، گنبد غفاریه در مراغه ، مسجد زیبای ورامین و... می توان دید که همگی شاهد پیشرفت کاشیکاری در این دوره اند. در دوران تیموریان استفاده از کاشی های معرق ادامه پیدا می کند . در کاشیکاری این دوره شیوه ی کاشیکاری به بالاترین درجه ی خود رسید. بهترین نمونه های این هنر را در مسجد گوهرشاد مشهد، مسجد کبود تبریز و گور امیر تیمور در سمرقند می توان دید درخشندگی پایان نا پذیر این رنگها در پوشش این بنا ها وگنبد های آنها باعث شهرت بناها شده است. آنها در آثار کاشیکاری و موزاییک کاری خود تا مرزهای نهایی پیش رفته بودند . در این دوره با نوع دیگر کاشی به نام کاشی هفت رنگ آشنا می شویم که قدیمیترین نمونه های آن از مدرسه ی شاهرخ تیموری در شهر خرگرد به دست آمده است.

در دوران حکومت صفویه ، به علت توجه خاص به هنر و صنعت و تشویق هنرمندان توسط سلاطین ، تحولات عظیمی در روشهای قبلی به وجود آمد . در این دوره سبکهای مغولی که گرفنه شده از روش چینی بودند، با ذوق و سلیقه ی ایرانی آمیخته شد و سبک جدیدی به وجود آمد که شباهتی به سبک چینی نداشت . هنر کاشیکاری شهر اصفهان در این دوره هنر غالب و برتر به شمار می رفت . از سه قسم کاشی به نامهای کاشی یک رنگ ، کاشی موزاییک و کاشی هفت رنگ در تزیین بناها استفاده می شده است . در این دوره ساختن سر درهای بزرگ که دارای کاشی های شفاف است پیشرفت بسیار نموده بود. نیم گنبدهای سردر را معمولاً با گچ مقرنسکاری و روی آن را اغلب با کاشی تزیین می کردند. در بیشتر بناهای مذهبی، در داخل و خارج، طاق ایوانها و مناره ها از کاشیهای لعابدار منقوش استفاده شده است. گنبدها و محراب ها را با ظریفترین شیوه و مؤثرترین رنگها و خیره کننده ترین نقوش گل و بوته و شاخ و برگها از کاشی لعابدار منقوش پوشش می دادند . در این زمان ، در تزیینات داخلی کاخهای اصفهان به جای استفاده از سفالهای لعابدار، کاشیهای تزیینی ـ که همزمان با پیدایش مکتب نقاشی اصفهان به وجود آمده بود ـ مورد استفاده قرار گرفته است. کاشیهای مستطیل شکل کوچکتر نیز با موضوعات مصور کامل به صورت برجسته و با لعابهای ظریف در اواخر سده ی دوازدهم رواج پیدا کرد . کلیه ی ابنیه ی دینی دوره ی صفوی با کاشی های معرق که دارای رنگهای زیبا و گل و بوته و شاخه های نباتات بود زینت یافته اند. عظمت و شکوه ترکیب کاشی های معرق که یکی از ابداعات ایرانی بوده است ، در دوره ی صفوی به اوج خود رسید. در این دوره شهرهای اصفهان ، یزد ، هرات ، کاشان ، سمرقند و تبریز مراکز مهم معرقسازی بوده اند. یکی از زیباترین بناهای دوره ی صفوی که با کاشی های معرق آرایش یافته مسجد شیخ لطف الله در اصفهان است ، دیگر بنای تاریخی این دوره مسجد شاه (مسجد امام فعلی ) در اصفهان است. مدرسه ی مادر شاه اصفهان واقع در چهار باغ شاهکاری از هنر کاشیکاری زمان صفوی را نشان می دهد. نا گفته نماند که سطوح خارجی گنبدها هرگز با آجر کاشی چهار گوش پوشیده نشده اند، زیرا آجرهای مزبوربه علت نازکی و شکنندگی تاب مقاومت ندارند. این گنبدها در حقیقت عالی ترین نمونه ی تزیین مینایی معماری در عالم اند. در این دوره هنرمندان موفق شدند به مایه ای از سایه روشن و گرایشات متنوع رنگها دست یابند. شاردن، جهانگرد فرانسوی، می گوید: (هنگامی که شاه عباس در گذشت ، ایران از پیشرفت باز ایستاد.) درباره ی خصوصیات معماری دوره ی شاه عباس بزرگ و تزیینات وابسته به معماری آن باید به این نکته اشاره کرد که شاه عباس صفوی عاشق معماری و عمران بود. وجه مشخصه ی کار شاه عباس این بود که تا جایی که توانسته به جای موزاییک و کاشیهای معرق از آجرهای کاشی مربع منقوش استفاده کرده است . . در دوره ی زندیه ، ترکیبهای وسیع دیگر رونقی نداشت . در بدنه های بزرگ پوشیده از آجرهای کاشی زمینه ی سفید، که به کلی نسبت به ساختمانهایی که به نظر خودشان تزیین می کردند، بیگانه و بی تناسب بودند، صورت شخصیتهای رسمی یا دور نماهایی که به تصور خودشان به سبک اروپایی ساخته اند در بدنه های کوچک دیده می شود.

در دوران قاجاریه ، در شیراز مکتبی از نقاشان کاشیساز محلی به وجود آمد که سودمند بود. کاشیسازها برای بنای مدرسه ی خان ، مسجد وکیل و ابنیه ی دیگرترکیبهای تزیینی مطبوعی ساختند که نسبت به نظایر این نوع کار که در سایر نقاط کشور می شدند برتری دارند. کاشیهای منقوش دوره ی قاجاریه اغلب ناچیز و از نظم هنری فقیرند و چیزی جز تقلید ناقص و بدی از کارهای قرن گذشته نیستند. در این دوره به عقیده ی ناصر الدین شاه قاجار هنر کاشی سازی متجدد گردیده. در دوره ی قاجاریه به علت استفاده از شکلها و رنگهای غیر معمول صفوی این هنر دچار ضعف وسیعی شد که نتیجه ی آن نابودی اصالت هنری و ویژگیهای فنی بود ، زیرا به علت در نظر نگرفتن اصول صحیح و قطع تسلسلبه اصول قبلی ، هنر کاشی کاری شکل ملی خود را از دست می داد .

در دوره ی پهلوی و معاصر ، فن و هنر کاشی سازی نیز دوباره مورد توجه خاص قرار گرفت و لزوم بازسازی و مرمت بناهای اسلامی سبب گردید که بار دیگر تزیینات کاشیکاری رشد کند. از کارهای معروف این دوره می توان از گنبد کاخ مرمر که متأثر از گنبد شیخ لطف الله است نام برد؛ یا سر در وزارت آموزش و پرورش ، سر در کاخ مرمر سابق ، سر در شهربانی کشور و قسمتهایی از بازسازی تزیینات کاشیکاری شمس العماره و تعمیرات اساسی اماکن مقدسه در گوشه و کنار این سرزمین . آنچه مسلم است هنر کاشیکاری در ایران همیشه مورد توجه بوده و خط و تزیینات گلها و نقش و نگاره ها که با کاشی ساخته شده اند آن قدر ظریف و زیبایند که همچون پرده ای از نقاشی به نظر می آید.

فصل چهاردهم مقرنسکاری صفحه ی222

 یکی از عناصر تزیینی معماری که در زیبا ساختن بناهای ایرانی بخصوص مساجد و مقبره ها نقش مهمی دارد مقرنسکاری است . این عنصر معماری و تزیینی ، در دوران معماری اسلامی ، چه از لحاظ کثرت استعمال و چه از نظر تعدد و مواد وچه از جهت وسعت عالم اسلام اهمیت بخصوصی را حایز است .

مقرنسها، که شباهت زیادی به لانه ی زنبور دارد ، در بناها به شکل طبقاتی که روی هم ساخته شده ، برای آرایش دادن ساختمانها ویا برای اینکه به تدریج از شکل هندسی به شکل دیگری گذر شود و مخصوصاً از اشکال مربع به دایره ای، که گنبد بر آنها قرار می گیرد ، به کار می روند . این مقرنسها را می توان از جمله وسایل مؤثر ساختن گنبدها دانست ، که بعدها محتوی نظری اولیه را از دست داد و بیشتر برای تزیین به کار رفت. در تزیینات داخلی، طرحای مقرنس در پا طاق گنبد بیشتر به کار می رود و از نظر معماری اهمیت فراوان دارد.

وجه تمسیه ی مقرنس . کلمه ی مقرنس با قر و قرناس و قرنس و قرنیز خویشاوند است. اما با مشاهده ی شکلهای طبیعی قندیلهای یخی و قندیلهای آهکی در درون غارها در می یابیم که پیش آمدگی و پس رفتگی های طبیعی در روی این قندیلها توجیهی بر نام مقرنس است که به احتمال زیادهنرمندان نخستین این فن از همان قندیلها برداشتی هنرمندانه کرده اندو آن را در سطوح داخلی و خارجی بناها بصورت عنصر تزیینی با استفاده از آجر ، گچ و یا سیمان به کار گرفته اند. استالاکتیت واژه ای است فرانسوی و عبارت است از ترکیبات آهکی آویزان در سقف غارها . ولی استالاکتیت در معماری ، نوعی موتیف تزیینی است که مشابه آن مقرنس است و آن عبارت است از جفت و جور شدن و رویهم قرار گرفتن صورتهای منشوری برجسته و گرد به طور متضاد . مقرنس معمولاً در سطوح فرو رفته ی گوشه های زیر سقف ایجاد می شود ، اما محل قرار گیری این عنصر تزیینی معماری می تواند در بالای دیوارها، سقفها، گوشه ها، سردرها، در قطاربندی های اطراف گنبدها، کاربندیها، زوایای محراب ها، سرستونها، قوسها، حاشیه ها، کتیبه ها و غیره باشد که گاهی از گل پخته و یا گچ قالبی ، کاشی و گاهی از سنگ تراشیده تزیین شده اند مقرنسها از لحاظ شکل به چهار دسته تقسیم می شوند:

1۱. مقرنسهای جلو آمده: مقرنسهایی را می گویند که مصالح آن از خود بنا است و در نهایت سادگی و بدون هیچ گونه پیرایه ای به صورت آجر یا گچ ، انتهای سطوح خارجی نمای بیرون ساختمان را آرایش می دهند و استحکام آنها زیاد است.

2. مقرنسهای روی هم قرار گرفته: گذشته از مصالح به کار رفته ی اصلی بنا ، مانند گچ، آجر و سنگ ، در سطوح داخلی و خارجی بنا به کار می روند و غالباٌ در چند ردیف دو یا پنج یا بیشتر روی هم قرار دارند و دارای ثبات متوسطی است.

3. مقرنسهای معلق: شبیه همان منشورهای آهکی آویزان در غارهاست که اصطلاحاً استالاکتیت نامیده می شود و غالباً از چسباندن مواد مختلف چون گچ، سفال، با کاشی و غیره به سطوح مقعر داخل بنا صورت می گیرد که آویزان به نظر می رسد و دارای ثبات کمی است.

4. مقرنسهای لانه زنبوری: چنان که از نامش پیداست ، شبیه لانه ی زنبور و در مجموع کندوهای کوچک بر روی هم قرار گرفته اند. این دسته از نظر شکل ظاهری شبیه به مقرنسهای معلق اند. در ایران از این نوع مقرنسها کمتر ساخته شده است.

به طور کلی مقرنس یعنی هر چهار نوع مقرنسهای تزیینی که در بیشتر بناهای دوران اولیه ی اسلام به کار رفته و می توان چهار قرن اول هجری قمری را آغازی دیگر بر هنر مقرنس سازی دانست . از قرن پنجم و ششم هجری قمری به بعد نیز آثار بیشماری را که نشان دهنده ی تحول این هنر باشد در نقاط مختلف کشورمان داریم. از نخستین نمونه های بارز چهار قرن اولیه اسلام در ایران می توان از مقبره ی اسماعیل سامانی در بخارا نام برد که علاوه بر تزیینات مقرنسکاری ، تزیینات آجری جالبی دارد.

مقبره ی قابوس بن وشمگیر که یکی از استوارترین بناهای اسلامی است گذشته از شیارهای زیبای ساقه و مخروط گنبد ، دارای مقرنسهای بسیار جالب و ساده است . در مسجد نایین که از آثار اوایل سده ی چهارم هجری قمری است، همراه با گچبریهای زیبا و خطوط کوفی مسجد ، در گوشه های گنبد بالای محراب نوعی مقرنس گچی روی هم قرار گرفته به چشم می خورد.

مقرنس ، در دو قرن پنجم و ششم و یا به عبارتی دوره ی سلجوقیان در مرحله ی تحول سریع است . تأکید معماران و مقرنس سازها بیشتر معطوف به تزیینهای بنا شده است . آشکارترین نمونه ی معماری این دوره مسجد جامع اصفهان است ، محراب گچبری و گنبد مقرنسکاری شده ی آن از شاهکارهای دوره ی معماری اسلامی بشمار می رود . . از دیگر آثار با ارزش این دوره می توان مساجد اردستان ، گلپایگان، زواره، قزوین وبنای حیدریه ی قزوین و دیگر آثار معماری این عهدرا نام برد. . این هنر پس از گسترش فراوان در دوران سلجوقی به هنر دوره ی مغول و تیموری راه پیدا می کند . نمونه های بسیاری از سبک مغول و تیموری را در بکار گیری مقرنس در ایران می توان بر شمرد. مشهورترین اثر بازمانده از این دوران گنبد سلطانیه در نزدیکی زنجان است که مجموعه ی گویایی از انواع هنرهاست. از دیگر آثار ارزنده ی مغولی عبارتند از مسجد جامع ورامین، گنبد غفازیه ی مراغه و ...که نمونه های با ارزش از مقرنسکاری اند. در دوره ی تیموری نیز این عنصر تزیینی به کار رفت و در اجرای آن روش دوره ی مغول دنبال گردید. می توان گفت در بعضی موارد سطح زیر مقرنس وسیعتر گردید و برای زینت دادن سطوح واحد های مقرنس بیشتر از کاشی و موزاییک استفاده کردند.

مقبره ی امیر تیمور در سمرقند

این بنا از آخرین بناهای تیمور است که برای نوه اش محمد سلطان ساخته استمقرنسهای سطح خارجی پایه ی گنبد به شکل بسیار زیبایی در زیر شیارهای سطح بیرونی گنبد نمایان است . این مقرنس عبارت است از دو ردیف فرو رفتگی و برجستگی متناوب که در روی نواری از مربع های گلدار واقع است . این مقرنسها همچون کمربندی به دور ساقه ی گنبد پیچیده اند و ایجاد سایه و روشن کرده اند. این نوع مقرنس بطور غنی ترو ظریفتر در پایه ی شیار های گنبد مقبره ی گوهرشاد مورخ 839 هـ . ق ، در هرات وجود دارد.

مسجد جامع گوهرشاد در مشهد

این بنا از جمله مساجد چهار ایوانی است که برای گوهرشاد زوجه ی شاهرخ تیموری ساخته شده(821 هـ . ق ) و از شاهکارهای معماری و تزیینی است.

مدرسه ی خرجرد در خواف در جدار بعضی طاقنماهای این بنا که از جمله بناهای چهار ایوانی است مقرنسهای مفصل اما نسبتاً کم عمق وجود دارد . نظیر آن در مسجد گوهرشاد نیز دیده می شود.

آستانه ی حضرت امام رضا(ع)

داخل و خارج آستانه ی حضرت علی بن موسی رضا (ع) در مشهد از شاهکارهای تزیینی درجه اول اسلامی است و در سراسر بناهای آن مقرنس در کنار سایر تزیینات به کار رفته است.

مسجد کبود تبریز

اهمیت این بنا که به سال 870 هـ . ق در عهد جهانشاه قره قوینلو ساخته شده بیشتر به لحاظ داشتن قطعات کاشی و موزاییک خوش رنگ آن است ، ولی مقرنس نیز از نظر سازندگان دور نمانده است . مقرنسهای گوشوار سر در داخلی بنا که خراب شده اند ابتدا با آجر ساده ساخته شده و بعداً قطعات کاشی و موزاییک از زیر به آجرها چسبانده شده و گوشوار مخروطی القا گردیده است.

مقرنس در دوره ی صفوی

دوره ی را عهد طلایی هنر ایران می گویند ، ولی این عنوان به معنی آن نیست که هنرمندان دوره ی صفوی دستبه ابتکار و اختراع زده اند بلکه به علت آن است که بر اثر توجه شاهان مراکز هنری زیاد شد و رشته های مختلف هنری به اوج وترقی خود رسید.در این دوره برخی از سنتهای هنری مغولی به کنار رفت و در تلاش آغازگر دست ساخته های نوینی عرضه شد . بویژه در زمان شاه عباس هنرهای این دوره به حد اعلای شکوفایی خود رسید. مقرنس در این دوره کاملاً جنبه ی تزیینی داشت و اغلب با موزاییک و کاشی صورت می گرفت .در این دوره هر چهار نوع مقرنس بکار رفت ، نخستین نشانه های مقرنسکاری در این عهد در بنای گنبد دار مقبره ی شیخ صفی الدین اردبیلی در اردبیل متجلی گشت ، از دیگر آثاری که نشان دهنده ی تحول و گسترش عنصر تزیین مقرنس همراه با کاشیهای با ارزش و بی مانند در دوران صفوی باشد از مقرنسهای زیبای عمارت عالی قاپو، مسجد امام اصفهان ، مسجد شیخ لطف الله اصفهان و دیگر آثار این دوره یاد می کنیم .

در مورد چگونگی قرار گرفتن و کاربرد مقرنسها ، دوران صفویه با سلجوقی تفاوت کلی داشته است: هنرمندان عهد سلجوقی، هماهنگ با بالا آمدن ساختمان جرزها و دیوارهای جانبی بنا به هنگام قوس دادن آنها ، مقرنسها را با پس و پیش به کار بردن آجرها می ساخته اند ، تا جایی که از نوک از تعداد قرنیزها کم و پوشش مقرنس دار زیر گنید یا طاق ایوان کامل شود ؛ اما در زمان صفویه مقرنسها را بر روی زمین قالب می ریختند و پس از تکمیل بنا با بستهایی که زیر طاق از پیش تعبیه می شده است مقرنسهای آماده را به زیر سقف متصل می کرده اند . امروز هم این نوع مقرنسکاری در اصفهان و یزد وشیراز ادامه و رواج دارد. البته در هر کدام از این شهرها شکل ساختن مقرنس فرق می کند ؛ مثلاً در اصفهان با چوب مقرنسهای آماده شده را در زیر طاق قرار می دهند ؛ اما در یزد قالبهای مقرنس را به رسنی می بندند و در زیر سقف به صورت آویزان محکم می کنند و پس از آن فاصله ی بین مقرنسها را با بند کشی پر می کنند. برای نمونه ، مسجد جامع کبیر یزد را می توان نام برد. در صحن جنوبی بقعه ی شاه نعمت الله ولی در ماهان کرمان و نیز در قسمت پشت بنا و داخل رواقها مقرنسهای کار هنرمندان عهد صفوی به چشم می خورد . بعد از دوره ی صفویه نیز هنر مقرنس سازی ادامه یافت. سبک ساختمانی و تزیینی دوره ی صفویه چنان کامل بود که در تمام دوره ی افشاریه ، زندیه و قاجاریه از آن تقلید شد . از عصر افشاریه بناهای زیادی در دست به همین جهت فقط کاخ خورشید که در کلات نادری است اشاره می کنیم. از عصر زندیه بناهای زیادتری موجود است که از جمله آن می توان مسجد وکیل شیراز را نام برد.مقرنسهای این مسجد شبیه به مقرنسهای داخل کاخ خورشید و جز مقرنسهای آویزان به شمار می آید. در تزئینات سقف مقبره کریم خان زند در شیراز که امروزه پارس است مقرنسکاری و نقاشی دست به هم داده و منظره بسیار زیبایی به وجود آورده است. در دوره قاجاریه،هنرمندان به این هنر توجه داشته و سعی کرده اند که آثاری با تزئینهای مقرنس از خود به یادگار گذارند. به همین منظور،جدا از بناهایی که خود ساختند،به مجموعه بناهای عصر صفوی دست بردند،برخی را به کلی ویران و به بعضی صحن، تالار و یا ایوانی افزودند و با الهام از شیوه ی کاشیکاری و مقرنس سازی صفویان به تزئین بناهای جدید پرداختند. مقبره شاه نعمت الله ولی در ماهان کرمان یکی از همان بناهاست.در دوره قاجار،مقرنس با توجه به روشهای دوره ی صفوی معمول بود. در مسجد سپهسالار (مدرسه ی عالی شهید مطهری امروز)مقرنس های زیبایی از این دوره مشاهده می شود.محراب این مسجد دارای زیباترین مقرنسهای دوره ی قاجار وعصر حاضر است.این مقرنسها یکی از نمونه های زیبای مقرنس آویزان یا استالاکتیتی است. اکنون مقرنسکاری عنصری تزئینی است که با گچ و آجر و کاشی صورت می گیرد. گسترش صنعت کاشیکاری در زمان حکمروایی صفویان،ونیز پس از انحطاط آنان،موجب شد که هنر تزئین مقرنس رفته رفته روبه ضعف نهد.آثار دوران زندیه و قاجاریه هم نشان می دهد که مقرنس سازی کمتر مورد توجه بود ، و پیشرفت چندانی نداشته است. مقرنس توانست بر سایر هنرهای تزئینی و صنایع دستی اثر می گذارد و موجب تکوین و گسترش انواع هنرها مانند کاشیکاری،گچبری و غیره شود. فصل پانزدهم نقاشی دیواری صفحه ی241 از نقاشی دوره ی اولیه ی اسلام اطلاعات زیادی در دست نیست،به جز آثار معدودی که در سوریه و عراق و ایران کشف گردیده است. ولی همین آثار کافی است که رونق و ارزش نقاشی و تزئینات بر دیوار را در دوره بنی امیه و اوایل دوره ی عباسی آشکار سازد قدیمی ترین اثر نقاشی که تاکنون در سوریه پیدا شده،عبارت است از آنچه موزیل در سال1316هـ.ق/1898 م در قصیر عمره کشف کرد. این محل بنای نسبتاً کوچکی است در صحرا که شامل حمام است و به وسیله ی ولید اول،خلیفه اموی،در حدود 94 هـ.ق /712 م ساخته شد. سقف و قسمتهای علیای دیوارهای این کاخ با اشکال و تصاویر مجازی و مناظر زندگی روزانه و اشکال حیوانات و نباتات با اسلوب یونانی ترسیم شده و تعبیرات ایرانی و هندی نیز در آن بکار رفته است.

نموّ نفوذ ایران در زمان بنی عباس از نقاشی های دیوار قصر سامره متعلق به [سده ی سوم هجری قمری ] هویداست.

در صور اشخاص و نباتات این مناضر از نقاشی های دوره ی ساسانی تقلید شده است. تا این اواخر از نقاشی اوایل دوره اسلامی در ایران چیزی در دست نبود. در سالهای 1358،1356،1355 هـ.ق هیئت اکتشافی موزه متروپولیتن در نیشابور در ایران نمونه هایی از نقاشی و تزئینات دیواری اوایل دوره ی عباسی را کشف کرد که فصل جدیدی در تاریخ صنایع اسلام گشود . این نقاشی ها از چند بنای متعدد پیداه شده و می توان آنها را به دو گروه تقسیم کرد:گروه اول نقاشیهای یک رنگ و گروه دوم نقاشیهایی که دارای رنگهای متعدد است. بهترین نمونه ی گروه لباس گرانبها و کمربند و خود و شمشیر و سپر مدور نشان می دهد. در گروه نقاشیهای چند رنگ که تقریباً به همان دوره تعلق دارد قطعاتی از نقاشیهای بزرگ پیدا شده که تصاویر انسان و شیطان و تزئینات نباتی و اشکال گلدان و نخل بر آنها دیده می شود. در این نقاشیها مانند نقاشیهای سامره ترکیبی از عناصر ایرانی و یونانی بخصوص در ترسیم البسه بیشتر نمایان است(دیماند1365: 39-40)روی هم رفته، نقاشیهای دیواری نیشابور نماینده ی جریانهای مختلف در هنر ایران در آن دوره است. شیوه ی نقاشی های دیواری نیشابور در چند قرن بعد بر روی آثاری که احتمال داده اند از شهر ری به دست آمده باشد مشهود است.

«از جمله کاخهایی که در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم [هجری قمری] با نقوش و تصاویر مزین شده بود کاخهای سلطان محمود غزنوی (389-421هـ.ق/999-1030م) است،ولی امروز دیگر از آن نقوش و تابلوها که دیوارهای آن قصر را زینت می داد اثری موجود نیست . در دوران سلجوقیان نقاشی دیواری با تصاویری خاص خودنمایی می کند . بهترین نمونه ی این نقاشیها را در برج شرقی و یا دو برج آرامگاه خرقان است شاهدیم.

برجهای آرامگاه های خرقان به سبب تزئین ارزنده خود در ردیف زیباترین آثار تاریخی آجری ایران اند. بر دیوارهای داخلی این دو برج که در زمان سلجوقیان ساخته شده اند و از قدیمترین گنبدهای دو پوششی ایران سشمار می آیند نقاشیهای مختلف قابل ملاحظه ای به سبک آثار تاریخی قدیمی تر ترسیم شده است.تمام قسمت های حلقه ی داخلی این گنبد برج اولی با نقاشیهای آبرنگی قابل ملاحظه ای رنگ آمیزی شده که یکی از کاملترین و همچنین مجذوب کننده ترین طرح نقاشیهای دیواری است که تاکنون در بناهای سلجوقی دیده شده اند (استروناخ1348: 19،14 و 28).

رنگ نقاشیهای دیوارها با مایه ای نزدیک به رنگ قسمت پایین آرامگاه رنگ آمیزی شده و با تغییر آن رنگها اشکال و اشباح مخصوص در رویه ی اصلی هر اسپر به وجود آمده است . در هر یک از طاق نماها چراغی زیبا و ظریف از نوع چراغ های مسجد ساخته شده است و روی بدنه ی چراغ خطوط کوفی دیده می شود وبا سه رشته زنجیر از بالای طاقنمای اسپرها آویزان شده است .

در روی ستونهای بین اسپر طرح مشخص و فوق العاده جالبی با رنگ آمیزی نمایش داده شده است . این نقاشیها عبارت اند از پرندگانی که به حالت نشسته در روی شاخه های درخت انار دیده می شوند. تنه ی درخت دارای سه بخش است و اولین آن از وسط هر ستون شروع می شود و شاخ برگهای آن تا زاویه ی الحاق دیوار به حلقه گنبد بالا می رود.

با توجه به اسپرهای بلند طاقدار،مشاهده می گردد که در وسط هر یک از کتیبه ها یک مدال تزئینی بزرگ وجود دارد که در دور تا دور پیرامون آن شعاهای طلوع خورشید دیده می شود .

حلقه ی داخلی گنبد با حاشیه ی آرایشی خطوط کوفی پیچ در پیچ و برجسته و خیلی عریضتر از سایر خطوط مزین شده است و رنگ زمینه ی قسمت های گود آبی است .

«آنچه گفتیم درباره ی نقوش دیواری دوره ی سلجوقی بود،اما در [باره ی] نقوش دوره ی مغول و تیموری جز آنچه مصادر تاریخی و ادبی ذکر کرد[اند] چیزی نمی دانیم.

ولی در بیشتر صور و نقوش کتابهای خطی قرن نهم هجری نقشهای دیواری دیده می شود،و از آن جمله لوحه ای است که بهرام گور را در یکی از ئخاکها نشان می دهد. در قرن دهم هجری توجه نقاشان به نقشهای دیواری بیشتر شده و برای آرایش دیوارهای ابنیه گل و بوته و اشکال پرندگان و حیوانات را به کار برده اند.پس از این دوره به دوره ی شاه عباس [اول](996-1037هـ.ق/1587-1628م)می رسیم، در این دوره ایران با ملل غرب تماس پیدا کرده و عده ی زیادی از جهانگردان اروپایی به ایران آمده و کاخهای شاه عباس را مشاهده کرده اند و از تابلوها و نقش و نگار دیوارهای آنها چیزها نوشته اند [و] درباره کاخهای امرای صفوی که در نقاط مختلف ایران بود تعریفها کرده اند.در اینج کافی است که بگوییم در تمام نقشهای دیواری راجع به دوره ی شاه عباس تاثیر نقاشی اروپایی واضح و آشکار است. دیوارهای کاخ چهلستون و عالی قاپو با نقاشی به سبک رضا عباسی زینت یافته است. در سال 1335ش ضمن تعمیراتی که در کاخ چهلستون انجام شد نقاشیهای زیادی از زیر گچ سه اطاق خارج شد که بسیار جلب توجه کرد.

مجالس نقاشی شده در سالن پادشاهی چهلستون از دوره ی شاه عباس دوم است،به استثنای دو تابلوی معروف به جنگ چالدران و. کرنال که از الحاقات بعد از دوره ی صفویه است. موضوع مجالس نقاشی سالن پادشاهی از مقابل در ورودی به ترتیب از راست به چپ، عبارت است از : مجلس بزم شاه عباس اول و پذیرایی او از ولی محمد خان پادشاه ترکمنستان ، جنگ شاه اسماعیل با قشون عثمانی در چالدران (از الحاقات بعد از دوره صفویه)و مجلس پذیرایی شاه طهماسب اول از همایون پادشاه هندوستان،و در جهت مقابل این نقاشیها از راست به چپ : منظره جنگ شاه اسماعیل اول با شیبک خان ازبک.

درباره ی روش کار این نقاشیها باید متذکر شد که استفاده از روش رنگ و روغن جهت خلق آثار هنری شاید به دوره یونان قدیم مربوط شود با توجه به جنگ نادرشاه افشار با قوای هند در کرنال (از الحاقات بعد از دوره صفویه)و مجلس پذیرایی شاه عباس دوم از نور محمد خان پادشاه ترکستان.

در اطراف این سالن و همچنین اطاقهای اطراف ایوان آینه تعداد زیادی تابلوهای کوچک مینیاتور وجود دارد.

تصویر اروپاییانی که در کاخ چهلستون نقاشی شده و معدودی از آنها موجود است به احتمال زیاد کار دو نفر نقاش هلندی به نام آنژل و لوکار است که در دربار شاه عباس دوم بسر می برده اند. . در اواخر دوره ی صفویه سلاطین و بزرگان کشور در اصفهان و دیگر شهرهایی که در آنجا ساختمانها را برپا می کردند شروع به نقاشی دیوارهای کاخ خود کردندو درنتیجه تزئین کتابهای این دوره بسیار کاهش یافت. دوره ی زندیه و قاجاریه برای ارباب هنر دوره ای مساعد بود. در سده ی سیزدهم هجری قمری پیکرنگاری معمول گردید و توجه به طبیعت در نقاشی ایران پدید آمد.

نقاشیهای بزرگ روی دیوار که در زمان قاجاریه گشیده شده ، گر چه اغلب نفوذ نقاشی اروپایی در آنها دیده می شدقابل توجه اند . تصاویر نقاشی شده ی فتحعلی شاه نیز زیاد است که روی پارچه ، دیوار و کاشی کشیده شده است .باید دانست که تأثیر فنون غرب در نقاشی ایران از زمان شاه عباس ثانی ( 1052-1077 هـ . ق / 1642-1667 م ) یعنی از آن وقت که این پادشاه عده ای را برای فراگیری نقاشی به ایتالیا و سایر کشور های اروپا فرستاد ، در نقاشی ایران نمایان شده است . این وضع از نقاشیهای دوره ی قاجاریه به خصوص زمان فتحعلیشاه معمول و مرسوم و کاملاً نمایان است و روشهای غربی در نقاشی ایرانی بر روشهای ایرانی غلبه دارد . از این دوره به بعد به گونه ای دیگر از نقاشی بر می خوریم که ریشه در باورهای مذهبی دارد و علت پیدایی آن را از زمان صفویه باید جستجو کرد ، و آن نقاشی مذهبی و نقاشی قهوه خانه ای است . نقاشی بر در و دیوارهای بناهای کاخها ،حمامها ، زورخانه ها و اندرونها در این دوره رواج بسیار دارد . نقاشی قهوه خانه ای یکی از هنرهای سنتی است که از قهوه خانه سرچشمه گرفته است . اکثر تابلوهای قهوه خانه ای یک سوژه ی اصلی دارد و چند سوژه ی فرعی که در این سوژه ها معتقدات مذهبی و سنتی پایه قرار می گیرد . نقاشی قهوه خانه ای قبل از هر چیز بازگو کننده ی دنیای نقاش و خالق اثر است.

خلاصه سازی : سرکار خانم گلستانی فر دانشجوی صنایع دستی

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 10:13 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

آثار معدودی از نقاشی دره ی اولیه اسلام در سوریه و عراق و ایران کشف شده و همین آثار رونق و ارزش نقاشی و تزئینات بر دیوار را در دوره ی بنی امیه و اوایل دوره ی عباسی آشکار می سازد . قدیمی ترین اثر نقاشی که تا کنون در سوریه پیدا شده را در سال 1316 ه . ق /1898 م ، در قصه عمرة کشف کرده اند ، بنای نسبتا کوچکی است در صحرای شامل معام نیز می شود . و به وسیله ی ولید اول : خلیفه ی اموی ، در حدود 94 ه . ق / 712 م ساخته شد . سقف و قسمت های علیای دیوار های این کاخ با اشکال و تصاویر مجازی و مناظر زندگی روزانه و اشکال حیوانات و نباتات و اسلوب یونانی ترسیم شده و از تعبیرات ایرانی و هندسی نیز درآن به کار رفته است .

رشد نفوذ ایران در زمان بنی عباس از نقاشی های دیوار قصه سامره متعلق به " سده ی سوم ه . ق آشکار است . منظره اندرون که در آن تصاویر رقاصه ها و ساززنها و همچنین حیوانات و پرندگان کشیده شده و اشکال ملوماری و مدور آنها را احاطه کرده در صور اشخاص و نباتات این مناظر از نقاشی دوره ی ساسانی تقلید شده . در سال های 1355 و 1356 و 1358 ه . ق هیئت اکتشافی موزه ی مترو پولین در نیشابور در ایران نمونه هایی از نقاشی و تزئینات دیواری اوایل دوره عباسی کشف کرد .

نقاشی و تزئینات دیواری اوایل دوره ی عباسی را می توان به دو دسته نقاشی های یک رنگ و نقاشی های که دارای

رنگ های متعدد است تقسیم کرد . بهترین نمونه گروه اول در موزه تهران است ، با خطوط سیاه و آبرنگ ترسیم شده و شکارچی سوار را با لباس گرنبها و کمربند و خودشمشیر و سپر مدور نشان میدهد . روی مچ چپ او یک باز شکاری و در کنار زین اسبش حیوان شکار شده ای است . از گروه دوم قطعاتی از نقاشی های بزرگ پیدا شده که تصاویر انسان و شیطان و تزئینات نباتی و اشکال گلدان و نخل بر آنها دیده می شود . در این نقاشی ها نیز ترکیبی از عناصر ایرانی و یونانی آشکار است . عناصر یونانی بیشتر در البسه به کار رفته . نمونه های مختصر نقاشی های دیواری نیشابور که به دست ما رسیده نمایشگر تنوع بسیار در هنر آن روزگار است . از یک سو هنر تصویری و از سوی دیگر هنر تزیین و هنر انتزاعی و بالاخره نمونه هایی که تلفیقی از همه ی این شیوه هاست . در نقش ها و صورتک های دیواری که در دوره ی اسلام مرسوم بوده از روش های فنی نقش های دیواری که از ابتدای دوره ی مسیحیت تا ظهور اسلام در کشور های ایران و افغانستان و بین النهرین و قسمت جنوبی روسیه و ترکستان غربی کشیده می شده ، اقتباس هایی شده و به آنها اقتدا می شده است .

از جمله کاخ هایی که در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم ه . ق با نقوش وتصاویر مزین شده بود ف کاخ های سلطان محکود غزنوی (389 _421 ه . ق / 999 _ 1030 م ) است . بهترین نمونه نقاشی های دوران سلجوقی را در برج های فرقان که در نزدیکی ناحیه ی فرقان واقع در کنار جاده ی قزوین به همدان واقع شده اند . برج های آرامگاه های فرقان به دلیل تزیین ارزنده ی خود در ردیف زیباترین آثار تاریخی آجری ایرانند . دیوارهای داخلی این دو برج از زمان سلجوقی اند و قدیمی ترین گنبد های دو پوششی ایران به شمارم می آیند . تمام قسمت های حلقه ی داخلی گنبد برج اولی با نقش های ابرنگی رنگ آمیزی شده و یکی از کاملترین طرح های نقاشی دیواری است که در دوره ی سلجوقی دیده می شود . ویژگی های هنر نقاشی های دیواری دوره ی مغول و تیموری در نقوش کتاب های خطی قرن نهمه . ق دیده می شود . از آن جمله لوحه ای است که بهرام گور را در یکی از کاخ ها نشان می دهد که دیوار های آن با صورتهای هفت پیکر و یا هفت شاهزاده خانم در قرن دهم هجری توجه نقاشان به نقش های دیواری زیادتر شده و برای آرایش دیوارها از گل و بوته و اشکال پرندگان و حیوانات استفاده می شد .

در دوره ی شاه عباس (اول) (996 _ 1037 ه . ق / 1587 _ 1628 م ) ایران با ملل غرب تماس پیدا کرد که می توان گفت در تمام نقش ها ی دیواری راجع به دوره ی شاه عباس تاثیر نقاشی اروپایی واضح است .

دیوار های کاخ چهلستون و عالی قاپو با نقاشی به سبک رضا عباسی زینت یافته در سال 1335 ه . ش ضمن تعمیراتی که در کاخ چهلستون انجام شد ، نقش های زیادی از زیر گچ سه اطاق خارج شد که بسیار جلب توجه کرد . در یکی از این اطاق ها مجلس بزرگ شاهانه با دوازده تصویر و مینیاتور از شاه عباس با تاج مخصوص و تصویر و مینیاتورها و نقش های گل و بوته ی طلایی دیگر به قلم رضا عباسی نقاش دوره ی صفوی به دست آمد . مجالس نقاشی شده در سالن پادشاهی چهلستون از دوره ی شاه عباس دوم ، به استثنا ی دو تابلوی معروف به جنگ چالدران و کرنال که از الحاقات بعد از دوره ی صفویه است . موضوع مجالس نقاشی در ضلع غربی تالار از مقابل در ورودی به ترتیب از راست به چپ :

مجلس بزم شاه عباس اول و پذیرایی او از ولی محمد خان پادشاه ترکستان ، جنگ شاه اسماعیل با قشون عثمانی در چالدران و مجلس پذیرایی شاه طهماسب اول از همایون پادشاه هندوستان و در جهت مقبل این نقاشی ها و در ضلع شرقی سالن از راست به چپ :

منظره ی جنگ شاه اسماعیل اول با شیبک خان ازبک ، از کارهای رضا عباسی و شاگردان او نیز در عالی قاپوست .

در زیر تعدادی از قطعات نقاشی که از عهد شاه عباس و شاه صفی به جای مانده و صورت ها ی منفرد از اشخاص یا مجالس دو سه نفری نمایش می دهند نام رضا عباسی و تاریخ خلق آثر رقم زده شده است . استفاده از رنگ روغن جهت خلق این آثار شاید به دوره ی یونان قدیم مربوط باشد . تصویر اروپاییا نی که در کاخ چهلستون نقاشی شده به احتمال زیاد کار دو نفر نقاش هلندی به نام آنژل و لوکار است که در دربار شاه عباس دوم به سر می بردند و عامل مهم اقلیمی باعث شد بیشتر از آبرنگ جهت نقاشی ها به کار گرفته شود اما از زمان صفویه به بعد روش رنگ و روغن متداول شد .

رنگ روغن به علت ساده بودن هنوز هم تداوم دارد . در اواخر دوره ی صفوی بزرگان کشور شروع به نقاشی دیواره های کاخ خود کردند و تزئین کتابها کاهش یافت . در دوره ی زندیه و قاجاریه ، تزیین سالن پذیرایی و کاخ ها رواج یافت .

در سده ی سیزدهم ه . ق پیکر بندی معمول گردید و توجه به طبیعت در نقاشی های ایرانی پدید آمد . تاثیر فنون غرب در نقاشی ایران از زمان شاه عباس ثانی است (1052 ه . ق / 1642 _ 1667 م ) که عده ای را برای فرا گرفتن نقاشی به ایتالیا و سایر کشور های اروپایی فرستاد . در دوره ی قاجاریه به خصوص زمان فتحعلی شاه روش های فنی عرب در نقاشی به روش های ایرانی غلبه کرد .

نقاشی عامیانه یا همان نقاشی قهوه خانه ای چه پرده ای و چه دیواری ، پر هیجان ترین صجنه های وقایع معروف مذهبی و حماسی را مجسم می کند . نقاشی بر در و دیوار بناهای کاخ ها ، حمام ها ، رودخانه ها و اندرون ها در این دوره رواج داشت . اکثر تابلو های قهوه خانه ای یک سوژه ی اصلی دارد و چند سوژه ی فرعی و متعقدات مذهبی و سنتی پایه قرار دارند و بازگو کننده ی دنیای نقاش و خلق اثر است .

خلاصه سازی : سرکار خانم عربی دانشجوی رشته ی صنایع دستی

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 10:11 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

مدرسه غیاثیه

این مدرسه در نزدیکی مرز افغانستان میباشد و در سال 848 هجری بدست دو معمار ایرانی

به نامهای استاد قوام الدین شیرازی و غیاث الدین شیرازی ساخته شده است.این مدرسه که

چهار گوش ساخته شده چهار ایوان دارد و تزیینات آن از کاشی و سنگ مرمر است.

این مدرسه کامل ترین نمونه مدارس چهار ایوانی است.آنچه در این مدرسه قابل ملاحظه

است وجود چهار برج مدور در گوشه مدرسه است.

عکس ماهواره ای

در بین تزیینات رنگین آن کلمه الله زیاد به چشم می خورد. به طور کلی می توان مدرسه

غیاثیه خارگرد را نمونه ی کامل هنر معماری مدارس دوره تیموری به شمار آورد.

لینک تصاویر : 1 ، 2 ، 3 ، 4 ، 5 ، 6 ، 7

مسجد امام (شاه)

یکی از بناهای بسیار زیبای دوره صفوی مسجد امام اصفهان است. که در ضلع جنوبی میدان

نقش جهان واقع شده است. و در حدود سالهای 1021تا1040 هجری قمری در زمان شاه عباس

اول و شاه صفی اول صفوی ساخته شده است. مسجد به شکل چهار ایوانی طراحی و در

اطرافحیاط،ایوانها و غرفه های دو اشکوبه بنا شده است.

تزیینات کاشیکاری معرق و خشتی هفت رنگ این مسجد با پیچ فیروزۀ کاشی و مقرنسکاری

درون سر در مسجد جزء زیباترین هنر کاشیکاری عهد صفوی به شمار می رود.کتیبۀ سر در

اصلیمسجد بر روی کاشی معرق سفید بر زمینه ای آبی و به خط ثلث علیرضا عباسی به سال

1025 هجری قمری است.

گنبد دو پوشۀ مسجد از سطح زمین تقریباً 54 متر بلندی دارد. این گنبد عظیم با

تزیینات کاشیکاری پوشیده شده است.حد فاصل ما بین دو جدار داخلی و خارجی گنبد دو

پوشه تقریبا 15 متر است.

مجلل ترین قسمت داخلی مسجد محوطۀ زیر گنبد است. کتیبۀ داخلی گنبد به خط ثلث بر

زمینۀ کاشی لاجوردی است. کتیبه های متعدد در شبستان شرقی،گنبد جنوبی و سایر قسمتهای

مسجد روی کاشی معرق و هفت رنگ خشتی نوشته شده. در دو طرف محوطۀ زیر گنبد دو شبستان

قرار گرفته است که سقف هر یک از آنها با هشت گنبد کوچک پوشیده شده که بر ستونهای

سنگی ظریف استوار است.

در دو زاویۀ صحن مسجد،بنای دو مدرسۀ سلیمانی و ناصری جلب توجه می کند. هر دو مدرسه

زمان شاه سلیمان صفوی ساخته شده اند. ولی به علت تغییراتی که در زمان ناصر الدین

شاه قاجار در مدرسۀ ناصری انجام شده به این نام معروف شده است. به طور کلی، ساختمان

این مسجد از لحاظ معماری نمایانگر یک هزار سال مسجد سازی در ایران است.

مناره های بلند،کاشیکاری زیبا،گنبد عظیم و سنگاب بزرگ تاریخی مسجد از شاهکارهای سدۀ

یازدهم هجری قمری ایران به شمار می رود.

این مسجد زیبا مهمترین بنای دورۀ شاه عباس و درخشنده ترین اثر هنر معماری عصر صفوی

است و بنای مسجد لزوماً به طرف جنوبی غربی،یعنی به طرف قبله جهت یابی شده است و

مسئلۀ تغییر جهت در راهرو و ورودی طوری استادانه حل شده است که بیننده کمتر متوجۀ

آن میشود.

کاخ عالی قاپو

این کاخ عظیم در ضلع غربی میدان نقش جهان اصفهان(میدان امام) مقابل مسجد شیخ لطف

الله و به فرمان شاه عباس اول در اوایل سدۀ یازدهم هجری قمری ساخته شده است.

این کاخ دارای دروازه ای بزرگ و شش طبقه ساختمان است. ایوان طبقۀ سوم بنا و سقف

چوبی آن که بر فراز 18 ستون استوار است.

همچنین حوض مسی آن از دوران شاه عباس دوم به یادگار مانده است. تزیینات مجوف و

توخالی دیوارها و طاقچه های این طبقه نشان دهندۀ هنر عالی دورۀ صفویه است. سقف

ایوان بزرگ با صفحات بزرگ نقاشی و خاتم کاری شده است.

زیبایی این کاخ بیشتر به واسطۀ دیوارهای رنگینی است که از بالا تا پایین زرین بوده

و با مذهب کاریهایی بسیار جالب و رنگارنگ تزیین شده اند.

آندره گدار به نقل از شاردن می گوید: « سر در بزرگ رو به میدان شاه واقع گشته و آن

را عالی قاپو می گفتند و معنای این کلمه در بلند یا در مقدس است. تمام آن از سنگ

سماق ساخته شده و خیلی مرتفع است.آستانۀ آن نیز از سنگ سماق سبز رنگ ساخته شده مردم

ایران آن را مانند شئ مقدس تکریم می کنند.

این کاخ که یکی از ابنیۀ زمان صفوی است مدتی نیز محل ادارۀ شهرداری اصفهان بوده

است.

کاروانسرای مهیار

بنای این کاروانسرا حدود 50 کیلومتری جنوب اصفهان و در 30 کیلومتری شهرضا،در قربۀ

مهیار واقع شده است. این کاروانسرا به ابعاد 89×82 متر و به سبک چهار ایوانی بنا

شده است.

چهار اصطبل سراسری که ورودی آنها در چهار گوشۀ کاروانسرا است برای چهار پایان ساخته

شده است. این کاروانسرا که از نمونه های عالی وبرجستۀسبک معماری و ساختمانی سراهای

کاروانی صفوی است که به دورۀ شاه اسماعیل صفوی نسبت داده می شود.

یک حمام عمومی در خارج کاروانسرا به وسیلۀ مردم ساخته شده بود. در ورودی کاروانسرا

از سادگی مخصوصی برخوردار بود و طاقنماها و نوارهایی که آن را محدود می کرد با سنگ

تراشیده ساخته شده بود. کف اتاقها و ایوانها از آجر پوشیده شده است. پوشش اصطبل به

این طریق انجام گرفته که روی قوسهایی که در طرفین آن ساخته اند گنبد هایی قرار داده

شده است. این نکته از نظر اصول ساختمانی مبین پیشرفت قابل توجهی است.

مصالح ساختمانی که در این کاروانسرا به کار رفته سنگ و آجر است.

پلهای دورۀ صفوی

در دورۀ صفویه پلهای متعدد ساخته شده که از نظر زیبایی و سبک پل سازی بسیار جالب

توجه اند.از دو پل الله وردیخان(سی وسه پل) و پل خواجو هنوز هم استفاده می شود و هر

دو پل معرف ویژگی انسانی معماری ایرانی است.

پل خواجو

این پل در سر راه قدیم اصفهان به شیراز ساخته شده است و به نام پل حسن آباد پل بابا

رکن الدین نیز خوانده شده است. ساختمان امروزی پل خواجو که نام اصلی آن(پل شاهی)

است با تمام مشخصاتی که هم اکنون دارد از دوران صفویه است و در زمان شاه عباس دوم

در سال 1060 هجری قمری به اتمام رسیده است.

این پل را تنها به منظور عبورو مرور بنا نکرده اند بلکه از آن به منزلۀ سد و بند

نیز استفاده می کردند با مسدود کردن دهانه های زیرین پل،قسمت غربی آن به صورت

دریاچه ای در می آمده است.

امتیاز پل خواجو بر سایر پل های زاینده رود،غیر از اختلاف معماری،تزیینات کاشیکاری

فراوان آن است.پشت بغلهای چشمه های پایین و غرفه های بالا و بنای دو بیگلر بیگی

نشین روی پل و نمای غرفه های طرفین پل با کاشیهای الوان هفت رنگ تزیین شده و داخل

اطلقها و گوشواره های بیگلر بیگی نشین های روی پل که اقامتگاه تفریحی پادشاه بوده

نقاشی شده است.

ساختمان کلی پل از سنگ و آجر است.طول پل 132 و عرض آن 12 متر است و در طرفین جادۀ

اصلی راهروی سر پوشیده ای برلی پیاده ها ساخته شده است.

سی و سه پل (الله وردیخان)

این پل در انتهای جنوبی خیابان چهار باغ و بر روی زاینده رود واقع شده است و دارای

سی و سه چشمه (دهانه) است. بنا به امر شاه عباس اول ساختمان آن در سال 1011 هجری

آغاز گردید.

یکی از سرداران شاه عباس بنام الله وردیخان مأمور اتمام این پل شد از این رو به نام

پل الله وردیخان نیز شهرت دارد. این پل آجری حدود 300 متر طول و 14 متر عرض دارد.

خلاصه سازی : سرکار خانم طایفی دانشجوی صنایع دستی

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 10:10 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

از روزگار ابداع خط كه عامل انتقال فكر شد.كتيبه نويسي و كتاب نويسي به شيوه هاي مختلف تا به امروز ادامه يافت.از دوران باستان بر سنگها،الواح گِلي و فلزي،آجرهاي لعابدار،بدنه و قاعده ستونها و ديوار ها و......گونه هاي مختلف نوشته بر جا مانده.

در دوره اشكانيان و ساسانيان براي تزيين ديوار ها از گچبري استفاده مي شد پس از اين دوران خط جايگزين گچبري شد.

اين تزئينات بدون توجه به تغييرات و دگرگوني سياسي و مذهبي راه تكامل خود را ادامه داده است در بين آثار نوشته هاي بناهاي اسلامي جايگاه خاص و بدون تغييرات محسوسي به يادگار مانده است هيچ هنري به اندازه هنر اسلامي در تزئين آثار مقدس ومهم اشياي زندگي روزمره از خط و تزئينات خطي استفاده نكرده.هيچ خطي چون خط رسم الخطي (كوفي) براي مقاصد تزئيني به انواع و انحناي مختلف تا به اين حد مناسب نيست. در شيوه نوشتاري متمايز وجود نداشت در شيوه نوشتاري متمايز وجود داشت. يكي واضح و زاويه دار و ديگري گرد و شكسته بود.خط اول رسمي و هندسي بود و به نام شهر كوفه(محل نشو و نماي آن)ناميده شد (خط كوفي).خط كوفي براي ثبت يادبودهاي تاريخي.در مقياس وسيع بر سنگ،فلز و كتيبه كنده كاري شده و منقوش در ديوارهاي مساجد به كار مي رفت.خط دوم نسخ دردربار فرمانراوايان غير غرب نما يافت.اين خط پدر خط عربي نوين بشمار مي آيد.خط كوفي مايه پيدايش چند قلم گوناگون شده از جمله: خط كوفي ربع كه همچون آجر نمودار مي شد.كوفي مسجد(يا مورق) در تزيين كتاب .كوفي موشح و مشبك در خوشنويسي مغربي،بويژه در گچكاري برجسته بسيتر رواج داشت.

خط كوفي در زمينه ي تزيين ممالك شرق جهان اسلام بيش از غرب اسلام رشد يافت.و با رشد اسلام خط كوفي در عالم انتشار يافت.

خط كوفي بهترين نوع خط قرآني در سده هاي نخستين اسلام بوده است بعدها در كتيبه به بالندگي و هنر تزيين داراي اشكال هماهنگ و مستحكمي شد.

خط كوفي به علت داشتن زواياي تند توأم با كشش هاي مناسب بهترين نوع تزيين براي مسجدها و كتيبه هاست.هنرمندان ايراني از خط كوفي براي تزين ديوارها استفاده مي كردند اين خط در كتيبه نگاري ابتدا خط كوفي ساده بود.اين خط در صنايع ايران تاثير زياد داشت.

تمام حروف كوفي قاعده افقي دارند و با كنار هم قرار گرفتن تشكيل حاشيه قريبي مي دهند.زمينه تزيين شده با خط كوفي در ايران تشكيل شد و مزين تر از زمينه هايي كه در ممالك اسلامي ديگر براي اين منظور تهيه مي شده بود.بهترين شاهد،تزئينات و كتيبه هاي دوره سلجوقيان است از اين خط در ساختمان و آثار متني براي ثبت مالك اثر يابان ساختمان، ثبت تاريخ،تبرك به بعضي آيات قرآن و ادعيه،مقبره ها،آرامگاه ها ،سفال كاشي،پارچه دست بافت،صنايع فلزي،به كارمي رفت بيشتر كتيبه ها به زيبايي حروف و آفرينش هنري تمايا دارند تا آسان خواني كتيبه:ايرانيان براي تزئين بناها به غيراز خط از نقدش ديگري از گياهان يااشكال هندسي به كار مي بردند.شيوه هاي مختلف خط به 3 نوع عمده تقسيم مي شودكوفي ساده،تزئيني؛بنايي،اين خط مشتقاتي،مثل كوفي گلدار،طوماري،مشبك،حاشيه دار،مستطيل را شامل است.

در كتيبه ها هنرمندان و صنعتگران ايراني خطوط دايره دار مانند نسخ و ثلث و ....مانند خط كوفي براي تزئينات به كار مي رفتند ولي كوفي از بقيه الفباها مناسب تر است.خط كوفي به دست هنرمندان به صورتي زيبا در آمد به طوري كه پس از پنج قرن در عهد سلجوقي ترقي يافت و تذهيبات آن غني گرديد.در معماري سلجوقيان،كتيبه ها كم كم به سوي اشكال ظريفتري انعطاف يافت،همراه با خطوط زيبا و تزئينات كوفي در زمينه اسليمي،تطوري در كتابت پديد آمد در اين دوره علاوه بر كوفي نسخ در كتابت و تزئينات ساختمان ها به كار مي رفت،نسخ با برآمدگي ها و نوساناتش در مقابل كوفي حالت كاملاً مشخصي داشت.از سده 6 به بعددر هنر كاشيكاري و سفالسازي از نسخ استفاده مي شد.به دليل مشكل خوانده شدن كتيبه هاي فارسي بي نقطه خط نسخ نقطه دار در امر نوشتن كتيبه هاي فارسي تاريخي مورد استفاده قرار گرفت.خط ديگر در كتيبه نگاري خط كوفي بنايي معقلي است اين خط در زمينه هاي شطرنجي شكل مي گيرد،حركات حروف در امتداد مربع يا مربع هاي قناس پشت سرهم ادامه مي يابندو كلمه را تشكيل مي دهند اين خط بون نقطه است.از دوره تيموري آغاز شد.در مسجد ها و بناها براي تزيين استفاده مي شود اما در دوره صفويه در اصفهان كمال يافت همگام با كاشيكاري تكامل يافت و به مرتبه اي رسيد كه خطاطان از آن به عنوان تزئين استفاده مي كردندكايجاد خطوط درهم و زيبا كردند.كلمات خط بنايي از احاديث قرآن مجيد،رباعيات و سخنان بزرگان گرفته وبر پيكره مناره ها و ساختمانها جاي گرفته است.اين خط در تمام نقاط تحت نفوذ اسلام رواج يافت ومركز آن اصفهان قرار گرفت زيرا اوج اين خط بنايي ئر دوران صفويه و در اصفهان(پايتخت ايران )بود و در بيشتر انبيه تاريخي اين دوران خط بنايي به چشم مي خورد در اثر بناهاي تاريخي ايران كتيبه هاي آجري،گچي،وكاشي به جا مانده است كه خط و سبك آن معرف زمان نوشتن آن هاست.از دوره ي صفويه به بعد كتيبه ها را با خط ثلث و نستعليق بيش تر نوشته اند((همچنين در معماري آن دوره و بناها اين خط موجود است.كتيبه ها در معماري جاي خود را پيدا كرده و توام با معرق هاي زينتي نوشته مي شود.اغلب كتيبه هاي منقش روي ديوار دروني مسجد يا دور محراب شخص مومن را به ياد معني كلمات و متوجه اشكال و صور ورحاني آن و قدرت وحي الهي مي كند؟شريف ترين هنر بصري در جهان اسلام خطاطي است خط از عناصري است در آثار هنري از معماري تا هنر هاي كوچك دستي به نحو مدامي انعكاس يافته عالي ترين نمونه اي هنر،هنگام تلفيق يافتن معنويت و حد اعلاي اين هنر با عناصر مذهبي است.

اين آثار در بناهاي مذهبي ايران،در حقيقت الگوي منحصر به فردي اند از تعالي هنرخط،شيوه هاي خطاطي،انعكاس خط،كادر بندي هماهنگ و تركيبات هندسي آزاد،شكل هاي مدور طراحي شده كه همگي از لحاظ زيبايي شناسي ارزش فراوان دارند. در جنب اين همه زيبايي پيامهاي مذهبي،تاريخي،اجتماعي،كه منبعث از مذهب،هويت،نسبت و مليت ماست به عالي ترين شكل به بيننده القاس گردد.به اين دليل اين خط از دير باز در ايران به صورت شيوه هاي مقبول هنرهاي تزئيني مورد توجه قرار گرفت.

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 10:9 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

● تاریخچه استفاده از چوب و هنرمنبت کاری

شاید کسی به درستی نداند که هنر منبت چوب از چه زمانی شروع شده و برای رسیدن به تکامل چه مسیرهایی را طی کرده است اما روشن است که سابقه و تاریخ منبت کاری در ایران جدا از تاریخ مصرف چوب نمی باشد و پژوهشگری که می خواهد به ریشه و سابقه ی صنایع چوبی دسترسی داشته باشد به طبع مجبور است روند استفاده و کاربرد چوب را مورد مطالعه قرار دهد ولی لازم به ذکر است که تاریخ مصرف چوب نیز در ایران چندان گویا نبوده و اسناد و مدارک که دال براین امر باشد چندان در دسترس نیست.

اما آنچه از خلال نوشته های جسته گریخته ی محققان ، مورخان و باستان شناسان می توان استنباط کرد ،حاکی از آن است که در ایران عصر حجر استفاده از چوب معمول بوده و بنا به نوشته ی گیرشمن مردم بومی ایران که قرن ها قبل از مهاجرت آریایی ها در ایران می زیستند،در حدود 4200سال قبل از میلاد مسیح برای ساخت خانه های محیط اطراف خود از چوب استفاده می کرده اند و نقش یک لوح ی متعلق به 3000سال قبل از میلاد در شوش به دست آمده نشان می دهد استفاده از چوب برای ساخت وسایلی نظیر نردبان در این دوره رواج داشته است.

همچنین قطعه چوبی که در یکی از مقبره های متعلق به 5000سال قبل در اطراف شهرستان فسا به دست آمده و نوع آن توسط آزمایشگاه چوب شناسی دانشکده جنگلداری گلخونک(با استناد به تحقیقات انجام شده توسط دکتر رضا حجاری این نوع درخت که جزو گیاهان همیشه سبز است ،هنوز هم در مناطق مختلف استان فارس می روید)تشخیص داده نشان می دهد که در آن زمان ایرانیان از چوب برای ساخت ابزار مختلف استفاده می کرده اند.

در اکتشافات باستان شناسی تپه چراغعلی نیز ماکت گاو آهنی بادیرک بلند به دست آمده که نشان دهنده استفاده از چوب در ساخت گاو آهن و سایر وسایل کشاورزی می باشد. افزون براین،مطالعه و نوشته های مورخینی مانند هرودوت گزنون و کنت کورث با وجودی که پیرامون دوره ی مادها اطلاعات زیادی به دست نمی دهد،ولی در مورد دوره های هخامنشیان کاملا؛ گویاست.چنانکه گرنفون در مورد سلاح جنگی ایرانیان به نیزه هایی که از چوب درخت سنجد ساخته شده بود اشاره کرد و متذکر شده است:ایرانیان برای فتح سارد از ارابه های چند محوری بزرگی که وسط آن برجی برای استقرار تیراندازان وجود داشته استفاده کرده اند. درهمین دوره،به غیر از ابزار جنگی ،برای امور کشاورزی ،کشتی سازی و خانه سازی نیز از چوب استفاده می شد .نقش یک گاواهن که مربوط به 400سال قبل از میلاد مسیح(اواخر دوره هخامنشیان) می باشد به خوبی نحوه ی استفاده از چوب در کشاورزی را نشان می دهد.

پاره ای از محققان نیز اظهار کرده اند که :بعضی ازپوشش تخت جمشید چوبی بوده و براثر آتش سوزی از بین رفته است و گروهی دیگر صریحا؛ اظهار نظر کرده اند که برای سقف بندی کاخ های شوش و تخت جمشید از چوب سدر لبنان استفاده شده است گزنون ضمن اشاره به کشتی سازی ایرانیان ، به پل های چوبی ساخته شده برروی دریای سیاه نی اشاره کرده و حتی کشتی سازی ایرانیان،به پل های چوبی ساخته شده برروی دریای سیاه نیز اشاره کرده و حتی مدعی شده است در ایران باستان ساختن و استفاده از نوعی اسکی چوبی هم متداول بوده است.

از دوره ی سلوکی ها مدرک قابل توجهی در دست نیست اما در دوره ی اشکانیان جز در مواردی مانند تیر و کمان سازی،سایر صنایع آنان و از جمله صنایع چوبی از دوره ی هخامنشی عقب تر بوده است. با این وجود و علی رغم آن که معماری این دوره به پای معماری دوره های قبل تر نمی رسیده ،استفاده از چوب در ساختمان ها کاملا؛ رواج داشته و نکته ی قابل توجهی که در معماری ساسانیان دیده می شود استفاده از کلاف های چوبی در میان دیوارهاست که ظاهرا؛ به منظور استحکام بخشیدن به دیوارها انجام می شد و اقتباسی از نحوه معماری رومیان و به روایتی دیگر معماری یونانیان بوده است.

اقدام مهم دیگری که در دوره ی ساسانیان انجام می شده استفاده از چوب برای قالب سازی سقف و گنبد های ابنیه است که به وقت خود انقلابی در معماری محسوب می شده و امروزه نمونه ی ان را می توان در ساختمان بقعه ی بی بی شهر بانو که تقلیدی از معماری ساسانیان است ملاحظه نمود.اسلوب صنعتی ساسانیان ، بعد از ظهور اسلام ،بدون هیچ تغییری به خدمت ساخت و پرداخت در و پنجره ی ابنیه مذهبی و مساجد و معابد ومسلمانان درآمد و هنرمندان ایرانی ،دراین دوره شاهکارهایی از خود برجای گذاشتند. برای نمونه درها و منبر مسجدی که ابومسلم خراسانی در نیشابور ایجاد کرد و بعدها به وسیله ی عمروبن لیث صفاری تکمیل گردید قابل اشاره است این شیوه که تا ظهور سلجوقیان (1059 میلادی) درگوشه و کنار کشور ادامه داشت .تقریبا؛شکل عوض کرد و گواین که متاسفانه نمونه چندانی از هنر ـ صنعت چوب این دوره در دست نیست. ولی با توجه به دو قطعه از یک منبر که ساخت قرن دوازدهم میلادی یعنی حدود اواخر دوره ی سلجوقیان است و هم اینک در موزه ی متروپولتین نگهداری می شود ، می توان گفت در این دوره تزیین چوب با گل و بوته های برجسته و فرورفته (چیزی شبیه به منبت کاری فعلی) رواج داشته .کمااینکه برروی یکی از قطعات یاد شده کتیبه یی چند سطری به خط کوفی و طرح هایی گیاهی حکاکی شده و برروی قطعه دیگری که قسمتی از چهار چوب منبر است ،طرح های درشت نخل ،نام وقف کننده و تاریخ سال 456 هجری قمری کنده کاری شده است.

ادامه ی صنعت منبت کاری به دوره چنگیز و تیمور نیز کشیده و چون از این دوره ها آثار نسبتا بیشتری در دست است، به راحتی می توان شاهد ترکیب نقوش ایرانی با طرح های چینی بود. از صنایع چوب این دوره ، منبر مسجد نایین که تاریخ 711 هجری قمری را دارد و بااشکال هندسی و برگ های مدور تزیین شده و نیز صندوق مرقد حضرت عبد العظیم در شهر ری قابل اشاره است .در نیمه ی دوم قرن چهاردهم میلادی میلادی(قرن هشتم هجری قمری)صنعت چوب ایران ،بخصوص در ترکستان غربی به درجات بالایی از لحاظ فنی و هنری رسید ویک رحل چوبی که هم اینک در موزه ی متروپولتین موجود است نمونه ی بسیار خوبی از منبت کاری این دوره ه حساب می آید و برروی آن علاوه بر نام دوازده امام،نام سازنده ی آن حسن بن سلیمان اصفهانی و تاریخ ذیحجه ی سال 761 هجری قمری حک شده است.درعصر تیموریان ، شیوه ی صنعتگری دوره ی مغول ها ادامه یافت و از نمونه های خوب این دوره یک جفت در متعلق به نیمه ی دوم قرن پانزدهم میلادی (قرن نهم هجری قمری)قابل اشاره است که در موزه ی متروپولتین نگاه داری می شود.رویه ی این دولنگه در ، به قطعات مربع تقسیم و داخل هر کدام نیز تقسیمات دیگری شده و تزیینات آن عبارت است از اشکال هندسی و برگه های ظریفی که معمولا تذهیب کاران دروه تیموری از آن ها استفاده می کردند .نمونه مشابه این دوره تابوتی است در مدرسه ی طراحی رپرویدانس که به احتمال قوی در رمضان 877 هجری قمری فوریه 1473 در مازندان ساخته شده و دارای تزیینات یاد شده است(حسن بیگی ـ 1365)

کهن ترین درب چوبی منبت کاری شده اکنون در موزه ی (اکبر آباد)هندوستان حفظ می شود این درب متعلق به کاخ سلطان محمود در غزنه است.در موزه های ایران نیز چند درب چوبی متعلق به قرن های چهارم و پنجم هجری موجود است کنده کاری این دربها به صورت شاخ و برگ و کتیبه های مختلف با آیه های قران مجید است مطالعه ی دقیق این درب های چوبی نشان می دهد که هنر منبت کاری و هنر گچ بری از نظر موضوع تزیینات زیاد اختلاف نداشته اند در حقیقت همان تحولی که از دوره ی ساسانیان تا دوره اسلامی در گچ بری ها دیده می شود در کنده کاری چوب نیز به چشم می خورد .آثاری از چوب های منبت کاری شده در دوره های پیش از اسلام در دست نیست و آثاری که از منبت کاری دوره ی اسلامی باقی مانده متعلق به بناهای مذهبی است.

با توجه به اسناد و مدارک موجود منبت کاری در ایران ، سابقه این صنعت به 1500 سال می رسد و قدیمی ترین اثر منبت کاری موجود یک لنگه در چوبی است و روی آن با خلال هایی از چوب گردو و نقوش زیبایی تزئین شده است.

در دوره ی زند و قاجار هنر ظریف منبت کاری از رونق افتاد . ساختن درب های منبت یا قطعات بزرگ جای خود را با اشیاء ،کوچکتری مانند رحل و قاب آیینه داد.درعصر حاضر هنر منبت کاری همچنان رواج دارد و در گوشه وکنار ایران هنرمندان بسیاری بدان مشغولند اما متسافانه رفته رفته استفاده از نقوش اصیل که شامل طرح های اسلیمی و ختایی یا گل و بوته است رو به فراموشی می رود و طرح های خارجی جای آنها را می گیرد.اگر این شیوه به همین شکل ادامه یابد،هنر منبت کاری ایران در مقایسه با منبت کاری کشورهای هند پاکستان و تایلند عقب خواهد ماند(ستاری محمد ـ 1368) بیشتر هنرهایی که با چوب ساخته می شوند به دورترین دوره ی تاریخ کشورمان می رسد،ولی چون چوب با سپری کردن زمان پوسیده و از بین می رود،نمونه های قابل ارایه ای که گویای پیشینه و سابقه ی این هنر باشد به دست مانرسیده است.هنر منبت یا هرچوب منبت کاری شده دارای فرهنگ و ذوق سرشار ملتی را بیان می کند که هرگز زور ،زورگویان هیچ یک از اقوام نتوانسته آن را به نابودی سوق دهد و به عبارتی هرکدام از هنرها و صنایع دستی حکایت از استقامت در مقابل ناملایمات و گواه سرزندگی و غرور راستین آن ها در برابر تهاجمات ضد فرهنگی بیگانگان است.علاوه برهنر زیبا و ظریف منبت کاری،ریزه کاری چوب از جمله صنایع دستی پررونق شهرهای ارومیه و سنندج بوده و اساس آن روکش کردن قطعات چوبی آماده شده براساس طرح مورد نظر است.محصولات ریزه کاری چوب بسیار متنوع بوده و شامل انواع سینی ،شکلات خوری ،قاشق ،زیر سیگاری ،ظروف میوه و می شود. پس می توان می گفت:منبت کاری یا کنده کاری ،هنری است شامل برجسته کاری و مشبک کردن چوب براساس نقشه ای دقیق و حساب شده .این دست ساخته ها که از لحاظ حسن تناسب و هماهنگی شکل و رنگ و تزیین ،ستودنی است نمودار گرایش ساکنان این مرز وبوم به زیبایی و خلاقیت با در نظر گرفتن ضروریات و لوازم زندگی است.

اطلاعات تاریخی و باستان شناسی اشاره دارد که روزگاری(حدود هزاره اول ق .م)این منطقه(آذربایجان غربی)پر از جنگل و درخت بود.بااستناد به حکله سارگون دوم در 800ق.م برعلیه دولت اورارتو که به منطقه اشنویه اشاره دارد می توان دریافت که استفاده از چوب می توانست به عنوان ماده اولیه نه تنها در ساخت بنا ها و ابزار آلات مورد استفاده در زندگی روزمره بلکه در ارایه هنرهای چوبی نقش اساسی را داشته باشد.من باب مثال در خنجر یافته شده از تپه حسنلو آثاری از چوب های مثلثی شکل که در شبکه های تزیینی دسته خنجرفوق به کار گرفته شده،یاد کرد.دراین میان اگرچه آثار هنری قابل ملاحظه ای به عنوان هنر منبت در دست نیست اما یکی از کارهای قابل توجه ،درب چوبی منبت کاری شده ی کلیسای طاطاوس یا قره کلیسا واقع در روستایی به همین نام در شهرستان چالدران ،از توابع استان آذربایجان غربی است که مربوط به در ساختمان اصلی و قدیمی کلیساست.به گفته ی کارشناسان ،این در چوبی مربوط به دوره ی قاجاریه و زمان سلطنت عباس میرزا است که نزدیک به 130سال از عمر آن سپری می شود.

گفتنی است در سال های قبل حدود 35 سال پیش, ارامنه تبریز برای حفاظت بیشتر آن را به موزه ی ارامنه در تبریز انتقال دادند.

● طرز تهیه و خشک کردن چوب:

بعد از تهیه چوب که به صورت الوار می باشد آن را ورقه ورقه کرده وسپس خشک می کنند معمولا خشک کردن چوب به دوصورت انجام می گیرد:

1) به صورت مصنوعی که به وسیله ی دستگاه بخار خشک می شود.

2) به صورت طبیعی،که در این روش چوب ها را در محلی قرار می دهند که هوا جریان داشته باشدآفتاب مستقیم نباشد(در سایه باشد)و بین چوبها باید فاصله ای ایجاد کنند تا جریان هوا در حرکت باشد،معمولا برای این کار از چوب دستک استفاده می کنند.

عموما مدت زمان خشک شدن چوبها بستگی به ضخامت آن دارد.حداکثر خشکی چوب 20% می باشد ،بین 20تا30درصد چوب احتمال ترک بیشتری دارد. استادکاران مراحل خشک شدن را به صورت تجربی تشخیص داده و با دست زدن به چوب و صدای آن خشکی چوب را می فهمند.

● وسایل وابزار منبت کاری:

▪ مغار :وسیله ای است برای تراشیدن چوب ،واندازه های مختلفی دارد که این اندازه ها براساس پهنای مغار تعیین می شود.درموقع کنده کاری باید انحنای شیب دار مغار به سمت کار باشد.

● انواع مغارکبریتی:

1) مغار کبریتی:نازک ترین مغار است .نوک آن یک میلی متر پهنادارد وبرای کندن سطوح صاف بکار می رود.

2) مغار تخت یا صاف:از این مغار برای شیب دادن و کندن سطوح صاف استفاده می شود.

3) مغار نیم باز:تیغه این مغار کمی انحنا دارد.داخلش نسبت به مغار تخت کمی گود است.دارای دهانه ای باز می باشد و برای ایجاد قوس و سطوح شیب دار بکار می رود که با مغار صاف امکان پذیر نیست.

4) مغار گلویی یا کیلویی:برای ایجاد انحناهای عمیق استفاده می شود.این مغار نیم باز گودی بیشتری از مغار باز دارد و شیب آن تندتر است.

5) مغار شفره:مقطع این مغار به شکل v است و برای ایجاد خط بین دو سطح که نسبت به هم زاویه دارند یا عمود هستند بکار می رد وهم چنین طرح را از زمینه جدا میکند محمد ستاری -1368

● چکش:

از چکش برای ضربه زدن به مغار استفاده می شود.جنس چکش در گذشته از چوب و اکنون از چوب ویا پلاستیک فشرده می باشد.البته بعضی از منبت کاران چکش چوبی را خود ساخته و به طرفین سرآن لاستیک نازک می چسبانندوبه چهار دلیل منبت کاران از چکش چوبی یا لاستیکی استفاده می کنند.

1) به خاطر اینکه هنگام ضربه زدن به مغار باعث می شود ضربات کمتر صدا داشته باشد .

2) دسته مغار خراب نشود و آسیب نبیند.

3) وزن آن سبکتر از چکش فلزی است و باعث می شود تا منبت کاران کمتر خسته شوند.

4) چون سرچکش چوبی بزرگتر است راحتر می توان کار کرد.

به چکش چوبی تخماق نیز گفته می شود که لغتی ترکی می باشد. (حمید طوجی -1380)

▪ سوهان:شکلهای مختلفی دارد و برای ساییدن چوب و سایر موادمورد استفاده قرار می گیرد.

1) سوهان دوسرصاف:این ابزار برای ساییدن چوب بکار می رود.

2) سوهان دوسر کچ:جاهای گود را با این سوهان صاف می کنند.

3) سوهان سه پهلو سه گوش:برای صاف کردن و تراش دادن قسمت های مورد نیاز به کار می رود.

4) سوهان نیم گرد.

5) سوهان دوکاردی

6) سوهان دم موشی:از این سوهان برای کارهای خیلی ظریف استفاده می شود و این سوهان نازک وکوچک است.

7) سوهان گرد:داخل جاهای گود و سوراخ را با این سوهان صاف می کنند.

● چوب ساب:

تکه هایی از کار که پستی و بلندی و یا احیانا قوسی دارد و با ابزارهای دیگر نمی توان آنرا صاف کرد،از وسیله ای به نام چوب ساب استفاده می شود .چوب ساب دارای آج های تک تک می باشد و هم چنین شکل های مختلفی دارد.نوعی دیگر از چوب ساب وجود دارد که تمام بدنه آن دارای آج می باشد و بدون دسته است..این نوع چوب ساب به شکل دم موشی ،قاشقی و تخت می باشد که به چوب ساب طریق معروف است.لازم به ذکر است که این نوع چوب ساب کاربرد خوبی داشته و تولید داخل می باشد.1

▪ سنگ نفت:از سنگ نفت برای تیز کردن نوک مغار استفاده می شود .مغار همیشه باید نوک تیز و صاف باشد تا عمل دلخواه هنرمند را انجام دهد.هردو طرف سنگ نفت مورد استفاده قرار می گیرد زیرا یک طرف آن ریز تر از طرف دیگر است.تیغه با نوک مغار را اول با قسمت زبر و بعد با قسمت نرم ان تیز و صاف می کنند.این سنگ را در نفت می گذارند تاهمیشه نرم بماند و تیغه مغار را خراش ندهد.اگر سنگ در نفت نگهداری نشود باعث همگون شدن و ساییده شدن سریع آن می شود.

▪ گیره:در منبت کاری کار و قطعه مورد نظر به گیره که در گوشه ایی از میز کار می باشد بسته می شود و وجود گیره از ابزارهای لازم و ضروری منبت کاری است زیرا برای خلق هنر و خلاقیت ،دستان هنرمند باید آراد باشد تا بتواند هنر خود را بیافریند.2

● روش انتقال طرح برروی چوب:

▪ انتقال طرح برروی چوب را به چندین روش می توان انجام داد که به شرح زیر می باشند.

1) انتقال طرح به وسیله کاربن:دراین روش ابتدا کاربنرا روی چوب مورد نظر قرار داده سپس طرح را روی کاربن قرار می دهیم و با مداد و آرام روی خطوط طرح می کشیم سپس طرح و کاربن را برداشته و طرح روی چوب منتقل شده .این روش کاربرد زیادی در منبت کاری دارد.

2) انتقال طرح به صورت مستقیم :در این روش شخص منبت کار باید به طراحی کاملا مسلط باشد و طرح را مستقیما روی چوب بکشد.شخص منبت کار باید طرح را کاملا قرینه روی چوب بکشد این روش راحت ترین روش است به شرط اینکه شخص منبت کار به طراحی وارد باشد.

3) انتقال طرح به روش فتوکپی:در این روش از طرح فتوکپی تهیه نموده و آن را روی چوب مورد نظر می چسبانند سپس از روی طرح چسبیده شروع به کنده کاری می کنند این روش کمتر وقت می گیرد ولی نهایتا کار تمیزی در نمی آید.

4) انتقال طرح به روش سوزنی کردن:در این روش طرح را روی کاغذ کشیده سپس روی خطوط طرح را با سوزن ته گرد نقطه چین می کنند.سپس مقداری دوده داخل یک جوراب نازک ریخته و طرح را روی چوب قرار می دهندوچوب را روی نقطه چین ها زده و بدین ترتیب خطوطی از طرح به صورت نقطه چین روی چوب کشیده می شود این روش بسیار وقت گیر است و امروزه کسی از آن استفاده نمی کند .علاوه برآن با کشیده شدن دست روی خطوط پاک می شود.

5) انتقال طرح به روش روغنی کردن کاغذ:در این روش طرح را روی کاغذ خیاطی کشیده سپس آنرا آغشته به نفت یا روغن می کنند سپس طرح را روی چوب قرار داده با مداد روی خطوط می کشند و به این ترتیب طرح روی چوب منتقل می گردد.این روش بیشترین مورد استفاده را دارد. (حمید طوجی-1380)

● مراحل کارمنبت کاری:

1) استاد کار ابتدا طرح منبت را انتخاب می کند.

2) سپس طرح برروی چوب انتقال داده می شود.

3) قطعه ی کار را به گیره می بندند.

4) پس از گذشت مدتی با استفاده از مغار(شفره)طرح را از زمینه جدا می کنند.

5) سپس استاد کار زمینه را با مغار تخت ،صاف و یکنواخت می کند.این کار را با دستگاه فرز دستی می توان انجام داد.

6) پس از اجرای مراحل بالا طرح را با مغارهای مختلف و موردنیاز فرم داده و تزیین می کنند در منبت کاری معمولا با دست چپ مغار و با دست راست چکش را گرفته و استفاده می کنند.نحوه ی نگه داشتن مغار وزاویه ی قرار دادن آن روی چوب میزان برداشت بار از روی چوب را تعیین می کند.اگر زاویه قرار تیغ مغار روی چوب .با سطح چوب زیاد باشد میزان باربرداری بیشتر می شود واگر این زاویه کمتر شود میزان باربرداری کمتر می شود.دقت شود زمانی که مغار به صورت عمودی نگه داشته شده است برای خط انداختن روی آن ضربه زده می شود هنگام خارج کردن مغار از داخل چوب هرگز نباید انرا به جلو و عقب کشید.بلکه باید مغار را به چپ و راست تکان داده و ازچوب خارج کرد پس از تمام شدن کار می توان سطوح کار را با سمباده پرداخت نمود که این کار را معمولا رنگ کاران هنگام رنگ آمیزی انجام می دهند هرگز نباید با کف دست به مغار ضربه زد بلکه این کار را باید با چکش انجام داد.زیرا باعث آسیب رسیدن به عصب های دست می گرددو همچنین پس از مدتی کار کردن مچ دست درد می گیرد.

قبل از منبت کاری انتخاب چوب خیلی مهم می باشد.چوبی بدون گره ،محکم ، بافت ریز و راست تار از عوامل مهم انتخاب چوب می باشد.البته برروی موادی غیر از چوب نیز کنده کاری می کنند مانند عاج ، استخوان و صدف که آنها را درون چوب جاسازی می کنند.

● نحوه منبت کاری:

قطعه ی کار را به گیره می بندیم.ابتدا با مغار شفره،خطوط محیطی را مشخص می سازیم و از زمینه جدا می کنیم،سپس با مغار راست ،زمینه کار رابه نحوه پایین می بریم که سطوح گود شده در سراسر زمینه یکسان باشند.بعد با مغارهای مختلف و با توجه به تناسب طرح از نظر انحنا ،خطوط راست و منحنی ،گودی و برجستگی ،عمل منبت کاری را ادامه می دهیم.

در منبت کاری ،با یک دست مغار و با دست دیگر چکش را نگاه می داریم و برحسب مقدار چوبی که باید برداشته شود،زوایای مختلفی به نوک مغار می دهیم.برای باربرداری و کندن زمینه از ضربات چکش به دسته ی مغار استفاده می کنیم و هنگام منبت کردن طرح اصلی با هردو دست مغار را می گیریم.

هرگاه جهت حرکت مغار از راست به چپ باشد دسته ی مغار در دست راست قرار می گیرد در این حالت منبت کار را راست دست می گویند.حال اگر منبت کار بخواهد مغار را از چپ به راست حرکت دهد،باید کار را از گیره جدا و جهت آن را عوض کند با اینکه خود وی به سمت دیگر گیره برود.اگر منبت کار چپ دست باشد عکس این مراحل صورت می گیرد.هنرمندان روغن آغشته می کنیم تا مغار به نرمی کار کند و یکدست براده بردارد پس از پایان کار منبت کاری،سطح کار با سنباده های بسیار نرم ،صاف و صیقلی می شود.در مرحله بعدی بدان روغن یا پلی استر می زنیم تا چوب براثر مرور زمان ترک نخورد ودرمقابل رطوبت مقاوم باشد (ستاری -محمد-1368)

مناسبت ترین روغن ،روغن بزرک می باشد که در پایان کار زده می شود تا آن حد که اشباع شود ،این کار هم از عوامل جوی محافظت کرده و هم از پوسیدگی جلوگیری می کند.از روغن بادام تلخ و پارافین برای اینکار استفاده می شود.

● انواع منبت از نظر فرم ظاهری:

▪ رولیف:نقش برجسته ای که سطح زمینه ی کار بیرون نیامده است و با حاشیه ی کنار کادر همسطح می باشد.

▪ با رولیف: نقش برجسته ی که از سطح زمینه ی کار بالاتر آمده است.

▪ اورولیف: مرحله کاملتری از بارولیف است.برجستگیها،بسیار زیاد می شود و از رویه ی کار کاملا بیرون می زند.

اگر تمامی نقش برجسته از سطح کار بیرون آمده باشد به آن پیکره می گویند (ستاری ،محمد -1368)

▪ از خصوصیات یک منبت خوب میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

الف) صاف وصیقلی باشد.

ب) اصیل و دارای معنی و مفهوم باشد(دارای بار فرهنگی باشد)

پ) متناسب با را حجم باشد.

● قلمزنی روی چوب:

قلمزنی روی چوب حرفه ای است شبیه به منبت کاری ولی با ظرافت و دقت بسیار بیشتر کارهای قلمزنی شده معمولا کارهای خیلی کوچک می باشند که بیشتر وسایل و اشیاء زینتی می باشند.مانند پیپ،عصا،چوب سیگار،جعبه کوچک جواهرات و قطعات کوچک چوب که این نوع کارها معمولا روی چوب های باارزش و محکم مانند :گردو و آبنوس و انجام می شود وسایل و ابزار قلمزنی بسیار ابتدایی و ساده می باشند.در قلمزنی بیشتر مهارت و ذوق و هنر استاد قلمزن مطرح است.ابزارهای قلمزنی معمولا مته های مورد استفاده در سوراخ کاری می باشد که با سنگ برقی نیز شده .دسته کوچک چوبی ساخته و ساق مته را درون آن چوب کرده،تا هنگام کار کردن بتوان راحت تر کار کرد.

در قلمزنی از انواع طرح های چهره،گل و مرغ،پیکر انسان،حیوانات و پرندگان و .. استفاده می شودو قلمزنی نسبت به منبت کاری ،کاری هنری تر به شمار می آید.توضیح اینکه این کار به علت استفاده از ابزار کم،بی سرو صدا بودن در هنگام کاروهنچنین نیاز به فضای کم و تمیز بودن این کار ،کاری است که می توان ان را در منزل هم انجام داد.

● معرق منبت:

منبت روی چوب معرق را معرق منبت گویند.نحوه ی کار به این صورت است که ابتدا چوب را که ضخامت1سانتی متر و یا بیشتر(بستگی به نوع طرح دارد)آماده کرده و طرح معرق را روی چوب پیاده کرده وآنها را برش می دهند. سپس چند تا از این چوب های معرق شده را روی صفحه ی چوبی یا نیوپانی با چسب چوب چسبانده وپس از خشک شدن روی چوب ها عمل منبت کاری را انجام می دهند.

سپس چوب های منبت شده را از صفحه جدا کرده و روی زمینه معرق در جای خود می چسبانند و در نهایت تصویری معرق منبت شده به دست می آید.البته این عمل را در معرق زمینه رنگ نیز انجام می دهند.به این صورت که طرح معرق را کاملا انجام می دهند سپس زمینه را مشکی کرده و بعد سطح آنرا صاف کرده و خش گیری می کنند بعد از آن بعضی از جاها که نیاز به برجسته بودن دارد را روی چوب دیگر پیاده کرده(همان طرح قبلی)سپس آنرا برش داده و روی صفحه ای چسبانده ومنبت کرده و آن را از صفحه جدا و روی تابلوجاسازی می کنند و می چسبانند(مثلا طرح سیمرغی که در آشیانه قرار گرفته و در آشیانه تخم پرنده وجود دارد برای برجسته کردن تخم پرنده به همان اندازه ی تخم پرنده،دوباره چوب برش داده و منبت کرده و روی همان تخم دوباره می چسبانیم)سپس بعد از خشک شده پلی استر رویه را می ریزند.چون ضخامت زیاد می شود عمل پلی استر ریزی باید در چند مرحله انجام پذیرد.(حمید طوجی-1380)

انواع هنرهایی که با منبت در ارتباطند عبارتند از:

طراحی

در حقیقت، طراحی یک پروژه ابتدائی است که موضوع و ایده هنرمند را برروی صفحات جامد منعکس می کند، البته این رشته باید توأم با فرا گرفتن نقاشی ووجود وسایل و ابزار لازم برای فن مزبور باشد.

منبت کاری

این رشته که خود به دو نوع ریز و درشت برروی چوب و عاج و استخوان انجام می شود شامل مجسمه سازی نیمرخ و تمام رخ -گلبرگهای اسلیمی، ختائی و غیره می باشد.

مشبک کاری

این هنر برای تزیین قابها و سایر وسایل تجملی به کار برده می شود و معمولاً بر روی چوبهای گوناگون و عاج و استخوان انجام می گردد.

معرق کاری و موزائیک

موزائیک و معرق کاری عبارت از قرار دادن چوبهائی به رنگهای طبیعی و عاج و استخوان و صدف در کنار هم و به هم آمیختن آنها و ایجاد یک سری نقشه های زیبا و بدیع مانند اشکال گوناگون هندسی، و برگ اسلیمی، مینیاتور و نظائر آن است.

درودگری

درودگری جزو اصول مقدماتی آموزش منبت کاری به علاقمندان و هنر جویان این فن است زیرا درودگری وسیله بسیار خوبی است برای شناساندن صحیح چوبهای مختلف و آموختن استیل کار به هنر جوی منبت کار.

رنگ کاری و رویه کوبی

این مرحله که به منظور زیباتر ساختن و جلا بخشیدن به کارهای منبت کاری است تقریباً در مراحل نهائی است و در هنر تزئینی منبت مورد نظر هنرمندان و صاحبنظران این فن می باشد. رنگ کاری و رویه کوبی علاوه بر افزودن بر زیبائی اثر، چوب را از گزند رطوبت و گرما و نظائر آن حفظ و حراست می کنند.

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 10:8 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

دستگاه آسیاب گندم، جو وسایر مواد خوراکی با هر نیرویی که کار کنددر اصل یکی است و مکانسیم آن عبارت است از سنگ زیرین(آسک زیری) وسنگ متحرک رویی(آسک رویی). از مدارک باستانشناسی چنین برمی آید که آسیاب گردان درهزاره دوم پیش از میلاد پیداشد.

آسیای گردان درسده چهارم پیش از میلاد در یونان پدید آمد از این دوره یک جام سفالی از منطقه بوئتیا به دست آمده که عکس آسیا درروی آن منقوش است.

آسیای دستی به ساده ترین شکل در خانواده های ایرانی و در کارگاه کوزه گران برای آرد کردن لعابها از آن استفاده می شود.

نوع پیشرفته آسیای دستی آسیابی است که سده میانی در انگلستان به کار برده می شد.

متوسط قطر آسیاب آبی100 سانتیمتراست. سرعت نیروی آسیاب ها بسته به نیرویی است که به کار می رود. معمولا بین 60 تا 120 دوردردقیقه است. تغییر آسیای دستی به آسیای آبی یا باری وقتی به عمل می آمد که از نیروی حیوانات برای آرد کردن استفاده کردند.

آسیاب های آبی

معمولی ترین نیرویی که برای آرد کردن غلات به کار می رود، نیروی آب است. آسیای آبی بر سه نوع است: نودانه، چرخی وشناور.

ارتفاع مناسب آب برای چرخ آسیاب باید در حدود5/1 متر باشد.

باد آس(آسیاب بادی)

آسیاب بادی درقسمتهای خاوری کشور یعنی خراسان وسیستان زیاد معمول است. نخستین کتابی که درباره آسیاب بادی ذکری کرده است، یک کتاب هندی قدیمی است به نام آرتاساسترای کنتیلا.

آسباد

باد آس بامحور عمودی به سرعت در جهان اسلام اشاعه یافت در مصر منبع مهم برای خرد کردن نیشکر همین باد آس ها بود.

نخستین باری که از آسیاب بادی درشمال اروپا سخن به میان آمد، در فرانسه سال 1105 میلادی بود.

مقایسه آسیای بادی سیستان با آسیاهای بادی امروزی در این است که در آسیای قدیمی سنگ آسیا ها روی چرخ باد بود در صورتیکه در آسیاهای امروز سنگ آسیاها زیر چرخ باد است. ساختمان قدیمی آسیاهای بادی از آسیابهای تند وره ای الهام گرفته زیرادراین نوع آسیاها سنگ گردان بالای متحرک اولیه قرار دارد.

برنج کوبی

پیش از اینکه برنج برای پختن آماده شود باید آن را پوست کند(سفید کردن) ساده ترین نوع آن استفاده از هاونهای مفرغی خانگی است. روستائیانی که برنج پاک شده را به بازار عرضه می کنند هاون چوبی یا سنگی بزرگی به نام چوغان به کار می برند.

درکرانه های دریای خزر که کشت برنج بیش از گندم است پوست کردن برنج با آسیاب آبی به نام اندنگ(آبدنگ) انجام می شود.

نانوایی

بیشترنانی که درایران خورده می شود، نان صاف وتختی است که از گندم درست می شود ومعروف ترین آنها عبارت است از :

1-نان ساج(ساجی) که ضخامت آن 3 میلیمتراست وچادر نشینان آن رادرست می کنند.

2-نان تابون مانند نان ساجی است بااین تفاوت که چادرنشینان آن رادر تنورهای زیر زمینی ابتدایی می پزند.

3-لواش که3 میلیمتر قطرآنست وآن رانان تنوری یا تافتون هم می گویند. نانی که از همان خمیرساخته ولی بسیار نازک باشد نان خونگی می نامند.

4-سنگک که بیشتر در شهر های بزرگ متداول استونرم ترازلواش است وکلفتی آن 9 میلیمتراست وبه آن نان خمیری نیز می گویند.

5-نان بربری که قدری سفت تراست ودر حدود8/1 سانتیمتر ضخامت دارد ومانند سنگک خمیرآن ورآمده است.

6-نان روغنی یا نان خشک که ازخمیرفطیردرست شده ولی به آن روغن گوسفند هم اضافه می شود.

7-نان شیرمال(نان دشتری) نانی ظریف وزیبا مانندکیک که در عیددرست می شود.

8-غلاج مانندبربری است وکلفتی آن حدود4 سانتیمتراست ودرمازندران وگرگان متداول است.

ابتدایی ترین شکل نانوایی درمیان چادر نشینان ساسرایران رایج است.

درنان سنگک به جای خمیر مایه از ماست استفاده می کنند. همه نانها یکپارچه هستند بجزنان آردخشک.

روغن کشی

روغنی که درغذای ایرانیان استفاده می شود، از منابع مختلف است مثل روغن دنبه که از دنبه گوسفند پرواری بهدست می آید. مهمترین نوع روغن، روغن گوسفندی است که از کره گوسفند وبز تهیه می شود. یکی دیگر از روغنها روغنی است که از دانه های نباتی به دست می آید مثل بزرک،خشخاش،پنبه دانه،منداب،کاپشه وکنجد. از روغن بزرک بیشتردرنقاشی استفاده می شود. روغن چراغ مخلوطی است ازروغن پنبه وبیدانجیر. روغن مطلوب سرخ کردن روغن کنجداست.

سنگ نرم کارگاه روغن کشی همیشه مشغول خورد کردن دانه های روغنی است تابرای افشردن بعدی آماده شود. اما دربازارهای بزرگ سنگ نرم درخورد کردن انواع مواد خام دیگر به کار می شود. موادآلی که زیرسنگ نرم خورد می شود پوست انار، مازواست که هر دودردباغی به کار می رود. برگ حنا،زرد چوبه ونیزبوته ای که درساختن چوبک(پشوه)ازآن استفاده می شود نیز بوسیله سنگ نرم ساییده می شود.

شربت سازی وشیرینی سازی

شیره انگور(دوشاب)درایران تهیه می شود. شیره ی انگور در جاهایی تهیه می شود که بازارهای بزرگ دور است ونمی توان انگور را به بازار رساند ویا درمناطقی که کشمش ومویزدرست می کنند.

یکی از شیرینی هایی که درداستانها وادبیات ازآن سخن گفته اند حلواست که حلوا پز آن را درست می کند ومواد خام آن عبارت است ازکشمش،شکر،کنجد . حلوا پز برای هم زدن مواد از پاروی چوبی کوچکی که نوک آن شبیه به بیل است وکمانچه نامیده می شود استفاده می کند. برای حلوا کنجد رامی پزند تا مواد خارجی آن را بگیرند وبرای ریختن درحلوا آن راتبدیل به ارده می کنند.

برای سفت شدن حلوا برابر با نیمی از شیره کشمش ارده به آن اضافه می کنند. در حلواهای نرم مقدار شیره کشمش وارده برابر است.

یکی دیگراز شیرینی های ایران که نره نقل بادامی دارد از ماده ای به نام گز یا گزانجبین ساخته می شود که آن راترنجبین نیز می نامندوبین خرداد تا شهریور از حشره ای که در برگ گیاه بیدخشت وبوته های شیرخشت زندگی می کندبه دست می آید.

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 10:5 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

در برخي از آثار هنري و ابزار و اشياي گوناگون، که در گذشته در زمينه هاي مختلف کاربرد داشته اند و اکنون در گوشه و کنار موزه ها يافت مي شوند، مي توان اثري از اجرام آسماني مشاهده کرد. در ميان اجرام گوناگون، نقش صورت هاي فلکي منطقة البروج يا همان برج هاي فلکي بيشتر از بقيه به چشم مي خورد که اين شايد به سبب اعتقادات طالع بينانه و احکام نجوم باشد. در اين مقاله تصويري، نمونه هايي از آثار هنري دوران اسلامي ايران، که نقش هايي از برج هاي فلکي بر خود دارند، معرفي مي شوند.

بشقاب تو گود لعاب دار کاشان

از جنس سفال مربوط به قرن هفتم قمري با قطر تقريبي 19 سانتي متر که در موزه ي هنرهاي تزييني بوستن نگهداري مي شود. در بخش مياني تزيينات اين ظرف، دوازه دايره پي در پي قرر دارند که هرکدام نشان دهنده يکي از برج هاي فلکي اند.

شمعدان برنزي

اين شمعدان برنزي کنده کاري شده و مرصّع نقره اي که در موزه «ويکتوريا و آلبرت» لندن قرار دارد به شکل زنگوله اي است و به هنر غرب ايران در قرن هفتم تعلق دارد. ارتفاع آن حدود 20 و بيشترين قطر مقطع آن 19 سانتي متر است که از پايين به بالا از آن کاسته مي شود. بدنه اصلي شمعدان که در پايين بخشِ نعلبکي شکلِ زير گردنيِ محلِ قرار دادن شمع واقع شده است، به چهار نوار تقسيم شده که دو نوارپايين تزييات نوشته کوفي دارند. در نوار سوم، که از همه پهن تر است، در دوازده ترنج زيبا تصوير هاي دوازده برج به گونه اي هنرمندانه و نشانه اي(سمبوليک) نقش اندازي شده اند.

آينه فلزي

اين اثر اکنون در موزه «توپکاپي سراي» استانبول قرار دارد و به سبب تصويرهاي نجومي اش يکي از جالب توجه ترين اثرهاي دوران اسلامي به شمار مي رود که در مجموع به گونه اي مطلوب و بدون آسيب به جا مانده است. پهن ترين و اصلي ترين نوار روي آن مجموعه اي از 12 دايره با طرح صورت هاي فلکي برج هاي دوازده گانه را در بر گرفته است.

طاس مفرغي

اين طاس مفرغي، که متعلق به قرن ششم قمري و از صنايع ساوه است، اکنون به شماره 4130 در موزه ملي ايران قرار دارد. در بخش مرکزي کف اين ظرف، نقش خورشيد با چهره انساني و پرتوهايي مثلث مانند ميان دايره اي محصور شده است و دور آن شش دايره اي ديگر قرار دارند که درون هريک از آنها نماد يکي از برج ها ترسيم شده است. بين اين ها دواير کوچک تري فاصله انداخته است که درون آنها، يکي در ميان، نقش حيواني شبيه شير و نقوشي به طرح اسليمي وجود دارد و سپس دوازه دايره ديگر که درون هريک از آنان نيز با نمادهاي صورت هاي فلکي پر شده است با زمينه اي به طرح نقوش اسليمي ديده مي شود.

کاسه برنجي

اين اثر، که اکنون در موزه ملي ايران با شماره 4803 نگه داري مي شود، متعلق به خراسان و قرن ششم قمري است. در سومين رديف از لبه کاسه دوازه دايره، که از دو نوار درهم تابيده تشکيل شده اند، حک شده است. درون هريک از اين دايره ها در زمينه پيچک ها يکي از علايم منطقة البروج قرار دارد.

جام چهل کليد برنجي

جام چهل کليد برنجي متعلق به قرن نهم قمري و محل اکتشاف آن خراسان است که اکنون با شماره 20263 در موزه ملي ايران نگه داري مي شود. همه تزييات درون و بيرون اين ظرف شامل کتيبه هايي گوناگون است که به خط نستعليق، ثلث و نسخ نگاشته شده و همچنين بر سطح بيروني آن، درون 12 ترنج، نقوش دوازده گانه اي برج هاي فلکي حک شده است.

جام چهل کليد

اين جام يا کاسه برنجي متعلق به دوران صفويه است و با شماره 8540 در موزه ملي ايران نگه داري مي شود. در سطح بيروني آن، نقش برج هاي فلکي درون ستاره اي هشت گوش کنده شده اند. در کف جام، نقش شش صورت فلکي وجود دارد. در مرکز دايره ي برآمده ي وسط جام، نقش زحل با دست هاي متعدد، که در هريک شيئي وجود دارد، حک شده است.

کره فلکي برنجي

کره فلکي يا آسماني(نقره کاري شده) که متعلق به قرن ششم قمري(535 ق) است و در موزه ملي ايران به شماره 9825 نگه داري مي شود. اين کره آسماني در پيرامون بر سه پايه و در مرکز بر يک پايه که بر حلقه اي استوار است، مستقر شده و حول محوري مي گردد که از دوقطب آن مي گذرد. دو نوار پهن مدرج با حروف ابجد در نيمه گوي، که عمود بر هم اند، ديده مي شود.
گوي به گونه اي ساخته شده که قادر است دو وضعيت را در نمايش صورت هاي فلکي ارائه بدهد. يعني در سطح کره دو سوراخ اضافي براي تغيير محور کره تعبيه شده است. خط استواي آن به صورت نواري مدرج با حروف ابجد به 360 درجه تقسيم شده است که هريک درجه نمايانگر يک روز است. سطح کره با دوازده نصف النهار عمود بر خط استوا، که از دو قطب مي گذرند، دوازده برج منطقة البروج را بر خط استوا ايجاد کرده و حد فاصل هر دو نصف النهار نماينده يک ماه سي روزه است. ستاره ها و صورت هاي فلکي بسياري نيز به صورت نقاطي از جنس نقره در هر دو نيم کره تعبيه شده اند که برخي از آنها عبارت اند از قنطورس، غراب (کلاغ)، سهيل، عيوق، و مار.
منبع: نجوم، شماره 203

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 9:46 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

 

هنر اسلامی به وِیژه معماری بر پایه های :

مردم واری / خود بسندگی / پرهیز از بیهودگی / بهره گیری از پیمون ( مدول ) / نیارش ( استاتیک ) ودرون گرایی نهاده شد .

برترین نیایشگاه مسجد بود.

نخستین مسجدی که به دست پیامبر ساخته شد مدینه بود .

مهمترین آموزش معماران هنرمند مسلمان ساختن خانه خدا بود .

مسجد فهرج :

دیوار مسجد مدینه از سنگ لاشه ، سقفش تیرپوش و تخت بوده ، اما در فهرج که سنگ وچوبی در دسترس نبود دیوارهای مسجدش از چینه و خشت خام و پوشش آن سغ بود .

مسجد جامع فهرج یزد

در مسجد فهرج از " ژاژ " آسیا شده استفاده میکردند. (به جای کاه در کاهگل)

مسجد جامع فهرج تنها مسجدی است که ازآغاز برای مسجد ساخته شد و دستکاری و کست افزودی در آن نشده است .

نمونه های خوب برای بهره گیری شایسته از ساختمانهای رها شده :

مسجد یزد خواست : آتشکده ای پا برجا

جامع بروجرد : آتشگاهی نیمه ویران

مسجد نیریز : گیری یا ایوان

مسجد سرکوچه محمدیه نایین : مهرابه

مساجد بی مرگرد ( بی حیاط ) : مسجد جامع بروجرد ومسجد جامع گلپایگان

یکی از نمونه گنبدهایی که به صورت مردگرد ساخته شده است : مسجد میدان ساوه

بهترین ودرخورترین اندامهای مسجد ایرانی : شبستان چهلستون ( ستاوند )

در روزگار آل کاکویه نغز کاری بهبالاترین پایه خود رسید .

خواجه نظام الملک چند بخش از ستاوندهای شبستان جامع اصفهان را برداشت وبه جای

آن گنبد خانه ای ساخت .

مهندس شیرازی ومهندس دانشدوست از پژوهشگران ژرف نگر ، در جامع اردستان و جامع فردوس پیلیهایچهار پری را یافتند .

مسجد جامع زاوه کهن ترین مسجدی است که از آغاز به صورت چهار ایوانی بنیاد شده است.

مساجد یک ایوانی :

مسجد جامع سیستان

مسجد جامع یزد

مسجد حاج رجبعلی در خوانگاه

مسجد جامع تهران

مسجد جامع نو یا مسجد امیر چخماق یزد

مساجد دو ایوانی :

مسجد زوزن (ملک زوزن خواف)

مسجد فریدمو

مسجد جامع گناباد

این گونه مسجد فقط در خراسان دیده می شود.

مساجد چهار ایوانی :

مسجد جامع زاوه

مسجد جامع اصفهان

مسجد نو شیراز

مسجد جامع ورامین

در بیرون مسجد ودر پیشگاه آن دربندی به نام پیشخان یا جلو خان جای داشت که بیشتر ساختمانهایوابسته به آن می پیوست ( مثل : جامع یزد / مسجد مظفری کرمان / مسجد اما قزوین / بروجرد و.... )

گاهی در پیش درگاه مسجد آب نما می ساختند ( جامع وارمین )

یا درکنار مساجد میدان وواشد گاهی می ساختند که آن را از داشتن میانسرا بی نیاز میکند ( مسجد شیخ لطف الله )

چند مسجد انگشت شمار هم هست که جز یرف انداز سر گشاده ای در میان یا کنار خود ندارد ( مسجد ملا عبد الخالق یزد / مسجد قنبر علیخان یزد )

در شهر های سردسیر وروستاهای کوهستانی بیشتر مسجد ها با ستونها ودیرک های چوبین وپوشش تخت بنیاد شده که زیباترین وباندام ترین آنها مسجد پرذله ( میان ده ) ابیانه / مسجد طرجان / نبادک یزد / ومسجدهای ملارستم ومعزالدین مراغه / مسجد مهرآباد / مسجد میاندوآب و مسجد خوانسار است .

اصطلاحات :

دیوار پرت : دیواری که پشت آن آزاد است

رده پیلیا : ستون وجرز ستبر

بی مرگرد : بدون حیاط

پادیاو : وضو خانه

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 9:43 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

آرامگاه بجز مساجد بيشتر از سایر بناهاي معماري در ايران اسلامي مورد توجه بوده است و معماري تدفيني عامل مهمي در درک جامعه قرون مياني ايران است .

تنها مورد آثار آرامگاهي بيش از اسلام گوركوروش در پاسارگاد مي باشد كه مستقل بناشد و شاهان هخامنشي در اتاقهاي تدفيني كه در دل كوه كنده شده قرار گرفته بودند، پادشاهان آرامگاه نداشتند و شاهان ساساني با اينكه همه پيرو زرشت نبودند اما چون آيين زرتشت مبني بردور انداختن اجساد كه عفونت روحي آنها زمين را آلوده مي كند اجساد را در محلي قرار داده تا مرغهاي لاشخور يا جانوران گوشتهاي آنها را برداشته و استخوانهان در ستودانها يا تربت دانها مي نمودند .

در دوره اسلامي : در آغازنبودفيزيكي نمونه ساده سد راه توسعه ساختمانهاي آرامگاهي مي شد و اسلام بنيادي از حد گونه يادگاري رسمي براي مردگان رو گردان بود .

مراحل تدفين بويژه در مورد مدفن پيامبر كه درون خانه اش بود و مسجد پيامبر ، مسجد المنوره كه بوسيله وليدين عبدالملك در دوران حكومت بني اميه توسعه يافت داراي ارزش تحقيق است و معراب يادآور قبر بوده .

در دو قرن اول اسلام محل قبر اعضاي اهل بيت يا اصحاب پيامبران با چوبي كه شاخص گوراست مشخص وروي آن را با سايه بان يا چادر مي پوشاندند كه در گذشت زمان سايه بان تبديل به آرامگاه شد كه غربي ها آن را قبورسايه باني مي ناميدند كه با افزودن معراب به آرامگاه يكي از مشاهيردنيوي به عبادت گاه تبديل مي شد نبود آرامگاه از قرون اوليه اسلام نوشتن تاريخ را درباره آنها سر سري كرده است و رشد آيين شيعه نقطه اوج اين تحولات بود و مقابر امامان شيعه در مشهد ، نجف ، قم ، سامره و كربلا كانون تمايلات مذهبي مردم شيعه گرديد و آرامگاه ها به عنوان سمبل خواسته هاي سياسي و مذهبي شيعه شد و نقش عمده در زندگي اجتماعي ، سياسي –اقتصادي جامعه ايفا مي كرد و نمونه آن زيارتگاه ها اردبيل ( اوج رونق خود نشانه عظمت شاهان صفوي كه چند تن از آن ها در آنجا دفن شده ) مشهد و قم مركز علمي و فرهنگي .

بقاع بزرگتر آنهاي است كه از آغاز مراكز آيين تشيع بوده و بقاي كوچكتر مانند بقعه با يزيد بسطامي و شيخ جام از حمايت اهل تسنن برخوردارند البته شاه عباس شيعه مذهب به عمارت بقعه تربت جام پرداخت و زيارتگاه مشهد مورد حمايت سلطان سنجر سني مذهب قرار گرفت .

دلايل مقبوليت عام آرامگاه ها : 1-نفوذ از درون خود اسلام مانند امر جهاد و فرقه گراي مذهبي در اوايل قرون وسطاي . فعال ترين مرز مبارزه با كفر در ايران در شمال شرقي در طول مرزهاي آسياي مركزي قرار داشت كه دقيقا در همين جا بيشترين آرامگاه ها هم وجود دارد و اسپانيا و سيلسيل قرن نهم و دهم از لحاظ جهاد پر فعاليت بوده اما آرامگاهي ندارد 2-نفوذ خارجي از سوي غربي ها مثلا تاثيري از برج هاي مقبره اي پالميري آرامگاه هاي رومي شهداي اوليه مسيحي . ناحيه خاور نزديك واقع در غرب رودخانه فرات آرامگاه ها از لحاظ شكل و هدف قرابت آشكاري با آرامگاه هاي ايراني داشته مانند قبه الصخره تاثير از مردم ترك نژاد بيابانگرد انديشه آرامگاه را به ايران آوردندو مردم ساكن آسياي مركزي و شرقي رسوم كاملا پيچيده اي را داشتن كه در زمانهاي معاصرپاره اي به جا ماند حفاري هاي موجود در تاجيسكن در آسياي مركزي كه تاريخ آن به سده سوم پيش از ميلاد مي رسد كه گور آنان شبيه يورت هاي بزرگ كه از مواد پردوام ساخته شده و آن را با ديوارهاي مدور احاطه مي كرده اند يا برروي پايه هاي بلند مي گذاشتند و محلي كه مرده را در آن به خاك مي سپردند تپه اي به نام گوركان بود برج هاي آرامگاهي باقي مانده اوليه پيش از روزگار سلجوقي را سلاطين ايراني ساخته اند نه فرمان روايان سده دوم به بعد در سراسر دارالا سلام آرامگاهي ساخته شد و ايرانيان اين انديشه را از هم كيشان خود در مصر و سوريه و عراق ياد گرفتن در سده ي دهم و يازدهم ميلادي روزگاري كه معماري آرامگاهي در ايران نخستين شكوفاي را به خود ديد تنها مصر در دوره فاطميان از لحاظ تعداد آرامگاه با ايران قابل مقايسه بود كه بين آيين و آرامگاهايشان تطابق وجود داشت كه در ايران اينگونه نبود به دليل يك تاثير آيين زرتشت مقبره مشهور ساماني تنها نمونه ي مجلل از سبك متداول ( آتشكده چهارطاقي ) دوره ساساني است كه واقع در بخارا خارج از شهر ابرقو بر روي پرتگاهي است ، گنبد علي كه برج خاموشي يا گور دخمه هاي زرتشتي را به خاطر مي آورد ، گنبد قابوس كه سرآغاز ايجاد مقابر برج شكل ايراني است نمونه تدفين ديگر مربوط دروان اوليه اسلام در سيراف واقع در كنار خليج فارس به همان اندازه جنبه تحولي دارد 2- تاثير رسوم ترك نژادان نمونه آن مقابر واقع در خرقان و مقابر برج مانند رادكان شرقي 3-از سده سيزدهم به بعد رسم چادر نشيني كه از اصل مغول بود درراه ايران يافت مبني بر سري نگاهداشتن پيشواي مهم و قرق كردن حوالي محل مذكور مانند مدفن ايلخان مغول هولاكوكه در جزيره شاهي در درياچه اروميه قرار دارد .

اصطلاحاتي كه براي آرامگاه در قرون ميانه به كار برده مي شده عبارت است از : روضه ، گنبد ، مشهد ، مرقد ، آستانه ، قبر ، مكان ، بنا ، قدمگاه امامزاده

گاهي هويت اصلي آرامگاه فراموش مي شد و آن را به نام كسي كه بيشتر با اعتقادات ديني محل سازگاري داشت تعويض مي كردند مانند برج واقع در لاجيم كه به ياد بود بانويي از سلاله آل باوند بناشد. اما به نام امامزاده عبدالله شهرت يافت يا در مراغه خاطره احمديلي امير فراموش شده و نام آرامگاه او اكنون گنبد سرخ (رنگ آجر بناي آن ) مي باشد و گذشت زمان باآرامگاههاي امامان نسبت به مشاهير سياسي سازگار بوده و در اوايل سده هاي مشاهير سياسي كمتر آرامگاه داشته و اغلب در كاخ يا مسجد يا مدارس به خاك سپرده شده چون سلطان سنجرگورا و مشرف بر شهر مرو است .

پاره اي از سمبلها در دنياي مسيحي قرون وسطي براي برانگيختن انديشه وجود داشت مانند درختان هميشه سبزيا سرو كوهي اشاره به زندگي جاويدان دارد يا استفاده از گنيد نشان دهنده آسمان وادامه بهشت و طاووس سمبل مشتركي از اين دواست سمبلهاي گوناگون در معماري تدفيني ايراني بيشتر طالب نعمت بهشت است و قالي دوازده گوش حرم معصومه (س)در قم متناسب با محل آن منحصر به فرد است و كاخهاي كوشك مانند ايران زمان صفويه و هندوستان دوره مغول كه درداخل حريم باغ و چشمه ساخته شده به هشت بهشت شهرت يافته است .

وسايلي براي زنده نگه داشتن خاطره مرده عبارت است از : 1-آرامگاه 2-لوحه عمودي به شكل محرابهاي مسطح 3-كفنهايي كه از ابريشم و پنبه و كتان به نحوي پركار بافته شده است .

گورسامانيان و آرامگاه گنبد قابوس بجز بناي يادبود هيچ ارزشي ديگر ندارد .

انواع معماري آرامگاهي : 1- مقبره برجي شكل ( يك استوانه بلند با بامي مخرولي شكل كه البته استوانه جاي خود را به مقابر هشت ضلعي ، شش ضلعي ، ده و دوازده ضلعي و اقساط بناهاي مرتفع ستاره اي شكل داد ) در قرن دهم محبوبيت برجهاي مقبره اي بر مقابر چهار ضلعي گنبد دار غلبه يافت و اين همان شكلي است كه در دوره سلجوقيان برتري دارد و بامهاي چند وجهي يا گلگير مانند پوشش معمول اين بناهاست و اين نوع بامها پوششي براي گنبدهاي بسيار كوتاهتر داخلي 2- قبر چهارگوش گنبد دار : نقطه سرآغاز يك رشته بناهاي متنوع چند وجهي ،هشت ضلعي ،چند لختي ،چند تنكه اي و پره اي يا بناهاي مدور بود كه همگي درونشان انديشه يك ساختمان متمركز گنبدداري را دارند و از اين نوع بناها در ارمنستان ، سوريه و نواحي هم مرز قلمرو ساساني برپا گرديده است و در حوزه غرب مدينترانه يك شكل متمركز گنبد دار به كار گرفته شده است

طرح چهار گوش سبب تضييع فضا و عامل كارهاي تزييني و طرح هشت گوش احتياج به حداكثر فضا براي كارهاي معماري و عامل پرداختن به شكل بنا .

نكته : حيضره يا مجتمع آرامگاهي وجود دارد كه از جمله آن زيارتگاه گازرگاه نزديك شهر هرات جزء هيچ كدام از اين دو دسته آرامگاهها نيست .

مهمترين وجه شناخت برج مقبره اي هشت گوش از هشت ضلعي گنبددار ارتفاع مي باشد كه با محدوديت و فشردگي نسبي فضاي داخله آن اين ارتفاع نمود بيشتري پيدا مي كند و اختلاف ميان عرض و ارتفاع آن معمولا بين 5/3:1-5/5:1مي باشد كه در مورد آرامگاه مربع گنبددار خيلي كمتر است . بزرگترين آرامگاه مربع گنبددار سلطان سنجر در مرو نسبت عرض آن به ارتفاع 1:2است و نزديكترين بنا كه به ان برابري مي كند قبر اولجايتودر سلطانيه در روزگار ايلخانان است كه يك هشت ضلعي گنبددار به بلندي 53متر است و اين نسبت 2/2:1است كه فضاي خارجي در آن مورد غفلت واقع شده است .

مقابر برجي شكل مانند برج طغرل و گنبد قابوس بناهاي كاملا بلندي هستند .

دوره سلجوقيان تمايل عمومي متوجه نوع تناسبهاي لاغراندام بود مانند برجهاي پرده دار بسطام ورادكان شرقي و ورامين در دروه هاي بعد آرامگاه هشت گوش جسيم تر بود كه گريو 16ضلعي گنبد آن بامي چند وجهي داشت و اين معيار تعدادي از آرامگاههاي شيعي قم گرديد مقابر سه گانه در باغ سبز و در سده پانزدهم نوع ساده شده مقابر برجي شكل در مازندران گسترش يافت و در دوره تيموريان كمياب شد .

آرامگاه مربع شكل گنبد داراز سده دهم تاكنون ادامه يافت و مانند برجهاي مقبره اي منحصر به منطق شمالي ايران نبود آرامگاه مربع شكل گنبد دار با دهليزهاي وسيع ( مقابر واقع در مهنه و سرخس شوروي ) ، تكامل بيشتر منطقه انتقالي ( بقعه دوازده امام يزد ) تكامل پيش طاق ( آرامگاه عرب عطا در يتم ) را مي توان نام برد .

در دوره سلجوقي، آرامگاههاي گنبد دارمقتبس از گنبدخانه هاي مساجد سلجوقي است هرچند در ايام مختلف تفاوتهايي داشته اند گنبد علويان در همدان يا آرامگاه مختصر در آستانه بابا و تعدادي قبور درتركستان مربوط به قرن يازدهم – دوازدهم همانند برجهاي آرامگاهي معاصر تزئينات خارجي نقش برگ داشته است .

در هارونيه طوس و قبر با با لقمان در سرخس نقش پيش طاق اهميت تازه اي پيدا كرده است و در مقبره دوازده امام در يزد يا جبل سنگ در كرمان ، مفصل بندي پركار خارجي بارزتر است .

در دوره ايلخاني : آرامگاه اولجايتو در سلطانيه نتيجه رقابت با آرامگاههاي مربع شكل دوره سلجوقي است و مقبره غازان كه همزمان با همين بنا بوده بر برجهاي آرامگاهي جلوتربرتري دارد .

سده چهاردهم ميلادي معماري ايران بويژه معماري آرامگاهي به شمال شرقي انتقال يافت و آرامگاههاي شاه زنده در سمرقند ، تزئيينات كاشيكاري درخشان كه در سفالهاي لعابدار برجسته قرار گرفته آنان از نابودي رهايي بخشيده است و تاكيد تزيين به سر در واگذار شده است و يا يك وجه بنان بزرگتر نمايش داده و اين وجه پيش طاق بود مانند قبر تورابك خانم در قونيه ، اورگنج و مزار خواجه احمد يسوي در تركستان و بقعه تايباد و در عشرتخانه در سمرقند علاوه برمورد بالا ، گريو حامل گنبد و كشيده بود .

گنبد پيازي خربزه شكل در آرامگاه خانواده شاهي به كار گرفته مانند قبر خواجه ابونصريارسادربلخ

كاربندي : به مجموعه اي از طاق هاي بي عملكرد ساختماني كه با گچ ساخته مي شود مي گويند كه عدم تناسب ميان گنبد داخلي و گنبد بلند بيروني را از نظر پنهان مي سازد .

آرامگاههايي دوره تيموريان و آرامگاههايي چون خواجه احمد يستوي و گورامير اغلب مكان باز و آزادي راتقاضا مي كند كه بنا از هر سونمايان باشد .

آرامگاههاي دوران صفوي و روزگار پس از آن بعد از معماري آرامگاهي دوره قرون مياني مسير قهقرايي پيموده مانند بقعه اردبيل كه بزرگترين مقبره آن جنت سراست نه تنها يك آرامگاه بلكه چندين مقبره را در برداشت در دوره صفويه سهم عمده كوشش در راه توسعه و مرمت و بازسازي بقعه ها است مانند بقاع ماهان و تربت جام و مي توان آثار نادرشاه در مشهد يا آثار شاهان قاجار را ذكر كرد و به طور كلي باني هيات فعلي حرم حضرت معصومه در قم بوده اند .

كارهاي زيايي چون خياباني كه شاه عباس برحرم حضرت امام رضا افزود و گنبد آرام گاهي سردار الله وردي خان ممكن است زيبا باشد ولي با مقابر سلطان سنجر و اولجايتو و تيمورنمي توانند برابري كنند و زيارتگاههاي دوره صفوي مانند قدمگاه نزديك نيشابور ،مقبره محمد محروق نزديك آن شهرو آرامگاه خواجه ربيع خارج از شهر مشهد كه تا حدي كوچكتر از آرامگاههاي تيموري در دوره پيش آنهاست و معماري آرامگاهي پس از ظهور سلسله صفوي دچار انحطاط ناگهان گرديد و هيچ كدام از شاهان صفوي و شاهان دوره هاي بعد در آرامگاه مناسب كه بدين منظور شاخته شده به خاك سپرده نشده اند به استثناي نادرشاه كه آرامگاهش در كلات نادري است و به شيوه ي نيمه ايراني و نيمه مغولي ساخته شده است . واين معماري در هندوستان دروه مغول و در كشور عراق كه در آنجا بقاع شيعي نجف و كربلا و سامره داراي گنبدهاي طلا و ايوانهاي بلند نظير آنچه در ايران است تداوم يافت و نفوذ اين معماري در برجهاي آرامگاهي سلجوقي در آنا طولي تجلي يافت كه بسياري ازآنها برگرداني از آرامگاههاي آجري ايراني در مصالح سنگي است .

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 9:39 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

 

1-در جامعه های کهن نمادها و تاسیسات اداری مذهبی و بازرگانی از مهمترین عوامل نضج فضاهای آموزشی بودند.

2-مراکز آموزشی اغلب در کنار تاسیسات اداری مراکز مذهبی یا بازرگانی شکل می گرفتند.

3-نهادها و دستگاههای حکومتی و مذهبی نقش عمده ای در پیدایش فضاهای آموزشی در ایران باستان داشته اند.

4-یکی از قدیمی ترین فضاهای اموزشی در شهر ایلامی شوش کشف شده است.

5-هخامنشیان نخستین دستگاه حکومتی وسیع و متمرکز را در ایران پدید اوردند.

6-در عهد داریوش در حدود46 قوم با فرهنگ های متفاوت تحت حکومت هخامنشیان زندگی می کردند.

7-در دوران هخامنشی گفته اند دو دیوان وجود داشت که دبیران یک دیوان با خط میخی و دیگری با الفبای آرامی می نوشتند.

8-در این دیوان ها مقررات و فرمان های مهم بر روی لوح های خطی و سنگی و چرمی نوشته و به ایالات فرستاده می شد.

9-بر پایه اطلاعات موجود اظهار شده معلوماتی از طب هندی را ایرانیان به نویسندگان کتاب های بقراطی منتقل کرده بودند.

10-بر پایه اسنادی دیگر در هنگام داریوش مدرسه عالی طب در مصر وجود داشت که با حمایت و کمکهای مالی داریوش احیا شد.

11-خصوصیات مراکز اموزشی در عصر 500ساله حکومت پارتیان مشخص نیست زیرا از یک سو ویژگی های تشکیلاتی و شیوه زندگی انان بویژه در قرنهای نخستین و از سوی دیگر دشمنی ساسانیان با انان و از بین بردن مدارک مکتوبشان موجب گردید که اطلاعات موجود از پارتیان بسیار اندک باشد.

12-دو خصوصیت مهم ساسانیان:1-جنبه مذهبی 2-جنبه مرکزیت

13-بر پایه مندرجات اوستا جامعه ایران باستان به 3 طبقه آثروان(روحانیان) و ارتیشاران(سپاهیان) و استرپوشان و هوتخشان(کشاورزان و صنعتگران) تقسیم شده بود.

14-در دوران ساسانیان اهمیت و کثرت نهادها و تشکیلات اداری و دبیران چنان شد که طبقه واحدی پا به عرصه وجود نهاد.

15-روحانیان نیز دارای اصناف و قشرهای متفاوتی از جمله مغان/هیربدان/موبدان و اذربدان بودند.

16-عموم مراکز اموزشی که تحت نظر دستگاه مذهبی اداره می شدند در محل یا مجاور اتشکده ها قرار داشتند.

17-بر پایه مندرجات(وندیداد)شبانه روز به 8 پاس تقسیم می شد که هر پاس معادل 3 ساعت بود.

18-پاس اول و اخر شب برای تحصیل و 2 پاس وسط روز و2 پاس وسط شب برای استراحت.

19-علاوه بر امور اداری و مذهبی رشته پزشکی نیز در دوران باستان با اهمیت بود.

20-بر پایه مندرجات(وندیداد) پزشکان به 3 گروه تقسیم می شدند:1-پزشک کار(جراح) 2-پزشک اقاقیر(داروپزشک) 3-پزشک دعا(روحانی دعا خوان)

21-مقدار دستمزد پزشکان بر اساس منزلت اقتصادی اجتماعی بیمار تعیین می شد.

22-مدرسه جندی شاپور درعهد ساسانیان در زمینه پزشکی و فلسفه از شهرت و اعتبار زیادی برخوردار بود.

23-معروف است که این شهر را رومیانی ساخته اند که شاپور انان را در جنگی اسیر کرده بودند و در اغاز (به ازاندیو شاپور)یعنی بهتر از انطاکیه شاپور و سپس در دوره های بعد(جندی شاپور)خوانده شد.

24-بیمارستان و مرکز پزشکی جندی شاپور در زمان خسرو اول(انوشیروان)شهرت یافت.

25-سریانیها نقش موثری در افزایش اعتبار جندی شاپور داشتند انها بسیاری از کتب علمی و ادبی یونانی را به زبان خود ترجمه کردند.

26-پزشکان یونانی در جندی شاپور طب بقراط را تاسیس می کردند و به همین مناسبت گویا ان شهر به(شهر بقراط)معروف شد.

27-در حدود قرن چهارم در (رها)مدرسه ای موسوم به(مدرسه ایرانیان)تاسیس شد.

28-تاسیس مدرسه ایرانیان را به قدیس ابراهیم رهاوی نسبت داده اند.

29-در اواسط قرن پنجم مدرسه نصیبین را یکی از اسقفان ایرانی نژاد موسوم به(برسوما)بازسازی نمود.

30-در هنگام ظهور اسلام هیچ نهاد و موسسه اموزشی مستقلی وجود نداشت زیرا تعلیم و تربیت بر پایه اموزش شفاهی استوار بود.

31-محل اموزش مسجد بود.در دوره خلفا بر وسعت قلمرو سرزمینهای اسلامی افزوده شد.

32-در زمان خلیفه دوم خزانه بیت المال تاسیس شد.

33-در زمان بنی امیه بیشتر به شعر و ادب و کمتر به علوم عقلی و نقلی توجه می شد.

34-در زمان منصور عباسی بنای شهر بغداد اغاز شد.

35-در زمان هارون به علم طب اهمیت بسیار داده شد.

36-نخستین مرکز علمی وفرهنگی این دوره موسوم به(بیت الحکمه)در بغداد تاسیس شد.

37-متوکل عباسی ضمن مخالفت با مجالس بحث و مناظره و دشمنی با فلسفه علوم عقلی قواعد و مقرراتی جهت تحدید ازادی ها و تسامح گرایی وضع کرد.

38-در بین سلسله های نخستین و کوچک ایرانی علویان طبرستان به سبب توجه به علوم مذهبی وضع ممتازی داشتند.

39-(مقدسی)پادشاهان سامانی را خوش رفتارترین و فرهنگ پرورترین حکام در ان عهد معرفی کرده است.

40-بخارا پایتخت سامانیان از شکوه و رونق بسیاری برخوردار بود.

41-از جمله مدارسی که در این عهد در بخارا تاسیس شد(فارجک)در جوار بازار شهر بود.

42-از جمله مدارس دیگر:کولار تکین و مدرسه ارسلان خان در بخارا بود.

43-(مدرسه مامون)در خوارزم در زمان امارت مامونیان مرکز فعالیتهای فرهنگی و ادبی خوارزم بود.

44-به تدریج از اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری علما و امرا اقدام به تاسیس (دارالعلوم)هایی کردند.

45-تفاوت دارالعلوم با کتابخانه:در دارالعلوم به طلاب مبلغی کمک هزینه هم داده می شد و در برخی از انها برای طلبه هایی که از شهرهای دیگر برای تعلیم سفر کرده بودند فضایی برای سکونت در نظر گرفته می شد.

46-عضدالدوله بین امرای ال بویه به سبب توجه به علما مشهور است.

47-عضدالدوله بیمارستانی موسوم به عضدی در بغداد افتتاح کرد.

48-در عهد غزنویان بویژه هنگام حکومت سلطان محمود تعصبات و درگیری های مذهبی شدت یافت.

49-خواجه نظام الملک از پیروان مذهب شافعی و طریقه اشعری بسیار متعصب بود و فقط مذهب شافعی و حنفی را بر حق می دانست.

50-اسماعیلیان بزرگترین دشمن دستگاه خلافت عباسی بودند.

51-خواجه نظام الملک طوسی پیشروی مقابله با تبلیغات اسماعیلیان و از سوی دیگر کسی بود که جهت تقویت مذهب شافعی تلاش می کرد و تعداد قابل ملاحظه ای مدرسه تاسیس کرد.

52-اکثر مدرسه هایی که نظام الملک احداث کرد به نظامیه مشهور بودند.

53-مدرسه نظامیه بغداد از دیگر نظامیه ها شهرت بیشتری داشت.

54-نظامیه ها به شافعیان اختصاص داشت.

55-تاج الملک که رقیب خواجه نظام الملک بود در بغداد مدرسه ای موسوم به(تاجیه)ساخت.

56-در بسیاری از مدرسه هایی که سلطان ها وزرا و حکام می ساختند تدریس علوم عقلی فلسفی محدود و گاه ممنوع بود و تعلیم و اموزش بیشتر به علوم شرعی و کلامی اختصاص داشت.

57-مدرسه هایی که برای پیروان مکتب خاصی ساخته می شد در مواردی که درگیری های فرقه ای شدت می گرفت عاملی جهت تشدید اختلافات محسوب می شدند.

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 9:38 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

 

عوامل نضج در جامعه کهن نهادها ، تاسیسات اداری ، مذهبی وبازرگانی بوده اند .

نهادها دستگاههای حکومتی ومذهبی نقش عمده ای در پیدایش فضا آموزشی در ایران باستان داشته اند .یکی از قدیمی ترین مراکز آموزشی پیش از اسلام متعلق به اواسط هزاره دوم پیش از میلاد در شهر ایلامی شوش کشف شد. در قلمرو مادها در هزاره اول پیش از میلاد خط وجود داشته است .

نخستین دستگاه حکومتی وسیع ومتمرکز در ایران توسط هخامنشیان پدید آمد .

در دوره هخامنشی دو ایوان وجود داشت که دبیران یک ایوان را با خط میخی ودیگری را با الفبای آرامی می نوشتند .

در دوره هخامنشی مقررات وفرمانهای مهم بر روی لوح های خطی ، سنگی وچرمی نوشته می شد وبه ایالات فرستاده می شد.

در هنگام حکومت داریوش مدرسه عالی طب در مصر توسط داریوش برای کمک مالی احیا شد.

خصوصیات مراکز آموزشی در عصر پانصد ساله حکومت پارتیان مشخص نیست به 2 علت : 1- ویژگی تشکیلاتی وشیوه زندگی آنها 2- دشمنی ساسانیان با آنها واز بین بردن مکتوبشان .

دو خصوصیت مهم حکومت ساسانیان : 1 –جنبه مذهبی 2- جنبه مرکزیت

حکومت ساسانیان به دلیل 2 خصوصیت مهم جنبه مذهبی ومرکزیت باعث پیدایش نهادها ومراکز آموزشی مهم شد .

طبق مندرجان اوستا ایران باستان به 3 طبقه تقسیم شد : 1- آنروان ( روحانیون ) 2- ارتیشاران ( سپاهیان ) 3 – استریوشان وهوتخشان ( کشاورزان و صنعتگران )

واژه دبیر یک واژه سومری به معنی خط است که در کتیبه هخامنشی به صورت دبیر مورد استفاده قرار گرفته است .

مترادف واژه دبیر : واژه مرکب دبستان معادل کلمه مکتب در زبان عربی به معنی محل آموزش خط است .

اصناف وقشرهای متفاوت روحانیون : 1- مغان 2- هیربدان 3- موبدان 4- آذر بدان

عموم مراکز آموزشی که تحت نظر دستگاههای مذهبی اداره میشد در محل یا مجاور آتشکدها قرار داشت . برپایه مندرجات "وندیداد" شبانه روز به 8 پاس تقسیم میشود وهرپاس معادل 3 ساعت ( پاس اول وآخر شب : تحصیل ) ( پاس وسط روز ووسط شب : عقیل )

برپایه مندرجات " وندیداد " پزشکان به 3 گروه تقسیم می شوند : 1- پزشک گار ( جراح ) 2- پزشک اقاقیر ( دارو پزشک ) 3- پزشک دعا ( روحانی ) . مقدار دستمزد پزشکان براساس منزلت اقتصادی واجتماعی بیمار تعیین میشد . درزمینه پزشکی وفلسفه مدرسه جندی شاپور در عهد ساسانیان از اعتبار قابل ملاحظه ای برخوردار بود . بیمارستان ومراکز پزشکی جندی شاپور در زمان خسرو اول (انوشیروان ) شهرت یافت . سریانیها سهم موثری در افزایش اعتبار جندی شاپور دارد.

پزشکان یونانی در جندی شاپور طب بقراط را تدریس می کردند به همین دلیل آن را شهر بقراط نامیده اند . در قرن چهارم در " رها " مدرسه موسوم به مدرسه ایرانیان تاسیس شد به 2 سبب : 1 –بیشتر فارغ التحصیلان آن به خدمت یکسای ایرانی در آمدند. 2 –اغلب شاگردان ایرانی بودند . کاتبان آیات قرآن کریم در ابتدا 7نفر وسپس به 40 نفر رسید ومحل آموزش قرآن مسجد بود . در زمان بنی امیه بیشترین توجه به شعر وادب وکمترین توجه به علوم عقلی ونقلی بود . در زمان بنی امیه تا زمان خلافت نخستین خلفای عباسی مسجد وسپس خانه علما محل بحث وتدریس بود.به علم طب اهمیت بسیار داده میشد . در زمان هارون زمینه گسترش وتوجه به فلسفه ومنطق فراهم شد . نخستین مرکز علمی وفرهنگی دور هارو ن بیت الحکمه در بغداد بود. در سال 230ه. ق متوکل عباسی در طی فرمانی ورود کودکان اهل زمر را به مکتب مسلمانان ممنوع کرد. در بین سلسله کوچک ونخستین ایرانی علویان طبرستان به سبب توجه به علوم مذهبی وضع ممتازی داشتند. رهبران علوی : ناصر کبیر – حسن بن قاسم که بعد از ناصر کبیر اداره امور را بر عهده گرفت .

پایتخت سامانیان : بخارا

خوش رفتارترین وفرهنگ پرورترین حکام : پادشاهان سامانی

مدرسه ای دربخارا موسوم به " فارجک " در جوار بازار شهر در سال 320ه .ق در زمان امیر سعید نصربن احمدبن اسماعیل در اثر آتش سوزی آسیب دید.

مدارس در بخارا : 1 – فارجک 2- کولارتکین 3- ارسلان خان .

در زمان امارت مامونیان مرکز فعالیت های فرهنگی وادبی خوارزم بود .

مدرسه مامون در خوارزم .

در بین امرای آل بویه به سبب توجه به علما مشهور است ( عضدالدوله ) . در عهد غزنویان به ویژه سلطان محمود درگیری مذهبی شدت یافت .

در عهد سلجوقیان جامعه ایران به گروههای متعدد مذهبی وسیاسی تقسیم شده است . بزرگترین دشمن دستگاه خلافت عباسی وحکومت های وابسته به آن اسماعیلیان بودند. خواجه نظام الملک طوسی پیشرو نهضت خلافت عباسی بود .

مدارسی که نظام الملک تاسیس میکرد به مدرسه نظامیه مشهور است . مدرسه نظامیه بغداد در میان سایر نظامیه های نظام الملک مشهور است . رقیب نظام الملک تاج الملک بود . مدرسه ای که تاج الملک در بغداد تاسیس کرد تاجیه بود . بنیان گذاران مدرسه های مذهبی علما ومدرسان بودند.

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 9:36 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

 

از دیر باز ایرانیان در کنار طرحهای عمده تامین آب ، چون ایجاد قنات ساختن شد و مانند آن به امر ذخیره سازی آبهای فراوان زمستانی زمستانی برای به مصرف رسانیدن ان در فصلهای کم اب و خشک دیگر سال نیز توجه داشته اند و برای تحقیق بخشیدن به این امر آب انبار را بنیان گذارده اند .

« ایزد ناهید فرشته نگهبان آب را معتبر ترین ایزدان ایران به شمار می رفته و برای بزرگداشت او نیایشگاههای فراوان برپا گشته است. »

نقش آب و انبارها در بافت شهرهای حاشیه کویر و منطقه های کم آب چشمگیر است که در بسیاری از ابدیها و شهرها اب انبارها قبل آبادی و شهر را تشکیل می دهند .

در هرند شهر کوچک گرما زده کویری ، معماری هیچ یک از مسجدها با شکوه ، معماری آب انبارها نمی تواند برابر کند .

انواع و قسمت های مختلف آب انبارها

آب انبارها را می توان به دو دسته تقسیم کرد ؛ الف ) آب انبارهای همگانی واقع در محله ها کاروانسراها روستاها و به صورت تک بنا در مسیر راههای کاروانی. ب) آب انبارهای خصوصی درون خانه ها قسمتهای عمده آب انبارها 1- منبع ذخیره آب 2- پوشش منبع3- هواکش 4- راه پله و پاشیر 5- سردر تزئینی

1-منبع یا انبار : به چهار شکل مکعب ف مکعب مستطیل ، هشت گوشه و استوانه ساخته شده تمامی یا بخش عمده آن در زیر زمین کنده می شود منیعهای مکعب و مکعب مستطیل گذشته از اندازه های کوچک می توانند در اندازه های بسیار بزرگ و تا صد هزار متر مکعب نیز ساخته شوند که در آن صورت برای نگهداری پوشش فراز آنها در داخل جزرها و ستون ها را به کار می گیرند که از آن جمله می توان آب انبار جزیره هرمز ، آب انبار سید اسماعیل تهران ، آب انبار کنجعلیخان کرمان ، اب انبار وزیر یا میرزا مقیم کاشان و.... را نام برد

2-پوشش انبار : پوشش انبار منبع به صورتهای گنبدی ، مخروطی ، اهنگ و مسطح دیده می شود پوشش عمده آب انبارهای تک به صورت نیم گنبد کروی یا مخروطی بنا شده است گنبددهای مخروطی به دو نوع صاف و صاف زینه ای یا پله ای تقسیم می گردند . در منطقه های گرمسیری برای جذب کمتر نور خورشید جدار خارجی گنبد را سفید می کردند برای ساختن گنبدهای کوچک در روستاها از سنگهای ورقه و تخت استفاده می کردند و برای پوشش گنبدهای متوسط و بزرگ اجر به کار می برند .

3- هواکش و بادگیر : در بنای آب انبارها یک تا شش بادگیر در زیر دیده می شود در آب انبارهای که بادگیر بلند وجود ندارد برفراز طاق نیم کره یا مخروطی شکل انبار ، سوراخی می گذارند هواکش چون بادگیر کوتاه می سازند تا جریان هوا برقرار سازد تا جریان هوا برقرار سازد در اب انبار های شرق خراسان و ناحیه تایباد برفراز گنبدها چهار درگاهی برای هواکش ایجادکرده اند .

آب انبار شش بادگیر یزد

4- راه پله و پاشیر: ارتفاع پله ها به طور معمول بین بیست و پنچ تا سی پله است در یزد آب انبارهای شاخته شده به دست زردتشتیان دو پلکان دارد یکی برای زردتشتیان و دیگری برای مسلمانان ، آب انبار معروف " ریگ " نیز که از اثار دوران کهن یزد است که در مسیر برداشت دارد یکی از سوی میران خان و دیگری جنب بازار پنجه علی سابق . همچنین آب انبار باغ دولت آباد دو محل برداشت آب از داخل و خارج دارد در کاشان نمونه هایی در دست است که برای خنک کردن خانه مجاور از محل پاشیر آن کانال تهویه کشیده اند آب انبار محمدیان )

آب انبار با دو مسیر دسترسی

5- سردر: سردر آب انبار ها چشمگیرترین و احداثی ترین و نماسازی شده آن به شمار می رود . کتبیه پیشانی و کمر بندی سردرها به طور معمولی از کشای معرق تا هفت رنگ اشت و کتبیه های کمربندی گاه نیز بر روی قطعه های سنگ مرمر نقش می بندد از جمله در برابر آب انبار « گذرنو» در کاشان هشتی مانندی وجود دارد که آب انبار را با راسته پیوند می دهد از این محل در روزهای سوگواری در جای حسینه استفاده می کنند .

جنبه های فنی بنای آب انبار

مصالح اصلی در کار ساختن انبارهای آب عبارت است از سنگ شفته ، آهک و ساروج

برای آب بندی آب انبار ها به جای شفته ، کف انبارهای ژرف و پر حجم را سرب ریخته اند از آن جمله اند آب انبارها " خواجه و ریگ" در یزد و آب انبار گنجعلیخان در کرمان .

در بعضی جاها برای صرفه جویی در هزینه نوعی از آب انبار که به نام ریخته ای معروف است می ساختند گونه های دیگر

اب انبار هایی که پلکان محل برداشت آب داخل منبع واقع شده و شیرآب ندارد مانند حسینیه های زواره و برکه های جنوب

انبارهایی که در روی سقف همکف زمین آنها دهانه ای برای برداشتن آب با طناب یا قرقره وجود دارد مانند آنچه در طبس و محمدیه نائین دیده می شود .

آب انبارهایی با طرح بعلاوه در جنوب که در محل به آن " چهار برکه" می گویند

و آب انبارهای کم عرض مستطیل با سقف آهنگ در جنوب و از جمله در جزیره قشم .

آب انبارهای کهن و معروف ایران

کهنترین منبع آب شناخته شده را می توان منبع آب شهر ایلامی " دوراو نقاشی " در چغاز نبیل " خوزستان دانست .

کهنترین آب انبار تاریخی یزد که در کوچه پشت مسجد جامع قرار دارد " جنگ" خوانده می شود .

دو آب انبار قدیمی تاریخی دیگر شهر عبارتند از : آب انبار محله در باغ گندم و دیگری آب انبار محله مصلی عقیق با تاریخ

کاشان

آب انبارهای کاشان را می توان به سه دسته تقسیم کرد . نخست آب انبارهای پیش از دوران صفویه مانند خواجه تاج الدین ، حبیب بن موسی ، آب انبار مقابل مسجد جمعه ، آب انبارهای محتشم دسته دوم آب انبارهای ساخته شده در عهده صفویه هستند که به طور معمول با بنای مسجد ساخته شده اند مانند آب انبار مسجد ""میر سید علی " و آب انبار بزرگ کی کوشک صفی ، آب انبار جنب مسجد وزیر و آب انبار بزرگ کوی سرپله

آب انبارهای گروه سوم : 1- آب انبار عبدالرازق خان کاشی 2- آب انبار گذرنو

معروف ترین و با شکوهترین آب انبار کاشان یعنی آب انبار حاجی سید حسین صباغ را می توان نام برد . قزوین

قدیمی ترین آب انبار کتبه دار قزوین مربوط است به دوران صفویه در زمان سشاه سلیمان که در کنار میدان مقابل مسجد جامع قرار دارد

عمده آب انبار های شهر قزوین در قرن سیزدهم هجری و در دروان قاجار بنا شده اند از نظر گنجایش منبع و زیبایی نمای سردر جالبترین آب انبارهای قزوین هستند که معروفترین آنها عبارتند از انبار حاجی کاظم ، حکیم ها و دو آب انبار معروف به سردار . آب انبار حاجی کاظم را از نظر نماسازی میتوان زیباترین آب انبار قزوین به شمار آورد .

سمنان

قدیمیترین آب انبار تاریخی در این شهر آب انبار " قلی " نام دارد . از جمله جالبترین اب انبارهای منطقه آب انبار " سرخه " است پوشش انبار این بنا به صورت گنبد مخروطی بزرگ زینه ای یا پله پله ساخته شده است .

جزیره هرمز

مجموعه عظیم قلعه هرمز دو آب انبار بزرگ ستون دار آن از نمونه هایی جالب بناهای آبی ایران به شمار می رود جالبترین اثر معماری شبیه آن عبارت است از آب انبار صفویه در مجموعه گنجعلیخان در کرمان

این هم نمونه ای از استفاده بهینه از این میراث گرانقدر فرهنگی در قزوین

آب انبار سردار - قزوین

 

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 9:34 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

ایران در احداث کاروانسراها و سیستم ارتباطات مبتکر و پیشقدم بوده.

با توجه به عملکرد گوناگون کاروانسراها و معماری نام های متفاوتی گرفته,مانند: کاربات – رباط - ساباط -فاح .

هخامنشیان پایه گذار کاروانسرا بودند. .در عهد اشکانی کاروانسراهایی در راه ابریشم ساخته شد .

معماری و توسعه کاروانسراهای پیش از اسلام در عهد ساسانی از ادوار مهم (به دلیل اقتصادی و امنیتی)به صورت چهارایوانی و با مصالح : لاشه، سنگ،آهک و گچ.

در اوایل دوره اسلامی ایران سلسله های مانند ال بویه ،سامانیان وال زیار کاروان سرا و آب انبار اهمیت فوق العاده ای داشت،مانند: رباط چاه یا ماهی کنار(مشهد – سرخس) که به صورت چهار ایوانی است.

سده پنجم ،عصر شکوفایی هنر اسلامی به ویژه معماری است(دو ایوانی و چهار ایوانی ،کاروانسرای رباط یا شرف در خراسان).

قرن هفتم به علت حمله مغول عصر رکود بود. ایلخانان مجددأ آغاز به کار معماری هنری با نقشه چهار ایوانی کردند.

عصر طلایی ایجاد کاروانسرا دوره صفویه است. و کاروانسراهای درون شهری توسعه یافت با نقشه ایوانی، مدور، هشت ضلعی، چند ضلعی ، دو ایوانی و نوع کوهستانی.

با گذشت زمان کاروانسرا ها جنبه مذهبی،نظامی وسیاسی را از دست داد و جنبه اقتصادی گرفت.

رباط شرف

معماری کاروانسرا:کاروانسراهایی که در دشت ها ساخته شده اند یک طبقه هستند.کاروانسراهای داخل شهر تجاری و دوطبقه هستند.

کاروانسراهای حاشیه کویر ونواحی مرکزی بادگیر دارند(مثل رباط زین الدین و جوکار طبس). مصالح ساختمانی اصلی بناهای کاروانسراهای ایران آجر وسنگ است.سقف اغلب کاروانسراهای ایران نوک تیز وشیب دار است وپشت بام مسطح وباشیب کم ساخته شده است . درها وپنجره ها وتورفتگی ها در دوره صفوی هلالی بوده است.

انواع کاروانسراها :

1- کاروانسراهای کاملا پوشیده منطقه کوهستانی :توقفگاههای کوچک کنار راهها تاساختمان های سلطنتی شاه عباس اول است با اجاق ها وبخاری های دیواری زیاد در داخل بنا هستند (بصورت بسته وپوشیده است در عهد صفوی بنیاد گردیده است مانند شبلی در آذر بایجان وامامزاده هاشم در آبعلی – گدوک در جاده فیروزکوه

2- کاروانسراهای کرانه پشت خلیج فارس :فاقد حیات مرکزی ، بنای چهار گوش ، اتاق مرکزی صلیبی شکل و مانند: کاروانسرای بندرعباس لاروقلعه پهلو.پس از دوره صفویه برج های دفاعی در چهار گوشه آن ساخته شد.

3- کاروانسراهای حیاط دار مرکزی : مهمترین ،بهترین وزیباترین کاروانسراها دراین دوره قراردارد که از نظر معماری شش دسته اند وعبارتند از:

1-مدور:مانند رباط زین الدین (یزد-کرمان)، زیزه(کاشان –نطنز)در عهد صفویه وقاجاریه بودند

2- چند ضلعی حیاط دار: امین آباد ، خان خوره ، چهار آباده ، ده بید (اصفهان- شیراز)به صورت هشت ضلعی ،نشان دهنده معماری اصفهان بوده ودر دوره صفویه بوده است.جنبه نظامی دارد.هشت ضلعی از داخل وخارج قرینه ولی مدور از خارج دایره وداخل چند ضلعی است نمونه: رباط انجیر( یزد –طبس)

3-دوایوانی :مربع یا مسطتیل بوده نمونه :چاه خوشاب و دوکوهک

4- تالار ستوندار : برای اسطبل استفاده شده نمونه :عسکر آباد( تهران – قم) خاتون آباد ( گرمسار- تهران )

5- چهار ایوانی: حیاط باز مرکزی نمونه کاخ اشکانی و آشور

6- با طرح متفرقه :1- مانند کاروانسرای سبزوار(مولر:مانند کاروانسراهای بین النهرین است) 2- کاروانسراهای شاه عباس (جلفای آذربایجان ) .

توقفگاههایی برای بیتوته مسافر و استراحت چهار پایان ساخته شده است مانند :آهنگر بین نائین و انارک وشهمیرزاد- ساری .

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 9:33 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

 

فلز کاری عصر قبل از سلاجقه

از زمانی که بشر فلز را کشف نمود و با خواص آن آشنا گردید، به اهمیت آن را در ساخت و تولید ظروف، سکه و آثار حجمی و اشیای ضروری دیگر پی برد. تا قبل از آن، بشر از سفال استفاده می کرد، ولی با توجه به عدم استحکام و مقاومت دایمی سفال، فلز جایگزین آن شد، زیرا تنها ماده ای بود که می توانست چنین کمبودی را جبران کرده و جانشین سفال گردد.

در دو قرن اولیه اسلام، برنز (مفرغ) تا مدتی جانشین طلا و نقره گردید. فلز کاری در قرون هشتم / دوم و نهم/ سوم نوعی ساده و بی پیرایه یود که البته این سبک و اسلوب کاملاً متاثر از فرامین اسلامی بود و در قرن دهم/چهاردهم، ظروف مفرغی را به سبک و سنتی می ساختند که از قدیم در ایران رایج بود، اساس ساخت آنها، سادگی و استحکام بود، ولی در بعضی از ظروف و اشیای فلزی، بر حسب سنت رایج پیشین، تمام یا قسمتی از احجام را به شکل سر یا بدن جانوران در می آورند.

در آغاز سده ی هشتم میلادی/ سوم، اکثر ایرانیان به دین اسلام گروید با عناصر بیزانسی در بغداد به هم آمیخت.

در زمان آل بویه از این ادوار درخشان صنعت فلز کاری محسوب می گردد. در بررسی هنرهای عباسیان گفته شد که هنرمندان این دوره عباسی در هنر اسلامی به کارگیری فلزات قیمتی چون طلا و نقره را حرام می دانستند، لذا بهترین فلزکاری با برنز، در سرزمین های خراسان و ترکستان غربی انجام شد. اما هنرمندان آل بویه نه تنها اعتقادات عباسیان را نادیده گرفتند، بلکه با فلزکاران دوران ساسانی در ایران نیز کوس رقابت زدند.

از خصوصیات و ویژگی های آثار فلزی حکومت آل بویه، عدم دقت و ظرافت در طرح نقوش و همچنین برجستگی کم نقوش نسبت به کارهای مشابه به دوران ساسانی می باشد. به طور کلی، در این دوران حکاکی و قلمزنی بیش از برجسته کاری مورد توجه قرار گرفته است. فلزکاران قرم هفتم، مبتکران ابریق هایی با بدنه مدور با گردنی بلند و استوانه ای می باشند که لوله ی آنها به شکل پرنده ساخته شده است.

استفاده از ورق برنجی نقره کوب در حدود قرن یازدهم/پنجم، در شما شرقی ایران، رواج داشت.

از جمله آثار به جای مانده از دوران غزنویان، بشقابی است کتیبه دار که دایره میانی آن به سه قسمت تقسیم شده است در یک قسمت آن نقش دو مرغ مقابل دو بز دیده می شود و در میانه کتیبه کوفی ظرف نقش شده است. در حقیقت این اثر، نشات گرفته از هنر سنتی ایران است که به قرن یازدهم/ پنجم تعلق دارد. و پیشرو سبک سلجوقی محسوب می گردد که تا حدودی خصوصیات هنر ساسانی را دارد.

به طور کلی، در این دوران دو سبک متفاوت سبک کاربردی و عمومی که این دو شیوه تا زمان حال نیز تداوم یافته، به خوبی قابل تشخیص هستند که معمولاً اشیای دسته ی اول به صورت ساده و بی پیرایه و صرفاً کاربردی طبقاتی عموم ساخته می شوند و دسته ی دوم، پس از فرم گیری اولیه قلمزنی شده و نقوش تزیینی بیشتری را برای ارضای تمایلات زیباخواهی افراد متمکن بر خود پذیرا می گردند.

در دوره ی سلجوقی فلزکاری با حفظ ابهت، جلال و ظرافت خاص دوره ی ساسانی، جنبه های هنر اسلامی را نیز در بر گرفت و تشویق و حمایت، سلاجقه در تعالی این هنر موثر واقع شد. صنعتگران فلزکار در ساخت اشیای فلزی از روش های صنعتی مختلفی استفاده می کردند، تعدادی را با فن قلمزنی و برخی دیگر را به صورت برجسته تزیین می نمود و بعضی دیگر رابطه ی نزدیکی را با روش (نیلو) داشتند، بدین معنی که اشکال مختلف را بر روی لوحه های را بر روی لوحه های نقره و یا نقره ای آمیخته به طلا کنده کاری می کردند و سپس درون آنها را با آمیخته ای از مس، سرب، گوگرد و نشادر پر می کردند و پس از حرارت دهی بسیار و سرد شدن آن، این ماده را صیقل داده و آن را با ماده ای سیاه رنگ و یا رنگ آمیزی مختلف رنگ کرده و در آثار برجسته ی تزییناتی، زر و مینا نیز به کار نیز می بردند.

اغلب اشیاء مفرعی این دوره با نقره تزیین شده و نقوش روی آن عبارت است از تصاویر انسان در حالات مختلف (ایستاده، نشسته و یا به زانو) همچنین طرح هایی از برگ و گل در اطراف نقوش انسانی نقره کوب شده است و همین روش، در کتیبه های حاوی خط کوفی به کار رفته است. یکی از ویژگی های فلز کاری دوران سلجوقی، همین کتیبه های ظریف کوفی است.

آلیاژهای مفرغ و برنج مورد استفاده قرار می گرفته است. در مورد فلزات گرانبها مانند طلا و نقذه، رعایت صرفه جویی به عمل آمده است (زیرا دین مبین اسلام از ظروف طلا و نقره را منع کردهبود). این محدودیت ها هنرمندان را بر این واداشت تا در چارچوب این موانع بهترین اثر را تولید کنند.

تحول فلز کاری ایران پس از اسلام را می توان به سه مورد زیر خلاصه نمود:

1-تغییر جنس اشیاء (به علت تحریم مذهبی کاربرد طلا و نقره)

2-تغییر موضوع تصویری و نقوش (به علت تغییر جهان بینی)

3-جایگزینی خط عربی و آیات قرآنی به جای خطوط فارسی باستان.

لازم به ذکر است که احجام فلزی دوران اولیه ی اسلامی به مجسمه شباهت دارد و زیبایی اشیاء فلزی به ترتیب، مناسب اشکال و ارتباط اجزاء آنها با یکدیگر است.

یکی زیبایی حجم (فرم) در مقابل تزیینات روی کار که در این زمینه هنر ایرانی عهد اسلامی، دارای شهرت ویژه ای است. ایم تزیینات عمدتاً به خط نگاره، اسلیمی، اشکال هنرسی و تصویر تمرکز یافته است. اما در فلزکاری، تاکید بر خلوص فرم است.

دومین مطلب در این زمینه، رابطه ی زیبایی و مصرف است.

بعضی از احجام، علاوه بر پیروی از بعد طبیعت، در قسمت هایی از بدن حیوان مثل شاخ، کوهان، دندان و یال اغراق می نمود. نه تنها انحراف از طبیعت از زیبایی مجسمه نمی کاهد، بلکه بدین طریق، به خوبی طرز تخیل و منظور سازنده را نمایان می سازد.

در قرن چهارم و پنجم هجری قمری گرایش هنرمند به سبک واقع بین (ریالیست) است در مجسمه های مانند شیر، سگ، گاو و بز کوهی و حتی انسان می توان مشاهده نمود و روش کار از قرن ششم به بعد، کم کم بسوی تقلید از طبیعت (ناتورالیست) پیش می رود.

تنگ زیبای برنجی مرصع کاری نقره و مس و ماده ی سیاه رنگ که به قرن دوازدهم / ششم هرات موزه ی، بریتانیای لندن نگه داری می شود بدنه ی اصلی این تنگ، متشکل از دوازده منحنی متصل به هم که بی تردید ارتباطی قوی با ماه های سال دارد. و نقوش اسلیمی و حیوانی، خط، نموداری از علامات و نقشیه های نمادی و کتیبه های کوفی تزیینی که در انتهای الف ها و لام ها امتداد یافته و به چهره ی انسانی تبدیل شده اند که در نوع خود بی نظیرند و بر تاثیر و قوت حجم افزوده است. این اثر برای ارسال و معرفی چگونگی زندگی، فرهنگ و تمدن جوامع اسلامی ایران در پرده ی تاریخ منعکس گردیده است.

ردیف بندی های منظم و تکرار نمادین پرندگان در قسمت بالای تنه ی تنگ به صورت موزون، به آفرینش تحول و تکامل آن سوق می یابد. نقش کنده کاری برجسته ی قسمت بالای تنگ و صفحه ی افقی فوقانی با شعاع خورشیدی که رو به خارج گسترده شده و همچنین بر گردن تنگ، شیر برجسته ای که مشهود است مفهوم منطقه البروحی دارد. که بر اساس علم نجوم در بروج دوازده گانه ای منطقه البروج، هر کدام از هفت کوکب به طول سال، منزگاه مختلفی دارند. از نظر منجمین هرگاه کوکب خوشید در برج اسد (شیر) قرار گیرد، زمان آسایش و امن است. بهمین دلیل، همواره نقش شیر و خورشید بعنوان نمادی خوش یمن مورد توجه منجمین و هنرمندان بوده است.

نمونه ی بعدی عود سوز مفرغی با نوشته ی کوفی است که در آن هنرهای ریخته گری، مشبک، قلم زنی و کنده کاری بهکار رفته است. این عود سوز متعلق به قرن/ پنجم که در مجموعه خصوصی محبوبیان نگه داری می شود (تصویر 10) حجم شیر حالت آنالیز و خلاصه شده دارد بطوری که در سراسر بدن یا سر حیوان خطوط مرتبط با یکدیگر را می توان مشاهده کرد و سعی هنرمند بر آن بوده که خطوط اضافه به کار نبرد، اما در همین دوره نیز می توان شاهد نمونه های دیگری بود که گفته ی پیشین را نقص می کند. در شیر این مفرغی نوعی طراحی ریالیستی و واقعی به کار رفته است که جنبه ی جدای از کاربردی این اثر، احتمالاً مفاهیم خاصی را هم در نظر داشته است که ریشه در تاریخ قبل از اسلام دارد که احتمالاً نماد منطقه البروج را در خود دارد آن عواملی است که ادمی را به سمت اندیشه ی هنرمند سوق می دهد.

همچنین حالت نشسته ی حیوان، نشان از اطاعت و فرمانبرداری این حیوان قوی و اسطورهای دارد. بدن شیر، عضلات دست و پاها، سر و فک حیوان حالت طبیعی را حفظ کرده است. و در این اثر شیر با دهانی بسته و زبانی بیرون آمده و همچنین بدون یال ساخته شده است. اما نکته ی قابل توجه، نقوش و منافذ جریان هوا و دود است که در نواحی گردن، سینه، شکم ئم قرار دارد. جالب است که هیچ خط اضافه ای در بدن حیوان حیوان دیده نمی شود و تمامی خطوط از نوک بینی تا انتهای دم که پیچش بیشتری دارد، با دقت فراوان و محاسبه ای دقیق کار شده است . چنین می توان نتیجه گرفت که در این دوره، هنرمند خالق، اثر توان طراحی دقیق را دارد اما براساس برخی مسایل اعتقادی و برای به رخ کشیدن قدرت هنری خویش، اقدام به طراحی های موجزتری می نماید؛ چراکه خلق طرحی جدید و غیر واقعی به مراتب مشکل تر و نیاز به تفکری عمیق بسیار دارد.

نمونه ی دیگر، بخوردان (کندورسوز) مفرغ مشبک نقره کوب به امضای علی ابن محمد التاجی است که متعلق به سده های. دهم/ چهاردهم و یازدهم / پنجممربوط بهایران می باشد و در موزه دولتی لنینگراد نگه داری می شود تزیینات این بخوردان به صورت نقوش اسلیمی بسیار ظریف و با اشکالی از گربه سانان برون یال است که تزیینات، برجستگی های روی بدن و پاهایش را نشان می دهد. این حیوان نسبت به نمونه ی قبلی از ظرافت و دقت بیشتری برخوردار است که شاید به دست هنرمندان درباری ساخته شده باشد که مجسمه ساز علاوه بر بهره جستن از عنصر از سادگی در خلق اعضای بدن حیوان دقت و هماهنگی فراوانی مبذول، داشته است. برای مثال گوش های شیر که شاید شباهتی به اصل نداشته باشد، اما با قوس های ایجاد شده در پنجه ها و پاهای شیر دقیقاً مرتبط است، همان چیزی که در هنر بعنوان خلاقیت ویژه بیان می شود.

هنرمند خالق، در این اثر آنچنان هنرنمایی می کند که تحسین هر اهل ذوقی را بر می انگیزد. در این اثر، شیر ایستاده است و قامتی استوار، با تمام هوشیاری و با دیدی باز، مقابل خود را نظاره می کند که نمادیی از پویا و ایستادگی و قدرت قوی به حساب می آید.

اثر هنری دیگر، صراحی برنزی تنگ شراب به شکل مجسمه ی شیر و گاو، است که با صنعت ریخته گری خلق شده و متعلق به سده های دوازدهم / ششم یا سیزدهم /هفتم است که در موزه ی ارمیتاژ سن پطرزبورگ نگه داری می شود.

در دوره ی اسلامی و حتی ادار قبل از اسلام نقش با نقوش دیگر ترکیب می شده که رایج ترین این ترکیب، نقش شیر و گاو می باشد. نقش گرفت و گیر (صیاد و شکار) در طول دوران مختلف، مفاهیم مختلفی دارد. قدیمی ترین مفهوم نقش شیر و گاو، مفهوم نجومی ان است که قدمت آن به هزاره ی چهارم قبل از میلاد باز می گردد. بسیار از مورخان حمله ی شیر و گاو را غلبه گرما بر سرما دانسته اند و برخی دیگر، آن را پیروزی نیروی خیر بر نیروهای اهریمنی نقل کرده اند؛ اما اهمیت خلق این اثر بی نظیر و منحصر به فرد که با مهارت فوق العاده ای ساخته شده است، در دوره ی اسلامی از این جهت است که نشان می دهد چگونه مسلمانان آن دوره، عناصر نمادین منطقه البروج را شناخته و آن ها را با دقت در هنر خود به کار می بردند. لذا زیربنای این مجسمه، حضور نمادین (نشانه های مادی و معنوی مجسم) نقوش حجازی باستان است که به شیوایی کم نظیری خلق شده است. در این اثر و همچنین از گل نیلوفر و نقوش اسلیمی بر روی پیکره ی شیر و گاو به طور ملموسی استفاده شده است که نشانگر شخصیت استوار و مستقل هنرمندان اسلامی در پاسداری و حفظ هنر اصیل و حقیقی ایران به عنوان پشتوانه ی هنر این مرز و بوم می باشد که در اوج غنا و با بهره گیری از کاربرد فنون پیشرفته ریخته گری بر روی سطوح صیقلی مفرغ به ظهور رسیده است.

آنچه در این مجسمه از نظر نماد اهمیت دارد، دریافت نمادین پیکره ی شیر و گاو به عنان تجسمی از کیفیت وجودی آنهاست، لذا هنرمند با آناتومی بسیار شیر و گاو را طراحی کرده است. علی رغم اینکه شیر حالت هجومی دارد و کوهان گاو را با دندان و پنجه هایش می فشارد، اما هیچ گونه مقاومتی از سوی گاو مشاهده نمی شود و بدون اضطراب، به گوساله شیر می دهد. نقطه ی عطف این اثر از فرهنگ هنری ایران اسلامی نشات می گیرد. به نظر می رسد در دوران اسلامی موازنه ی قدرت کاملاً با دوران پیش از اسلام فرق کرده چرا که معرفت اسلامی جای قدرت را گرفته و حتی در مواردی باورهای مردم را تغییر داده است و هنرمند، عناصر نمادین را تحت تعالیم و بینش اسلامی به گونه ای به کار گرفته است تا جاودانه باقی بماند.

یکی از مهم ترین عوامل شکل دهی به ارزش های هنر ایران، چه قبل و چه بعد از اسلام، ارتباط بسیار نزدیک بین هنر و آداب معنوی برگرفته از مذهب می باشد.

هدف اصلی هنرمند ایرانی از به کارگیری هنصر تزیینی پرکردن فضاهای خالی احجام به بهترین شکل و زیباترین صورت بود. .

در این؛ آثار حجمی فلزی دوران اولیه ی اسلامی ایران طی زمامداری حکومت های مختلف بررسی قرار می گیرد. که با توه به فرهنگ ساسانی و اسلامی ،بتدریج در هم آمیخته و شکل گرفته، و در دوره ی سلجوقیان و نمودی مشخص یافته است.

هجوم مغولان به ایران موجب وارد شدن ضره ای سهمگین بر پیکر فرهنگ و هنر ایران شد؛و اثراتی ناگوار بروضع هنر و هنرمندان باقی گذارد .

تحقیق در چگونگی سیر فلزکاری س از هجوم مغولان در قرن هفتم هجری به علت فقدان مدارک لازم پیچیده است ؛ زیرا حملات مهاجمان بر شهر ها آن چنان سریع و وحشیانه بود که اهالی حتی عاجز از نجات جان خود در مقابل حوادث و پیش آمد بودند .

هنر فلزکاری خراسان ،که درزمان سلجوقیان به اوج رونق خود رسیده بود ،از بین رفت . هنرمندان در تمام رشته ها برای نجات خویش از دست این دژخیمان به سوی غرب می شتافتند؛ و در نتیجه در غرب هنر تازه ای از تلفیق سبک خراسانی با سبک هنرمندانی که در بغداد و موصل میزیستند پدیدار شد و مکتب تازه ای به وجود آمد . نمونه ای از آثار این دوره 3 قطعه گوی برنجی مرصع به نقره و طلا و متعلق به مجموعه هراری در قاره است که نام سلطان الجایتواخن بروی آن نقش شده است .برنجی بزرگ که درنهایت نفاست نقره کوبی شده و مزین به مجالس بزم و رزم درباری است و در موزه متروپولیتن نگاهداری می شود . هنرمندان این دوره توانسته اند خود را سا ساخت و تزیین سایر اشیاءکه دربیشتر موزه ها به خصوص موزه ارمیتاژحفظ می شوند ،مانند ظروف ،پایه شمعدانها ،عودسوز،مشعل،سینی،قاب و قدح معرفی کنند .

هشتم هجری منسوب به دوران ایلخانی سبک و اسلوب هنر مغولی ایران به خوبی نمایان است . چند شی هنری تاریخ دار ،که برخی که نام سازنده را نیز برخود دارند ،در موزه و مجموعه های شخصی موجود است . شمعدانی در مجموعه هراری قاهره از این زمان دیده می شود که با نقوش ظریف و نفیس گل و برگ تزیین شه است و از کتیبه روی آن معلوم می شود که کار محمد بن رفیع الدین شیرازی و در سال 761 ق در شیراز ساخته شده است .

امیر تیمور گورکانی پس از فتح اصفهان عده زیادی از هنرمندان فلزکار اصفهانی را با خود به پایتخت تازه خویش ،سمر قند ،برد . این هنرمندان آثار زیادی از خود در این شهر به یادگار گذاردند ؛از جمله شمعدان مفرغی مرصع از طلا و نقره ایست که طبق کتیبه ای که بر روی آن نقش بسته ،کار هنرمند مشهور اصفهان عزالدین بن تاج الدین اصفهانی است و در رمضان 792ق به نام امیرتیمور ساخته شده است .

ترکیب ساخت ،تزئینات قلمزنی ،ترصیع و وضوح حروف ،که به خط کوفی نسخ وثلث بر بدنه آن کزین شده ،از شاهکارهای هنر اواخر قرن 8 هجری به شمار می رود ،در مورد ارمیتاژحفظ می شود و ارتفاع آن 93 سانتی متر است.

از دوره سلجوقیان ؛که امنیت و آسایش برمحیط و زندگی مردم ایران سایه افکنده بود ،هنر با زندگی مردعصر پیوند داشت و هنرمندان در آفرینش آثار هنری با یکدیگر در ارتباط بودند .

از دوره سلجوقی تا اوخر عصر صفوی نقاشان ،خطاطان ،فلزکاران و شاعران در خلق آثار هنری فلزی با یکدیگر مشارکت داشتند . نقاشی ،کتابت ،شعر و ترصیح بر روی آثار هنری در هر نسل ،با سبک جدا از بکدیگر ،با پیش آمد های زمان در ارتباط بوده و از اوان طلوع دولت سلجوقیان تا غروب دوره صفوی در عین حال مکمل یکدیگر نیز بوده اند .

هنر ایرانی برمبنای تزیینات استوار شده و کتیبه نویسی بر روی اشیای فلزی را باید یک از ارکان اصلی آن به شمار آورد متن کتیبه ها در این زمان شامل دعا ،آیات قرآنی ،اندرز ،حدیث به کتابت عربی و اشعار با نوشتار فارسی است.

در سبک خراسانی ،که می خواستند متن دعا را به صورتی کهن و با حرمت بیشتر به بیننده القا کنند ،از خط کوفی بر روی کتیبه ها استفاده می کردند . متن دعا بر روی این اشیاءبه مالک بینام ظرف یا شی فلزی به صورتی ساده چنین بود .

در عصر ایلخانی و تیموری هنر به علت تشویق سران این دو خاندان ترقی و گسترش چشمگیر یافت ؛و از جمله شاهکارهای جهانی قرار گرفت . فلزکاران ایرانی در این زمان توانستند با چیره دستی و ممارستی ظروف بزرگ فلزی را از مفرغ ریخته ،تا همگان در مساجد ،بقاع و اماکن متبرکه از آن برای آشامیدن آب استفاده کنند ؛از جمله ظروف بسیار بزرگ و یا سنگاب مانند مفرغی گور امیر تیمور است که در شهر سمرقند ،هنرمندان ایرانی آن را در محل ریخته ،و فعلا در موزه ارمیتاژنگاهداری می شود . این ظرف یکپارچه با بیشاز دو تن وزن ،دو ردیف کتیبه :یکی به خط ثلث و دیگری به خط کوفی بسیار ظریف بر جدار خارجی خود دارد ؛و 8 دسته برنجی آویخته زیبا و مشبک آن را در بر گرفته و اطراف کتیبه ها با نقش و نگار اسلیمی بدیعی مزین شده که یکی از شاهکار های هنری مفروغی ایران به شمار می رود .

در مسجد جامع هرات است ،که در قرن هشتم هجری که این شهر مرکز خراسان بوده ،به دست هنر آفرینان اصفهانی در این شهر ار مفرغ ریخته شده است .حسن بن علی اصفهانی ،ملقب به جمال حسن ،است که در 776 قآن را ساخته است . ریخته گر این شاهکار هنری ،هرچند از هنر سازان اصفهانی است ،اثر هنری خود را به اسلوب و سبک کارهای خراسان خلق کرده است .

پس از یورش مغولان به ایران و مصائب سهمناکی که در کشور روی داد ،تا ظهور نهضت هنری در عصر تیموریان در حقیقت خلا هنری در جامعه ایرانی پدیدار گشت .آغاز شکوفایی هنر فلزکاری پس از حمله مغول از اوئل قرن 13 م از غرب ایران پدیدار گشت و به تدریج تا اواسط قرن 14 م به خطه فارس و غرب خراسان نفوذ یافت .

مورد بیشتر بر پایه اشیای مسی و مفرغی و برنجی این دوران مانند پایه های چراغ ،مشعل ،هاون ،مشربه و سایر آثار هنری است که از فلزکاران ایرانی رواج داشت .پس از به قدرت رسیدن تیموریان و تشویق فلزکاران ،هنر خاص فلزکاری تیموری پدیدار گردید . دراین دوران فلزکاران در بدو امر اشیای فلزی را به صورت ساده با پیرایه هایی چون برآمدگی و انحنا و محدب و مقعر ساختن بدنه اشیا که غالبا به ابتکار خطاطان با خطوط گوناگون عربی همراه بود ،مزین میساختند . در عصر شاهرخ و بایسنقر و سایر شاهزادگان و امیرات تیموری هنر فلزکاری رونق و فلزکاران این زمان توانستند ،به ویژه در هرات مرکز خراسان ،اشیای مختلف را از مس ،برنج ،مفرغ ،آهن و فولاد در ساخت ظروف و اسلحه سرد ،نقره کاری و طلاکوبی کنند .اشایای ساده با پیرایه پایه چراغ مسی را نام برد که در موزه آستان قدس رضوی در مشهد نگاهداری می شود . این چراغدان ،که طبق کتیبه منقور بر روی آن در سال 863ق در خراسان ساخته شده ،قدیم تریم اثر هنری باقی مانده از عصر تیموری در نوع خود است .

«این چراغداران تابان و پرفروغ با عنایت دیرینه و توفیقات یزدانی در سنه 863 توسط ضعیف ترین بندگان محتاج به رحمت الهی درویش مسعود خادم پسر حسین وقف برآستان قدس رضوی گردید .. امید مورد قبول قرار گیرد.»

کتیبه فوق در نوع خود اولین کتیبه روی شی فلزی است که نقش درویشان را،که در این دوران در فقر و تهیدستی می زیستند و از امور دنیوی دست شسته به خانقاه پناه می بردند ،نشان می دهد .پرپیرایه و نقره کوبی یا طلاکاری شده اند ،به عنوان نمونه مشربه کوچک وظریف تیموری را باید نام برد که به سال 866 ق در خراسان از برنج ساخته و نقرهکاری شده است . به علت گم شدن دسته آن ،دسته تازه نیم قرن پیش آن از برنج ریخته شده و بر بدنه آن پرچ گردید . این ظرف قدیم ترین مشربه در نوع خود از عصر تیموری به شمار می آید که تاریخ ساخت و نام سازنده برآن نقش شده است . ظرف مزبور به بلندی 13 ،قطر بدنه 12 قطر دهانه 8سانتی متر و دارای گردنی استوانه شکل و آبگیری برآمده است که روی پایه باریک و مدوری قرار گرفته و شکل آن به سنت فلزکاری و سفال سازی قدیم ایران ساخته شده است .کتیبه بالای ظرف ،که تمامی پهنای گلوی ظرف را فراگرفته ،به خط ثلث خوش و ظریفی است که از سمت چپ دسته ظرف آغاز می شود ؛و متن آن برمعیار ظروفمشابه ،که در قرون قبل فلزکاران در فارس با نوشتار عربی تحریر می نمودند ،سایر کتیبه ها ،که در بدنه پایین ظرف نقش بسته ،دوغزل از غزلیات حافظ شیرازی است در قسمت فرورفتگی ته ظرف کتیبه ای به تقلید از فلزکاران قرن 6 هجری دیده می شود که گرداگرد زیر آن دعای خیر صاحب گمام ظرف با خط ثلث برآن نقش شده

آخرین کتیبه براین ظرف ،که همچنان در ته مشربه در 5 خط افقی قرار گرفته ،نام سازنده ،تاریخ ساخت آن را به تقلید از فلزکاران سده پیشین به شرح زیر مشخص نموده :عمل حبیب اله بین علی بهارجانی سنه 866ق پایه برنجی را اصفهانی ها حکاکی طلاکوب وو نقره کاری گردیدند.

منبع:

- هنرهای خاورمیانه در دوران اسلامی ،تالیف: علام، نعمت اسماعیل.،ترجمه: دکتر عباسعلی تفضلی،(انتشارات آستان قدس رضوی)،چاپ: به نشر

- هفت هزار سال هنر فلز کاری

- فصل نامه هنر

- فلز سلجوقی

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 9:31 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

 

(قرن 14 و 15 میلادی ، 8/ 9 هجری –قمری )

ویرانی حاصل از تهاجم اقوام مغول به سرزمین ایران در اواسط قرن 13م/7ق تنها مدت کوتاهی بر روند تولید کاشی تأثیر گذاشت .پس از آزادی شهرهای ایران ، حکام ایلخانی اقدام به ایجاد بناهای یاد بود کرده و به مرمت نمونه های پیشین پرداختند .نتیجه چنین اقداماتی احیای صنعت کاشی سازی بود .و از این عصر می توان به عنوان پربار ترین دوره تولید کاشی در ایران یادنمود .تکنیک مینایی از بین رفت و گونه ی دیگری از تزیین سفال که بعد ها عنوان لاجوردینه را به خود گرفت جانشین آن شده و به تکنیک های رنگ آمیزی تکرنگ ، چند رنگ و شفاف اضافه گشت .

در اوایل دوره ایلخانی تکنیک زرین فام بر روی لعاب بدون هیچ رنگ افزوده ای به کار برده می شد ولیکن در ربع پایانی قرن 13م /7 ق به میزان اندکی رنگهای لاجوردی و فیروزه ای مورد استفاده قرار گرفتند .با نزدیک شدن به قرن 14م/ 8 ق آبی لاجوردی از رواج و محبوبیت بیشتری برخوردار شد و سرانجام تکنیک رنگ آمیزی زیر لعاب با استفاده از رنگ های قرمز ، سیاه و سایر رنگها جایگزین نقاشی زرین فام شد که کاشی های تولید شده با چنین تکنیکی معمولا با نام کاشی های سلطان آباد شناخته می شوند .تکنیک لاجوردینه نیز به سرنوشت تکنیک مینایی دچار شد وتنها زمان کوتاهی رواج داشت .این تکنیک در ربع سوم قرن 13م /7ق به ظهور رسید و لیکن تا اواسط قرن 14م /8ق به تکنیکی منسوخ و مهجور تبدیل گشت .

با رو به زوال نهادن حاکمیت ایلخانیان در اواسط قرن 14م/8ق عصر طلایی تولید کاشی در ایران نیز پایان یافت .کاشی های معرق ، موزاییکی ، تک رنگ و نه چندان نفیس در رنگ های متفاوت جانشین قاب های عظیم زرین فام و کتیبه ها شدند .این نوع از کاشی ها برای ایجاد طرحی پیچیده در کنار یکدیگر چیده می شده و از آنها به ویژه برای تزیین محراب ها بسیار استفاده می گشت در دوره ایلخانیان این تکنیک برای نخستین بار مورد استفاده قرار گرفت .اما کابرد وسیع آن در دوره میانی قرن 14م/8ق تا 15م/9ق رواج پیدا کرد . در ابتدا گستره رنگی محدود به رنگهای فیروزه ای ،آبی لاجوردی و سفید بود اما این ترکیب با استفاده از رنگهای زرد ، سیاه ، قهوه ای ،بادمجانی و ...در راستای ترکیبی چند رنگی توسعه یافت .

معماری ماوراءالنهر (شامل خراسان امروزی ،شمال افغانستان و جنوب جمهوری شوروی ترکمنستان )در قرن 15میلادی گواهی بر آرمان های هنری و نبوغ خلاقه جامعه و فرهنگ این منطقه در آن روزگار است . هنر عصر تیموری را رنسانس شرق می دانند هم به لحاظ زمانی و هم پیشرفت هنر و معماری که در این دوره به رنسانس غرب نزدیک است .با این تفاوت که در آسیای میانه بر خلاف اروپا ارتباط با گذشته گسیخته نشد بلکه استمرار یافت و به همین دلیل معماری مذهبی بدون تحولی بنیادین تغییراتی آرام را متحمل شد . تاریخ امپراطوری انباشته از تضادها در عرصه اقتصادی ، سیاسی و ... بوده اما در این میان هنر به گونه ای شگفت انگیز در حال پیشرفت بود .

بزرگنمایی بناها که از طریق سردر های بلند ، ایوان های قوسی عظیم و سالن های گنبدی که در یک انتها باز می شده و گنبدهای فیروزه ای که شبیه به فانوس های دریایی قامت افراشته بود هدف معماری تیموری است .

کاشی کاری در این دوره (اواخر قرن 14م/8ق و قرن15م/9ق )بسیار رواج یافت و کاشی کاری معرق بیشترین کاربرد را در تزیین بناهای این دوره دارا بود .روش تزیینی تیموریان آمیزشی از نقشمایه های اسلامی و چینی را که اغلب نمایانگر سبک بین المللی تیموریان بوده به دست داده و از ویژگی های معماری تیموریان است .در این دوره کاشی سازان از تکنیک های آجر لعاب دار، کاشی معرق و هفت رنگ ، کاشی برجسته رنگ شده زیر لعابی و گاه نیز تکنیک زرین نام و تکنیک بنایی و مینا کاری روی لعاب نیز استفاده می کردند .تحول و توسعه کاشی ها از عناصر خارجی کوچک رنگی در نماهای آجری آغاز وبه پوشش کامل بنا در آثار تاریخی سده های 14،15م /8و 9ق تیموریان آسیای میانه شد .

در این دوره در یک بنا ممکن بود دو یا سه روش و تکنیک بر حسب نواحی مختلف مورد استفاده قرار گیرد . سطوح دیوارهای بزرگ اغلب با آجر های لعابدار تزیین می شد در حالیکه به عنوان نمونه نواحی قاب مانند اطراف مدخل ها با کاشی معرق . هیچ یک از بناهای مهم این دو ره فاقد تزیینات نیستند . معماری این دوره از قرون پیش بهره گر فت اما آنها راالگویی برای تقلید جز به جز تلقی نکرد .با مفاهیم سنتی طبق مفاهیم جدید زیبایی شناختی برخورد می شد بنابراین در معماری تیموری به کپی و نسخه بدل برنمی خوریم .در این دوره برخی از انواع تزیینات کنار گذاشته شدند (مثل آجر لعابدار برجسته کاری شده )و برخی دیگر به طور قطعی رواج یافتند .

کاشی های معرق چند رنگ از ظرافت خاصی برخوردار بودند .این کاشی ها به شکل قطعات مربعی یا هشت ضلعی برش داده می شدند و به رنگ های آبی نیلی، آبی فیروزه ای ،سفید و به ندرت سبز ، زرد یا سیاه بودند که روی آنها مینای قرمز ، سفید ،زرد یا ورق های طلای مات نقش بسته است .

تکنیکی که همگام با کاشی معر ق در اواخر سده 14م /8ق گسترش یافت کاشی های هفت رنگ بود .نقاشی های این کاشی ها با رنگ دانه هایی که از همدیگر جدا می شده صورت می پذیرفت . در این تکنیک ترکیب رنگهای مختلف و متعددی را برروی کاشی ممکن ساخته بود . این تکنیک برای پوشاندن سطوح بزرگ به کار می رفت . بناهایی که در دوره تیموری به این شیوه کار شده اند کاخ آق سرای ، گورستان شاه زنده و مدرسه سلطنتی الغ بیگ و... است .

این کاشی ها دارای نقشمایه های گیاهی و اسلیمی اغلب در ترنج هایی که گاهی حاشیه های زرد رنگ داشته بوده است . شکل کاشی هایی که به صورت هفت رنگ تزیین شده اند بسیار متنوع بوده است از آن جمله ستاره های منفرد یا پنج گوش هایی که در درون نمای آجری قرار گرفته یا کاشی های معرق چهار ضلعی که در ستون ها کاربرد داشته و یا کاشی های مربعی و شش ضلعی که دیوارهای بزرگ را تشکیل می داده در بنا مورد استفاده قرار گرفته اند .

در دوره تیموریان طرحهای کاشی کاری معرق متراکم تر وبیشتر شده اند که این تکنیک ابتدا برای تزیینات داخلی و بناهای آناتولی در سده 13م /7ق به کار گرفته شده است .استفاده اولیه و گسترده از کاشی معرق در معماری تیموری در کاخ آق سرای دیده می شود .دیواره ها با تزیینات هندسی و کتیبه ها و طرحهای پیچیده گیاهی در درون گلدان های زینتی با طرحهای کاملا متفاوت از نظر کارکرد و محتوا بر روی دیواره های کاشی شده هفت رنگ در کنار یکدیگر چیده شده اند .کتیبه ها با خط کوفی کتابت یافته و با رنگ های سیاه و گاهی نیز طلایی قلمگیری شده اند . به طور معمول رنگ زمینه ای غالب آبی بوده است اما رنگهای دیگری نظیر سبز ، سفید ،زرد ، سیاه و قرمز با اضافاتی از رنگ طلایی مورد استفاده قرار گرفته است .

تزیینات این دوره جنبه قراردادی داشت وعلاوه بر نقوش روی کاشی ها عنصر تزیینی دیگری که به معماری تیموری قدرت و زندگی می بخشید رنگ بود .

تزیینات تلفیقی از نقش های هندسی ،خطاطی و گیاهی هستند:

تزیینات هندسی موسوم به گره در عصر تیموری نقش زیبایی شناختی جدیدی را در معماری ایفا کرد .هنرمندان در این عصر نمی خواستند مانند هنرمندان پیشامغولی به سرحد پیچیدگی برسند بلکه به عکس در پی سادگی بدون در افتادن به یکنواختی یا صرفا برجسته کردن اشکال معماری یا برخی سطوح و جزییات بودند .گره های عظیم متشکل از آجرهای لعابدار و روی زمینه ای از آجر صیقلی بر پهنه هایی وسیع از دیواره ها ،سطوح خمیده مناره ها و برج ها ،رواق ها نقش بسته است .گره ها غالبا خمیده هستند آنها طی مارپیچ های ساده یا متقاطع به دورمناره ها می پیچند و احساس بلندی را تقویت می کنند .

حروف بلند به خط کوفی که با آجر لعابدار نقش شده اند گاه اشکال هندسی ترسیم شده به وسیله گره ها را پر می کنند. این خط کوفی مربع یا حروف هندسی است که علائم زیر و زبری آن حذف شده است و نوشته ها شبیه اوراد و اذکار مذهبی است معمولا روی ساقه گنبدهای بزرگ آیاتی از قرآن به زبان کوفی بنایی یا نسخ هندسی نقش بسته است .

نقوش گیاهی ساده سازی شده در تزیین رواق های این دوره دیده می شود که در داخل اشکال ستاره ای کوچک و بزرگ معرق کاری شده قرار دارند .نقوش به کار ر فته در تزیینات کاشی یا معرق شامل نقش های گیاهی ساده شده ای هستند که تکرار می شوند ، رشته های پیچ در پیچ و مارپیچ آراسته به شاخ و برگ ، متحدالمرکز یا زنجیره ای که به حروف یا حلقه هایی که به گل و غنچه ختم می شوند . این نقش ها ملهم از طبیعت هستند که ساده سازی آنها باعث شده بهتر با خطوط یا سطوح معماری هماهنگ شوند . یکی از این نقش ها مداخل نام دارد که چیزی بین اسلیمی و خط هندسی است که به شکل sکه نماد برگی نرم و کشیده است و برای قاب بندی ها و ترنج ها بسیار استفاده می شود.

در سینه سر دری که از کاشی معرق باشد گاه از نقش های جانوری نیز استفاده می شود مانند نقش شیرو خورشید،دو اژدهای زرد رنگ که وجود چنین نقشی در یک بنای مذهبی مسلمانان دور از انتظار است.

در تزیینات چند رنگی همراه با نقش های گیاهی از کتیبه های معرقی با خط ثلث نیز استفاده شده است.زمینه این کتیبه ها نقش های گیاهی مارپیچی است.حروف که معمولا سفید یا طلایی اند بر زمینه آبی نیلی خودنمایی می کنند در حالیکه نقش های گیاهی به رنگ آبی فیروزه ای و غنچه ها و گل ها سفید و زرد هستند.تزیینات چند رنگی گاه چنان گسترش می یابد که تمام سطوح آجری را می پوشاند.نمونه هایی از این تزیینات در کاخ آق سرای،گور امیر،مسجد کبود تبریز و ...دیده می شود.

مناره های این دوره دارای ساختار و تزیینات یکسان هستند:قاعده مناره اغلب از صفحات مرمری پوشیده شده،تزیینات تنه متشکل از آجرهای مینایی شده و ترنج های معرق است و پایه گلدسته و مقرنس های آن کاشی معرق ترصیع شده است.

بناهای شاخص معماری تیموری:

مجموعه شاه زنده (سمرقند) :مجموعه ای از آرامگاه هایی است که چکیده فرایند تحولات معماری و تزیینات معماری در آسیای میانه در قرون 14م/8ق و 15م/9ق هستند.تمامی بناهای ساخته شده در فاصله زمانی 1361-1334 (زیارتخانه قثم ،آرامگاه خواجه احمد ،آرامگاه ناشناس)مزین به کاشی نقش برجسته هستند. از سال 1370 میلادی آرامگاه های خاندان تیموری به مجموعه اضافه شدند، مقبره ها در یک خیابان باریک بنا شده اند. در این مجموعه آجرهای لعابدار بنایی ،کاشی معرق و کاشی هفت رنگ به کار رفته است.

مقبره شادی ملک آغا (1383-1371/773-784 ):دارای تکنیک سفالینه های کنده کاری شده و لعابدار و کاشی نقاشی شده زیر لعابی نیز به کار رفته که این تکنیک مربوط به دوران قبل از تیموریان است و سبک کاشی های سلطان آباد ایلخانیان ایران را تداعی می کند.رنگ های به کار رفته در کتیبه های این بنا آبی فیروزه ای تیره،آبی نیلی و حاشیه سفید است.

آرامگاه امیر برندق: متعلق به 1385 میلادی است که دروازه آن با کشی معرق مزین شده در صورتی که روی دیوارهای داخلی و گنبد بقایایی از جدارهای کاشیکاری شده و دیوارنگاره هایی با نقوش هندسی مشاهده می شود.

آرامگه شیرین بیگ آغا (1385 میلادی) : دارای سردری با کاشی معرق است و دک نقش هندسی از آجر صیقلی گنبد را تزیین می کند.

کاخ آق سرای(شهر سبز) :در سال 1380 م/781 ق به فرمان تیمور ساخته شد و هم اکنون تنها مدخل آن با ستون هایی عظیم از آجر و پوشش کاشی هفت رنگ و آجر معرق باقی مانده است.تکنیک بنایی نیز در این بنا با آجرهای لعاب داده شده که واژه های الله،محمد و علی را شکل داده اند به کار رفته است.

آرامگاه شیخ احمد یسوی(ترکستان) :در فاصله سالهای 1399-1391 میلادی ساخته شده است.این بنا مستطیل شکل است و نمای بیرونی شامل کتیبه هایی از معرق آجر یا کاشی و قطعات کاشی است.

1 - 2 - 3 - 4

مسجد بی بی خانم (سمرقند): ساخت آن در سال 1399 م/ 801 ق آغاز شد.تزیینات بنا شامل پوشش های مرمر،معرق های آجر و کاشی و نقاشی های تزیینی با طلا کاری و ترنج هایی از خمیر کاغذ است.

1 - 2 - 3 - 4

گور امیر(سمرقند) :ساختن این مجموعه که آرامگاه امیر وچند تن دیگر از خاندان تیموری در آن قرار دارد در اواخر قرن 14 میلادی آغاز شد.بنای عظیم آرامگاه هشت ضلعی و دارای گنبد خارجی چند ترک آبی رنگی است که بر روی گریوی بلند قرار گرفته است.گنبد به طور کامل با معرق آجر و کاشی پوشیده شده است.ترنج هایی از خمدر کاغذ با ایجاد هماهنگی ای از رنگ های طلایی و آبی گوشواره ها و داخل بنا را می آراستند.

آرامگاه امام رضا (ع) : مجموعه ای است از بناها که زیباترین این بناها در قرن 15م/9 ق ساخته شده اند و عبارتند از مسجد بزرگی نزدیک صحن کهنه،دارالحفاظ و دارالسیاده ،مدرسه دو در و بالاسر که متعلق به دوران شاهرخ و بناهای واقع در جنوب غربی صحن عتیق به همت علیشیر نوایی ساخته شده اند.

مسجد گوهرشاد در این مجموعه دارای تزیینات دیواری از آجر و خصوصا معرق کاشی می باشد و دارای محراب معرق کاری شده است.تزیینات سطوح حیاط مدرسه دو در که در سال 1439م / 843ق در گوشه جنوب شرقی مسجد گوهرشاد ساخته شد با معرق کاشی صورت گرفته است.

آرامگاه امام رضا(ع) دارای تزیینات کاشیکاری صدفی است،در ایوان قبله نوارعریضی از کتیبه ها پیش طاق با کاشی آبی و کاشی معرق تعبیه شده و محراب عظیم آن از کاشی معرق است.

مدرسه و مصلای گوهرشاد(هرات) : شامل یک مدرسه،آرامگاه و مسجد بزرگ بود و ساخت آن در سال 1417م/820ق آغاز شد.قرار بود آرامگاه نقش خانقاه را ایفا کند و پیکره امام رضا(ع) به آنجا انتقال یابد اما بعدها تبدیل به آرامگاه تیموریان هرات شد.آرامگاه که امروزه گمبذ سبز خوانده می شود گنبدی سه پوسته دارد،نماهای آن با کاشی معرق آراسته شده در حالیکه اسلیمی هایی با نقش های گیاهی گریو بلند و مقرنس هایش را تزیین می کند.خود گنبد با کاشی و آجر لعابدار پوشیده شده است.

مصلا دارای مناره هایی با قاعده ای هشت ضلعی و ساقه دو بخشی است اما مدرسه در دو طرف نمای اصلی مناره سه بخشی زیبایی دارد.مناره های این مجموعه از مرمر حکاکی شده و بقیه آن با کاشی معرق پوشیده شده است.

مدرسه الغ بیگ(سمرقند) :تنهای بنای بازمانده از مجموعه وسیع بناهای میدان ریگستان در قرن 15 میلادی است،این مدرسه کانون فرهنگی آسیای میانه بود.دارای ساختار چهار ایوانی و چهار مناره بلند که ساقه مناره ها دارای تزیینات مرکب از معرق ها و آجرها و صفحات مرمر هستند،در صورتی که ساختار بنا تزیینات آجر معرق ،کاشی معرق و کاشی های چند رنگ است.

مدرسه غیاثیه خرگرد(خراسان) :تاریخ پایان ساخت آن 846ق است و به سفارش غیاث الدین احمد پیر خوافی از وزرای شاهرخ ساخته شده است. تکنیک های مختلفی در تزیین کاشی محراب این مدرسه استفاده شده است. از تکنیک هفت رنگ که در آن زمان به فراموشی سپرده شده بود نیز بهره گرفته شده است.هر چند آخرین نوع تزیینات کاشی معرق هم در این مدرسه قابل دسترسی است. کاشی های مورد استفاده در این مدرسه کاشی ستاره ای دوازده وجهی با تکنیک هفت رنگ و کاشی های پنج وجهی کوچکتر و شش گوشه گره خورده و نیز دیگر کاشی های چند وجهی که تشکیل نقوش ترکیبی هندسی را می دهند دیده می شود.

مسجد جامع هرات : ساخت آن در عهد غوریان 1200م/597ق آغاز شد و پس از حمله مغول دچار ویرانی گشت. در عهد تیموری دو بار تحت مرمت قرار گرفت، ابتدا در دوره شاهرخ و سپس به فرمان و نظارت علیشیر نوایی. از تزیینات دوره تیموری فقط آثاری به شکل معرق های کاشی و برجسته کاری در حیاط و اسلیمی های خطاطی به رنگ آبی نیلی بر زمینه سفید و طلایی در شبستان باقی مانده است.

همزمان با تیموریان در شرق ایران ترکمانان در غرب حکومت را در دست داشتند. مرکز اصلی حکومت آنان تبریز بود. مسجد کبود تبریز (فیروزه اسلام نیز نامیده می شود) تنها بنای باقی مانده از دوران قراقویونلوها در زمان حکومت جهانشاه است که نام خود را از پوشش کاشی بسیار عالی اش گرفته و دیوارهای بیرونی و بخش اعظم دیوارهای داخلی را کاشی های معرق شش رنگ پوشانده است. نقوش اسلیمی و کتیبه ها اغلب با رنگ سفید یا طلایی در زمینه آبی سیر و سبز قرار گرفته اند.کاشی های فوقانی بنا شش ضلعی لعابی و آبی سیر می باشند و کاشی های محراب ارغوانی آمیخته با طلایی است. در پایه های ورودی مدخل کاشی های لعابدار صدفی به کار رفته است. در این بنا همچنین از کاشی های زیر لعابی منقوش نیز استفاده شده است.

منابع:

شاهکارهای معماری آسیای میانه ،گالینا آ . پوگاچنکووا ،ترجمه: سید داوود طبایی ،انتشارات : فرهنگستان هنر.

کاشی های اسلامی ،ونیتیا پورتر ،ترجمه: دکتر مهناز شایسته فر ،انتشارات: موسسه مطالعات هنر اسلامی.

کاشی های ایرانی ،استفانو کاربونی و توموکوماسویا ،ترجمه: دکتر مهناز شایسته فر، انتشارات: موسسه مطالعات هنر اسلامی.


برچسب‌ها: تیموریان

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 9:29 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

 

 

راز شگفت انگیز انگشت حلقه و رابطه آن با اخلاق و رفتار انسان

دانشمندان در چندین مرکز پژوهشی در انگلیس و آمریکا با انجام تحقیقاتی با تائید نظریه انگشت حلقه نشان دادند که طول این انگشت می تواند ویژگیها و رفتار افراد را آشکار کند.

هرچند “نظریه انگشت حلقه” یک نظریه قطعی نیست اما برپایه تحقیقاتی که دانشمندان مرکز پزشکی هوارد هیوز در آمریکا انجام دادند می تواند به عنوان یک شاخص تقریباً شگفت انگیز برای بررسی شخصیت، رفتار و طبع افراد هر دو جنس به کار رود.

پیش از این تحقیقاتی از این دست انجام شده بود اما هیچکدام تا این اندازه وسیع و گسترده نبودند. به طوریکه این بار به نظر می رسد که هیچ تردیدی درباره تاثیرات طول انگشتان دست در مردان و زنان باقی نمانده نباشد.

درحقیقت طول انگشتان دست به سطح ترشح هورمونهای زنانه و مردانه (به ترتیب استروژن و تستوسترون) وابسته است که جنین دختر یا پسر در طول دوران بارداری دریافت می کند.

بدیهی است که هورمونها برای اینکه تعیین کنند فرد در آینده چه شخصیتی خواهد داشت کافی نیستند، بلکه فاکتورهای بسیار دیگری بر روی این مسیر شخصیت سازی اثر می گذارند.

اما انگشتان دست به طور موثری نوعی “کارت شناسایی” هستند که به ما اجازه می دهند اولین نگاه را بر روی پتانسیلهای مرد و یا زن آینده بیندازیم.

راز شگفت انگیز انگشت حلقه و رابطه آن با اخلاق و رفتار انسان

هر دو جنس زن و مرد تحت تاثیر هر دو هورمون تستوسترون و استروژن قرار دارند. اما ترشح استروژن در زنان و تستوسترون در مردان بیشتر است و هرچه سطح این هورمونها بالاتر باشد خصایص زنانه و مردانه در افراد بیشتر می شود.

اکنون نتایج این تحقیقات که در مجله علمی PNAS منتشر شده اند نشان می دهد در مردان به دلیل ترشح بیشتر تستوسترون به طور معمول، انگشت حلقه نسبت به انگشت اشاره به طور چشمگیری بلندتر است درحالی که در زنان انگشت اشاره بلندتر است و یا تقریباً هر دو انگشت هم اندازه هستند.

بنابراین اگر انگشت حلقه یک مرد کوتاه تر از انگشت اشاره اش باشد این بدان معنی است که مهربان تر، محجوب تر و کمتر خشن است. این افراد معمولاً پدرانی هستند که با وسواس مادرانه از کودکان خود مراقبت می کنند.

درعوض اگر انگشت حلقه یک زن بلندتر از انگشت اشاره باشد احتمال بسیاری وجود دارد که این زن در ورزش موفق شود.
در کل، مردان با انگشت حلقه بلندتر سلطه جوتر و خشن تر است. نتایج یک نظرسنجی که در سال ۲۰۰۸ توسط دانشگاه کمبریج انگلیس انجام شده است نشان می دهد که این گروه از مردان در محیطهای کاری به شدت رقابتی برای مثال در “سیتی”، شهرک مالی لندن، موفقیت و درآمد بیشتری نسبت به مردان با انگشت حلقه کوتاهتر دارند.

محققان بر این باورند که این خصوصیت بر موفقیت افرادی تاثیرگذار خواهد بود که در حرفه خود نیازمند ریسک، تصمیم گیری و فعالیتهای سریع هستند و در همه انواع مشاغل تجاری منجر به افزایش میزان موفقیت فرد نخواهد شد. زیرا برخی مشاغل نیازمند تخصصی خاص و شیوه خاصی از برخورد با مشتری و کارفرما خواهد بود.

نتایج تحقیقات دیگری که توسط محققان دانشگاه بث (انگلیس) در سطح مدارس انجام شد نشان داد که کودکان دختر یا پسر با انگشت اشاره کوتاهتر در دروس زیرگروه علوم انسانی موفقیت بیشتری نسبت به دروس علمی کسب می کنند.

براساس گزارش لارپوبلیکا، همچنین طول انگشت می تواند اطلاعاتی نیز برای پیش بینی بیماریها ارائه کند. به طوریکه انگشت اشاره بلندتر می تواند به عنوان یک شاخص پیش فرض برای توسعه تومور پروستات در مردان و سرطان سینه در زنان مدنظر قرار گیرد.

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 8:53 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

 

 

پرکردن چاله های خیابان با استفاده از نشاسته ذرت و آب

گروهی از دانشجویان یک ماده منحصر به فرد ایجاد کرده اند که می تواند چاله های خیابانها را با استفاده از یک کیسه آب مهر و موم شده به طور موقت پر کند.

شگفتیها : آیا تا کنون نشاسته ذرت با آب مخلوط کرده اید ؟ اگر این کار را کرده باشید شاید متوجه شده باشید که چگونه این مخلوط میتواند مانند یک مایع لغزنده در سراسر یک سطح جریان پیدا کند و در عین حال مانند یک جسم جامد سخت بشود اگر شما به طور ناگهانی آن را بلرزانید . دلیل اینکه مخلوط نشاسته ذرت و آب به این صورت عمل میکند این است که این مخلوط یک سیال غیر نیوتنی شناخته می شود – ذرات آن به صورت اجزایی لغزنده در کنار یکدیگر تشکیل شده است و به راحتی زمانی که آرام در حال حرکت هستند با یک نیروی کوچک به سرعت به حرکت درمیایند . به تازگی، یک گروه از دانشجویان دانشگاه کیس وسترن کلیولند چنین مایعی را در داخل کیسه های محکم محصور کردند و یک محصول ساده ایجاد کردندکه می تواند به طور موقت در پر کردن چاله های موجود در جاده ها مورد استفاده قرار گیرد.

دانشجویان این دستگاه را به عنوان محصول ورودی خود را در مسابقه مهندسی با حمایت شرکت فرانسوی مواد سنت Gobain، که در آن رقبا برای ایجاد یک محصول تازه از مواد ساده طراحی شده شرکت میکنند ارائه کردند و موفق به دریافت جایزه اول این مسابقات شدند.

اگر چه ترکیب مایع فاش نشده است اما بنا به گزارش های زیست محیطی تخریب پذیر و غیر سمی است. دانشجویان ظاهرا اکنون سعی دارند با استفاده از اندازه های مختلف ذرات به ویسکوزیته مناسب تری دست پیدا کنند. این محصول در شکل پودر، ذخیره می شود و در داخل کیسه های پوشیده از سیلیکون ضد آب از یک فیبر قرار میگیرد .

پرکردن چاله های خیابان با استفاده از نشاسته ذرت و آب

ایده فوق العاده جالب این محصول زمانی نمایان خواهد شد که بدانید کارگران شهردرای و یا حتی افسر پلیس میتوانند این کیسه پر از پودر را در وسایل نقلیه خود حمل کنند و هنگامی که آنها در مسیر رفت آمد میکنند و یک گودی یا دست انداز یا چاله را که نیاز به پر کردن موقت دارد ببینند میتوانند به سادگی کیسه را باز کنند آب اضافه کنند و آنرا در چاله مورد نظر بریزند و با خیال راحت به کارشان ادامه دهند در حالی که مطمئن هستند دیگر آن چاله سر راه آنها سبز نخواهد شد .

برخی از این کیسه های نمونه در مناطقی پر ترافیک از کلیولند، تست شده و ظاهرا به خوبی کار کرده است و البته برای بیش از یک هفته هنوز هم در شرایط خوبی قرار دارند . آنها اکنون باید در زمستان هم آزمایش شود ، اگر چه اعتقاد بر این است این محصول مشکلی با دمای انجماد ندارد.

گفته میشود این کیسه ها چیزی در حدود ۱۰۰ دلار هزینه خواهند داشت که با توجه به سادگی استفاده و البته سرعت کار برای یک تعمیر موقت بسیار مناسب است و چندین شرکت پیشنهاداتی برای خرید چنین محصولی ارائه کرده اند .

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 8:45 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

 

 

تلویزیونی که نامرئی می شود

تلویزیون جدید «DesignLine» شرکت فیلیپس به شکلی طراحی شده که در زمان عدم استفاده ناپدید می‌شود.

این تلویزیون از یک ورق شیشه بدون درز ساخته شده و در زمان خاموش بودن شبیه یک پنجره سیاه است.

این تلویزیون جدید از نمایشگرهای با مقیاس ۴۶ و ۵۵ اینچ برخوردار بوده و در ژوئن ۲۰۱۳ با قیمت ۲۰۰۰ و ۲۸۰۰ پوند در انگلیس وارد خواهد شد.

این تلویزیون از گردن، پایه و چارچوب قابل مشاهده بی‌بهره است و تنها یک ورق شیشه بدون درز است که به دیوار تکیه داده می‌شود.

DesignLine همچنین از چراغهایی در سه طرف آن برخوردار بوده که نور رنگی را در مطابقت با تصویر پشت نمایشگر نمایش می‌دهد که به گفته شرکت فیلیپس به تاثیر ظاهر شناور صفحه می‌افزاید.

[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 8:43 ] [ احمد نیک گفتار ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه